جشنواره اینترنتی نوروز

مسابقه و جشن اینترنتی وبلاگنویسی نوروز 87

http://natan.persianblog.ir/post/384
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ اخبار و دانستنیها

کرده اند و با خلق شیوه های گوناگون زندگی از خود، آداب و رسوم و سنتی را به میراث گذارده اند که بررسی، یادآوری، شناخت مفاهیم و تبلیغ و ترویج جوانب مثبت آن ضمن حفظ هویت ملی مایه مباهات، سرافرازی، خودباوری و بالاخره پایداری قومی در مقابل فرهنگ بیگانه می شود.

سنن و فرهنگ ایرانیان از ریشه و قدمت خاصی برخوردار و تامل برانگیز است. یکی از این سنن، پیام نیاکان ما در زمینه هفت سین است.

ایرانیان در روند تدریجی و تکاملی صدها سال از زندگی پرنشیب و فراز و پُر بار خویش، در اول بهار که آغاز سال نو و شکوفایی مجدد طبیعت در این منطقه از کره زمین است، همواره با حفظ آیین شکوهمند و غرورآفرین نوروز با چیدن هفت خوراکی که به زبان شیرین و غنی پارسی با حرف "سین" شروع می شود، در سفره هفت سین، پیام تغذیه ای سالم زیستن را سینه به سینه به نسل معاصر رسانده اند.

اگر به ارزش های غذایی حیات بخش، اعجاز آور و حیرت انگیز خوراکی های تشکیل دهنده سفره هفت سین شامل: سیر، سنجد، سماق، سرکه، سیب، سبزی و سمنو که تا کنون مطالب زیادی در مورد علل یا خواص آن نگاشته شده به شرح مختصر زیر توجه و دقت شود، آن وقت درمی یابیم که در بطن تک تک خوراکی های تشکیل دهنده هفت سین، پیام با ارزش و گرانبهایی برای حفظ سلامتی نهفته است.

1- مصرف سیر علاوه بر میکروب زدایی و سایر خواص متعدد، در جهت کاهش کلسترول، جلوگیری از تصلب شرایین، متعادل نگه داشتن فشار خون و حفظ سلامت بدن از جمله قلب و عروق در سراسر دنیا توصیه می شود.

2- مصرف سنجد در طب تغذیه، علاوه بر خواص مختلف جهت درمان آرتروز توصیه می شود.

3- مصرف سماق همراه کباب علاوه بر خواص متعدد، جهت کاهش مضرات اوره ی گوشت توصیه می شود.

4- مصرف انواع سرکه از جمله سرکه انگور قرمز(که حاوی لیکوپن است) یا سرکه سیب با خواص اعجاز آور مختلف شامل: کاهش دهنده ی مضرات چربی مصرف شده در بدن، باز نگه دارندگی عروق و خاصیت ضد سرطانی آن به هر شکل ممکن بالاخص در ترشی ها و سالاد توصیه می شود.

5- کلیه فرهیختگان امور تغذیه در سراسر جهان مصرف یک سیب در روز را نه تنها برای دفع سموم از بدن، تقویت دستگاه گوارش، تامین ویتامین ها و املاح لازم جهت حفظ سلامتی و شادابی توصیه می  کنند، بلکه آن را موجب بی نیازی از مراجعه به پزشک می دانند.

6- مصرف مداوم انواع سبزی تازه جهت تامین فیبر، ویتامین ها و آنتی اکسیدان های لازم به دلیل خاصیت ضد سرطانی و ضد بیماری قلبی آن مورد توصیه تمامی متخصصان تغذیه است.

7- تهیه سمنو با آرد جوانه گندم که سرشار از ویتامین E (به عنوان آنتی اکسیدان قوی و بی اثر کننده رادیکال های آزاد در بدن) و انواع ویتامین های B است و مصرف آن ضمن تامین کالری، برای حفظ جوانی، سلامتی، ضد پیری و افسردگی همواره توصیه می شود.


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://ta39ali2003.persianblog.ir/post/123
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ علی طایفی

گفتگویی گوتاه با رادیو فرانسه : نورزو و اختراع سنت!   

برای آغاز سال نو و آمیزش طبیعت و فرهنگ به آحاد ملت ایران بویژه نویسندگان و مخاطبان نشریه جامعه شناسی ایران، جز تکرار سالانه و به تعبیر فرخی یزدی طوطی وار مبارک باد! برگرفته از ابتکارخلاقانه دانشجویان ایران در پارک لاله و توزیع ماهی سیاه کوچولو، بجای ماهی قرمز سفره هفت سین، و اختراع سنتی دیگر دربیان اعتراض و مطالبات خود در نقاب نمادهای فرهنگ ملی است.

در ایام نوروزی، دانشجویان و خانواده های زندانیان در بند با استفاده از سنت ها، فرهنگ مهر جوئی را به جای خشونت نهادند و به صورتی سمبولیک به بیان خواسته
هایشان پرداختند.
علی طایفی پژوهشگر و جامعه شناس مقیم سوئد، معتقد است استفاده از چنین ابزارهائی فرهنگ خشونت زدائی را در جامعۀ خشونت زدۀ ما ترویج می کند. مسئول بخش ایرانی جامعه شناسان بدون مرز، می گوید: "جامعه ایران و بطور مشخص دولت، مسئول مهمترین خشونت ها در جامعه، از سیاسی تا اجتماعی و فرهنگی است. در مقابل، این حرکت ها می تواند زمینه پیوند عاطفی نمادهای فرهنگی مهرآمیز و صلح جویانه در برابر وقایع خشونت جویانه باشد که همبستگی اجتماعی بیشتری را بدنبال دارد". به نظر وی این ابتکار دارای خصایص زیراست:
1.اختراع سنت: به تعبیر هابسبام و رنجر، برای افزایش کارایی سنن ملی و فرهنگی-دینی براساس تعریف کارکردهای اجتماعی نوین.
2. پیوندعاطفی نمادهای فرهنگی مهرآمیز و سلح جویانه در برابر وقایع و برخوردهای خشونت جویانه که زمینه ساز توسعه فرهنگ و اندیشه صلح و خشونت ستیزی است،
3. همبستگی اجتماعی بیشتر به دلیل ماهیت اجتماعی این رویکرد و ایجاد میل و جسارت وریسک پذیری بیشتر مردم برای پیوند و اتحاد ملی بیشتر،
4. جلب مشارکت اجتماعی بیشتر مردم در عرصه های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، و همچنین مدیریت دولت برای کاهش میزان فشارها، قبول مسئولیت مدنی نسبت به حقوق ملت،
5.مشروعیت بخشی به برخی حرکتهایاعتراضی در نقاب ولوای نمادهای فرهنگی مثل پخش ماهی سیاه بجای ماهی فرمز در هفت سین، هفت سین در  مقابل زندان، آش نذری در کمپین یک میلیون امضا و...،
5. پیوند سرمایه های اجتماعی و فرهنگی با یکدیگر:برپایه نظر بوردیو، تلفیق اعتماد اجتماعی حول  نمادهای فرهنگی

کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://shohremahisefat.persianblog.ir/post/19
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ شهره ماهی صفت

سلام می کنم به بهار...بهار ساده و مهربان 

سلام می کنم به صبح ، صبح دلنشینه بهار

و درختانی که در آرامش سکوت در حال جوانه زدنند

سلام به بوی خاک نم خورده از باران

سلام به ابر سپید که دست خورشید را گرفت تا زیر باران  رنگین

کمان زاید.....


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://medicalsociology.persianblog.ir/post/58
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ جامعه شناسی پزشکی

در  نوروز بار دیگر با رفتارهایی رو به رو هستیم که صدها و شاید هم هزاران سال از نسلی به نسل بعد منتقل شده اند، بی آن که مبلغ رسمی و سازمان حامی داشته باشند و یا بودن شان با منافع گروه و طبقه خاصی در جامعه گره خورده باشد.
نکته جالب این است که یادگار نیاکان ما به رسومی که میشناسیم و میدانیم محدود نمیشوند. چه بسیار رفتارها، باورها و نگرش های ما بی آنکه بدانیم و توجه کرده باشیم، به ما به ارث رسیده اند. دامنه این موارد بسیار گسترده است. باورهای ما درباره خواص خوراکیها، ویژگی های یک فرد «دانا»، یک فرد «خودخواه»... در بیشتر موارد نتیجه تلاش و مطالعه ما نیستند.

این موارد در زندگی روزمره ما و در رفتارهای مرتبط با سلامتی ما تاثیر گذارند و به جاست که در زمینه های گوناگون مورد کنکاش قرار گرفته و بررسی شوند.

 


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://zahir_iran.persianblog.ir/post/178
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ منطقه امن

مادری دارم بهتر از برگ درخت

.... و هنوز هم با همه این  نامردمی ها ، سفره هفت سین  مرا با خود میبرد  . می برد به روزهای خوش و ایام به کام . و از اینهمه اشیا بر سفره  هفت سین          " من به یک آینه به یک دلبستگی پاک قناعت دارم " .

و مادر  را  می بوسم و می بویم . قران را می بوسم و مادر یک صفحه را باز میکند و من اسکناس تا نشده ای را که بسیار خوشبو ست بر میدارم و دزدکی به بالای صفحه قران نگاه میکنم که خوب آمده است یا بد ؟و هر سال خوب می اید . و مادر صفحه دیگری را به روی برادرم و خواهرم و دیگران می گشاید و انگار همه صفحه های قرانی که دردست مادرم است  همه خوب است .. .

و من اسکناس نو را توی کیف پولم می گذارم و میدانم که این عین  برکت است . عین رحمت است . عین عشق است .

 ومن چند روز قبل ترها را بیاد می آورم که مامان   چند اسکناس نوی تا نخورده را به بوی بهار نارنج و بید مشک  میاراید و عینک می زند و  قران را می جوید . به گمانم همه صفحه های خوب قران را برای فرزندانش می خواهد .

ای وای  از مادر . مادر بودن چه سخت است . بهشت هم برای زیر پای مادر کم است . و با تمام وجودم و با تمام سلو ل ها ی تنم از خدا عمر طولانی برای مادر می خواهم . و برای مادر تو . و برای همه مادر های دنیا .


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://mitra-khanabadi.persianblog.ir/post/15
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ عاشقترین امیر

بهاریه

در کوچه ها /بوی ریحان می آید
در فصل شکوفایی سبزینه وترانه/عطر اقاقی /برلب بام دلها مهربانی پاشیده
قله هایی سبز/پله هایی خاکی/لحظه هایی ناب
همه بی قرار جوانه همه عطش آب /همه آتشفشان سرخ شقایق
در این هوای لبریز از تشنگی
تو شکل مشترکی از ستاره ویاسمنی

ای یاور رهایی خوبان /

  ای برتر از فصل سبز/ شاعرانه بر تو سلام

ای عروج باران/بهار از آن تو باد


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://bmarz.persianblog.ir/post/131
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ بدون مرز

زمزمه های دلتنگی

بهار سلام کرد و تابستان خداحافظی؛ و اینک پائیز خبر از رسیدن زمستان می دهد و نم نمک راهی می شود تا زمستان سنگین و سرد، خواب دریا و سنجاقک را برهم زند و ابرهای کبود و بی قرار آسمان را با صاعقه و رعد بر سر رهگذران آوار کند.
رهگذرانی که من و تو نامشان را نمی دانیم ولی حتماً صدای کشیده شدن کفش های پاره شان که در برخورد با آسفالت سرد کوچه ها زوزه می کشد را می شنویم.
اگر کمی بیشتر و دقیق تر گوش کنیم، زمزمه های دلتنگی های شان را نیز حس خواهیم کرد. حتی می دانیم که به کجا می روند، به خانه هایی سرد با فانوس هایی نیمه بیدار که بر کابوس های شبانه شان سو سو می زنند. آنجا زیاد دور نیست، در همین نزدیکی من و تو. در پشت پنجره ی خانه هاشان چراغی نمی سوزد و گرمایی اگر هست آه دل کودکانی است که بر سینه ی سرد شیشه ها بخار می شود و آن ها با انگشتان لاغرشان روی این شیشه های مه گرفته  می نویسند:
                                عشق بی آنکه در بزند می آید،
                                                         با فانوسی در دست و برقی در چشم
آری زمستان در راه است، فصلی که با همه ی یک رنگی و بی رنگی اش می تواند با بی توجهّی ما، ردّی سیاه در  پرونده ی روزمرگی هایمان بگذارد و بر پیشانی وِجدانمان عرق سرد بنشاند.
و ای کاش برای لحظه ای از خانه های گرم خویش جدا شویم و سری هم به سرما و سکوت غم بار خان ی همسایه بزنیم و شمعی از عشق و انسانیت برافروزیم تا مبادا پدر و مادری در سرودن شعر زندگی برای فرزندانشان قافیه کم آورند.


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://shafagh21.persianblog.ir/post/2
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ ذهن من

خداشناسی

تغریبا یه سال پیش فکر می کردم از هر آدمی تو دنیا بیشتر به خدا نزدیکم ،چقدر خدا رو خوب فهمیدم،دلم می خواست همه آدمای دنیا هم مثل من به خدا نزدیک بشن،همشون بفهمن که چه کیفی داره وقتی آدم خدا رو داره...اما چت کردم،چیزای زیادی خوندم که باعث شد،اسلام و خدای من با هم قاطی شه،نمی دونم باید ناراحت باشم یا خوشحال،حس بدی ِ،اما زیاد فکر کردم،به هر چیزی که زیاد فکر کنم برام با ارزش می شه ،یا اگه بهش خیره بشم،حتی اگه اذیتم کنه،ولی من دیگه بهش خیره شدم پس بهش علاقمند می شم.

       ازاون قدیما که جَوون بودم شروع می کنم،از اولن چیزی که شاید برام انتزاعی بوده،5-6ساله که بودم فرق کلمه خدا و خورشید رو هی یادم می رفت،قاطی می کردم،بعد یه نگاه به آسمون مینداختم،میدیدم یه جسم ِ بزرگ نورانی ِ(خیلی به خورشید خیره می شدم با اینکه منو از اینکار ترسونده بودن)پس نمی تونه خدا باشه،تعریف خدا فرق می کنه،با خودم می گفتم،خنگِ خدا خداست،این خورشیدِ،دیگه فکر نکنی که خورشید خداس،و خدا خورشیدااا!یا اینکه هر دوشون یکی اند!...اما باز حرفای خودم یادم می رفت،بعضی وقتا با خودم تکرار می کردم خدا،خورشید،خدا،خورشید...تا یادم بمونه.بالا خره نمی دونم چی شد که منم بزرگ شدم،دیگه شیطون نبودم یه کم زمینی شده بودم.معلم ابتدایی،سال دوم بود فکر کنم،گفت باید خودتون خدا رو بشناسین،این فروع دین نیست،یه اصل ِ،بعدش گفت از هر پدیده ای می شه پی به وجود خدا برد،مثلا یه برگ،رود،زمین...اینا نشونه های وجود خدا هستن.

دم عید بود مامانم پنجره هارو تمیز می کرد،خیلی خوب یادم ِ،یه مگس بزرگ دیدم ،خیلی گنده بود،ما بهش می گفتیم خرمگس،خوب نگاش کردم،می خواستم خدا رو بشناسم،معلممون که نگفته بود از چی؟گفته بود هر مخلوقیفنه دقیقا یه چیز مشخص...خیلی زشت بود،چندش آور،صدای ویز ویز ،اذیت کننده،خودشو می کوبید به شیشه،...تو دلم گفتم،آخه خدا اینو برا چی آفریده؟اصلا این چیه دیگه؟روح پلیدی داره،ازش بدم می یومد،یه لحظه،تو ذهنم،خدا رو انکار کردم،خیلی کوتاه،و همون هم باعث شد عذاب وجدان شدیدی بهم دست بده،به خودم فحش دادم،گفتم احمق خدا وجود داره تو نمی فهمی،خیلی ناراحت شده بودم،نمی تونستم خودمو ببخشم،حتی گریه کردم،اما یواشکی...اینا گذشت،ذهن کوچیکم بزرگ شد،با دیدن و خوندن پدیده ها ،فهمید باید خودشو بشناسه تا خدا رو بتونه درک کنه،جمله های قشنگ در مورد خدا شنید،حرفای قشنگ یاد گرفت،اما نه تونست خودشو خوب بشناسه! نه  خدا رو،کلّی با خدا حرف زد،ازته دل یا سَرسَری،اما نمی دونم کی به خدا نزدیکتر بودم،وقتی 4-5ساله بودم؟یا 7سالگیم دم ِ عید؟یا الان،یا پارسال؟

یادم میاد همون موقع ها که بچه بودم یه راهی پیدا کرده بودم،برا اینکه به خدا برسم و اسرار آفرینش رو کشف کنم...به نور خیره می شدم،نور ِزرد لامپ یا خورشید،بعد چشمامو می بستم با دستم روشو می گرفتم که تا ریکه تاریک شه،نور رو تو چشمام دنبال می کردم،با سرعت ِ نور می رفت،سرعتش خیلی زیاد بود،چندین شعاع می شد،دایره های جدا از هم،خیلی برام جذاب بود،بهترین بازی ِ من بود،می گفتم اگه یه بار بتونم تا آخرش نور رو دنبال کنم،و برم تو دنیایی که اون می شکافه و میره جلو،به خدا می رسم،اما هیچ وقت نتونستم با سرعت نور برم.


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://spring_1959.persianblog.ir/post/2
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ کاش من هم بهاری دوباره داشتم

بیایید باهم به کوچه های خاطراتم برویم

هر بهار ،  روزهای پاییزیم را زیاد تر می کند و برگهای بیشتر ی از وجودم ، جدا می سازد .

در حیاط کوچک خانه ما ، درختی است پر از شکوفه های صورتی که روزی دستخوش خزان خواهند شد

شکوفه ها ، و عطر دل انگیزشا ن ، مرا به سال های دور می برد . به سال هایی که در کوچه های  خاطراتش پرسه می زنم و به هرنقطه ای سرک می کشم .

دوست دارم  شما در این کوچه ، که پر از عطر آقاقی و گل محمدی است  مرا همراهی کنید .

 آنگاه شمارا باخود به خانه ی پر از رمز و راز خود خواهم برد

شمارا در بوی نمور زیرزمین بزرگ خانه  همراه با بوی ترشی و سرکه و پنیر کوزه ای شریک می کنم

شمارا با خود به زیر کرسی خانه با سماور کنار آن می برم .

مواظب باشید که پایتان به منقل آتش نخورد !

شما هم از سیب زمینی پخته با ترشی ، شب چره شب های زمستانی نوش جان کنید .

شما هم  بامن به قصه ملک جمشید و نارنج دختر  گوش بدید

شماهم مثل من در انتظار پدر بمانید و با هرصدای دق البابی از جای بپرید


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://farmehrf.persianblog.ir/post/140
ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧  

 وبلاگ خورشید نیمه شب

بانوی پشت آینه!   


چند سالی میشود ...
با این روزها که بیایند و بگذرند
چند سالی میشود اینک که هر روز کسی با نام جعلی من
با ظاهر و آوا و انحنای اندامم
- که من هست و نیست -
از خواب بر میخیزد و به جایم
به پدر و مادرم صبح بخیر میگوید٬
و سیب هر روزه را که به دندان گرفت
بوسه ای در هوا میپراند که : خداحافظ!
و آن وقت دنبال روزمرّگی ام میرود.
و من هر روز بیشتر تعجب میکنم که چرا
کسی مرا نمیابد که اینطور در آینه پنهان شده ام؟


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://tasnimafarinan.persianblog.ir/post/79
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ شنیده می شوید
 شرحی بر نوروز
 
 
 
سلام
نوروز پیروز
بخوونید :

نیاکان ما ، ایرانیان باستان ، به گواهی تاریخ از شادترین ملتهای جهان بوده اند . آنان بسیاری از روزهای سال را به برگزاری جشن می پرداختند . انگیزه ی این جشن ها گذشته از شادی فطری  نژاد ایرانی ، پاس داشت روزهای سرنوشت ساز در تاریخ این نژاد کهن و سرزمین ایران بوده است .این جشن های اسطوره ای هنوز هم در میان پاره ای از ایرانیان برگزار می گردد.
نوروز ، بزرگترین جشن ایرانیان باستان برابر با ا فروردین خورشیدی و 21 مارس مسیحی است.
ایرانیان بر این باور بودند که در این روز خداوند آفرینش جهان را به پایان رساند. آنان جمشید ، پادشاه قوم آریایی را پایه گذار نوروز و دیگر آیین های نیکو دانسته اند . ایرانیان برای جشن خانه های خود را پاکیزه می کردند ، بر روی میز کوزه اب آب ، گلدانی گل ، وشعله ای از آتش می افروختند. در شب پایانی سالچراغ خانهی درگذشتگان خود را روشن می نمودند چون بر این باور بودند که درگذشتگان به خانه ی خود باز می گردند و از روشنی چراغشان شادمان می گشتند.
از دیگر آیین های نوروز ، پوشیدن جامه ی نو، آراستن سفره ی هفت سین ، و کاشتن سبزی در هفت گونه دانه بود و هرکدام از دانه ها که بهتر می رویید، نشانه ی رونق کشت آن نوع دانه در آن سال بود، این آیین نشانگر ، ارزش کشت و کار در میان ایرانیان باستان است .
 و این بود مختصر شرحی بر نوروز ....


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://faslebahar87.persianblog.ir/post/2
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧  

 وبلاگ نوروز درفقه

نوروز در کتب فقهى و استدلالى‏

1ـ در صفحه 30 مجلّد سوّم کتاب من لا یحضره الفقیه مرحوم صدوق نقل مى‏کند:

اتى علی علیه السلام بهدیة النیروز فقال علیه السلام ما هذا و قالوا یا امیر المؤمنین الیوم النیروز فقال علیه السلام اصنعوا لنا کل یوم نیروز، و روى انه قال علیه السلام نیروزنا کل یوم.

در روز عید نوروز براى حضرت على علیه السلام هدیه‏اى آوردند حضرت سؤال کردند: اینها چیست؟ عرض کردند: یا امیر المؤمنین امروز روز نوروز است و این هدیه به مناسبت نوروز است. حضرت فرمودند همیشه از این کارها بکنند هر روزتان نوروز باد. و روایت شده که حضرت فرمودند هر روز ما نوروز است.

2ـ و در صفحه 300 همان کتاب از امام صادق نقل مى‏کند که:

مردى است داراى مقام و رتبه بزرگى و در روزهاى عید نوروز براى او هدایائى مى‏آورند و مى‏خواهند به وسیله آن هدایا به آن شخص نزدیک شوند و با او آشنا گردند آیا هدایا را بپذیرد یا نه؟ حضرت فرمودند: آیا اهداء کنندگان نماز مى‏گذراند. عرض کردم: آرى. حضرت فرمودند: آرى بپذیرد هدایا را و به آنها هم محبت کند و کمک نماید.

3ـ شیخ الطائفه محمد ابن الحسن الطوسى در التهذیب جلد 6 صفحه 678 عیناً همین حدیث را از امام صادق علیه السلام نقل مى‏فرماید.

4ـ در کتاب وسائل الشیعة نقل مى‏نماید:

و اتی على علیه السلام بهدیة النیروز فقال علیه السلام ما هذا فقالوا یا امیر المؤمنین الیوم النیروز فقال علیه السلام اصنعوا لنا کل یوم نیروزاً(1).

براى حضرت على علیه السلام هدایائى آوردند حضرت سؤال کردند اینها چیست؟ گفتند هدایا و تحفه‏هاى عید نوروز است حضرت فرمودند همه روزها این کار انجام گردد هر روزتان نوروز باد.

معلى بن خنیس از امام صادق علیه السلام نقل کرده که حضرت فرمودند: در روز عید نوروز غسل کن و پاکیزه‏ترین لباست را بپوش و خود را معطر کن به بهترین عطرها و در این روز روزه بگیر.

5ـ و در کتاب شریف دعائم الاسلام جلد 2 صفحه 326 مى‏فرماید:

و عنه علیه السلام انه اهدى الیه فالوذج فقال: ما هذا قالوا یوم النیروز قال فنیروزاً ان قدرتم کل یوم یعنى تهادوا و تواصلوا فی الله.

براى حضرت على علیه السلام اهدائى آوردند (فالوذج)، حضرت سؤال کردند اینها براى چیست؟ عرض کردند اهدائى روز نوروز است فرمودند: هر روز را اگر مى‏توانید نوروز قرار دهید یعنى هر روز اهدا کنید به یکدیگر و صله بنمائید در راه خدا.

بنا بر این از این چند روایت که در کتب فقهى و استدلالى علماء بزرگ و فقهاء عالیقدر نقل شده استفاده مى‏شود که در زمان حضرت على علیه السلام هم معمول بوده روز عید نوروز به دیدار یکدیگر مى‏رفتند و هدایائى هم براى بزرگان مى‏برده‏اند و حضرت على علیه السلام از آنها مى‏پذیرفته و آنها را نهى و منع نمى‏نموده و عملاً مردم را به این اعمال عاطفى و محبت آمیز تشویق مى‏فرموده‏اند و این تأیید عملى آن بزرگوار از این روز است.

ابوریحان بیرونى روز عید نوروز دست از کار مى‏کشید.

محدث بزرگوار قمى رحمة الله در کتاب «الکنى و الالقاب» جلد 1 صفحه 78 نقل مى‏فرماید:

«ابوریحان بیرونى» محمد ابن احمد الخوارزمى الحکیم الریاضى الطبیب المنجم المعروف کان فیلسوفاً عالماً بالفلسفة الیونانیة و فلسفة الهنود و برع فی علم الریاضیات و الفلک بل قیل انه اشهر علماء النجوم و الریاضیات و کان معاصراً لابن سینا و بینهما مراسلات و ابحاث کان اصله من بیرون بلد فى السند.

بعد از آنکه شرح مفصلى از حالات آن مرد بزرگ و دانشمند محقق نقل مى‏کند و مؤلفات او را نام مى‏برد و اشاره‏اى به مسافرتهاى او براى تحصیلات عالیه مى‏نماید مى‏نویسد:

انه کان مکبا على تحصیل العلوم منفتاً على التعقیب لا یکاد یفارق یده القلم و عینه النظر و قلبه الفکر و کان مشتغلاً فی تمام الایام السنة الا یوم النیروز.

آن مرد بزرگ بسیار در تحصیل علم جدى بود و دائماً مشغول به تصنیف و تألیف کتاب بود هیچگاه قلم از دست او نمى‏افتاد و چشمش از مطالعه کتب و دلش از فکر و تحقیق باز نمى‏ایستاد و تمام روزهاى دوره سال به مطالعه و تألیف و کارهاى علمى و تحقیقى اشتغال داشت و سرگرم بود مگر روز نوروز که آن روز را تعطیل مى‏کرد.

با توجه به اینکه ابوریحان مرد دانشمند و محقق دقیقى بوده و از نوابغ تاریخ به شمار مى‏رود و کسى بوده که عاشق مطالعه و تدریس و تألیف بوده است قطعاً تعطیل کردن او روز عید نوروز را نمى‏تواند بدون دلیل و جهت منطقى باشد و مى‏توان یکى از دلایل اعتبار عید نوروز را اهتمام آن مرد بزرگ به این روز دانست.

استحباب غسل در روز نوروز در کتب فقهى و اجتهادى‏

در اکثر کتب فقهى و استدلالى یکى از اغسال مستحبه، غسل روز عید نوروز مى‏باشد و در کتب روائى هم روایات زیادى درباره لزوم اهتمام به غسل در روز نوروز نقل شده است که به بعضى از آنها اشاره مى‏گردد:

1ـ در کتاب وسائل الشیعه جلد 2 صفحه 428 بابى را با عنوان: باب استحباب غسل یوم النیروز افتتاح فرموده و در باب روایتى نقل مى‏کند که محمد بن الحسن از معلى ابن خنیس از امام صادق علیه السلام در روز نوروز که حضرت فرمودند:

اذا کان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک‏

در روز عید نوروز غسل بنما و بپوش بهترین و پاکیزه‏ترین لباسهاى خود را.(2)

2ـ در کتاب المهذب که از کتب فقهى قدیمه است احمد ابن فهد از معلى ابن خنیس همین روایت را نقل مى‏نماید.

3ـ در کتاب مصباح المتهجد مؤلف این کتاب صفحه 591 نقل مى‏کند عن المعلى ابن خنیس:

عن مولانا الصادق علیه السلام فی یوم النیروز قال: اذا کان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک و تطیب بالطیب طیبک.

امام صادق علیه السلام فرمودند وقتى روز نوروز رسید شما غسل کن و بپوش پاکیزه‏ترین لباست را و خود را خوشبو کن به بهترین عطرها.

4ـ در کتاب الجامع للشرایع صفحه 33 اغسال مستحبه را ذکر مى‏کند دنباله او اضافه مى‏فرماید : و غسل یوم نیروز الفرس و غسل المولود.

5ـ علامه حلى در کتاب القواعد جلد اول صفحه 3 مى‏فرماید:

یستحب الغسل للجمعة من طلوع الفجر الى الزوال و الغدیر و المباهلة و عرفة و نیروز الفرس و غسل الاحرام.

مستحب است غسل روز جمعه از طلوع فجر تا اذان ظهر و غسل روز عید غدیر و روز مباهله با نصاراى نجران و روز عرفه و روز عید نوروز عجم و غسل احرام.

6ـ مرحوم شهید در کتاب الدروس صفحه 2 نقل مى‏فرماید: از جمله غسلهاى مستحب:

لیلة الفطر و یومی العیدین و لیلتی نصف رجب و شعبان و یوم المبعث و المولد و الغدیر و الترویة و عرفة و الدحو و المباهلة و النیروز لخبر المعلى.

ابوریحان بیرونى روز عید نوروز دست از کار مى‏کشید.

7ـ و در کتاب البیان صفحه 4 بعد از ذکر استحباب غسل جمعه و بحث مفصل پیرامون وقت انجام او مى‏فرماید:

و لیلة الفطر و العیدین و المولد و المبعث و الغدیر و الدحو و المباهلة و عرفة و الترویة و النیروز.

از جمله غسلهاى مستحب غسل شب عید فطر و روز عید فطر و قربان و روز ولادت پیامبر و مبعث آن حضرت و عید غدیر و روزهاى دحوالارض و مباهله و عرفه و ترویه و عید نوروز است.

8ـ در کتاب الذکرى مرحوم شهید در صفحه 23 مى‏فرماید:

و لیلة نصف رجب و المبعث مشهوران و لم یصل الینا خبر فیهما و نوروز الفرس رواه المعلى بن خنیس عن الصادق علیه السلام.

از جمله اغسال مستحبه غسل نیمه رجب و 27 رجب مبعث پیامبر صلى الله علیه و آله مى‏باشد که مشهور است. ولى خبرى به ما نرسیده و همچنین مستحب است غسل روز نوروز، روایت نموده استحباب آن را معلى بن خنیس.

9ـ مرحوم شهید ثانى در کتاب «شرح لمعه» صفحه 34 نقل مى‏نماید:

و کذا یستحب الغسل للجمعة و العیدین و فرادى رمضان و لیلة الفطر و لیلتی نصف رجب و شعبان و المبعث و الغدیر و المباهلة و عرفة و نیروز الفرس.

و همچنین مستحب است غسل روز جمعه و عید فطر و قربان و روزهاى فرد رمضان و شب عید فطر و شب نیمه رجب و شعبان و عید مبعث و روز غدیر و مباهله و عرفه و نوروز عجم.

10ـ در کشف اللثام جلد 1 صفحه 11 مى‏فرماید:

و نیروز الفرس کما فی المصباح الشیخ و الجامع لقول الصادق علیه السلام فی خبر المعلى اذا کان یوم النیروز باغتسل «الخبر».

از جمله غسلهاى مستحب غسل عید نوروز عجم است همچنانکه در مصباح شیخ و جامع نقل کرده‏اند به واسطه فرمایش امام صادق علیه السلام در خبرى که معلى ابن خنیس از آن حضرت نقل کرده که حضرت فرمودند در روز نوروز غسل انجام ده.

11ـ در کتاب حبل المتین صفحه 80 نقل مى‏کند:

و هی غسل العیدین و المبعث و الغدیر و النیروز و الدحو و الجمعة و المباهلة.

از جمله غسلهاى مستحب غسل روز عید فطر و عید قربان است و همچنین عید مبعث و غدیر و نوروز و دحوالارض و روز جمعه و مباهله با نصاراى نجران 25 ذى القعده الحرام.

12ـ در کتاب الحدائق جلد 4 صفحه 212 مى‏فرماید:

و منها الغسل یوم النیروز لما رواه الشیخ فی المصباح عن المعلى بن خنیس عن الصادق علیه السلام قال: اذا کان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک الحدیث.

یعنى از جمله غسلهاى مستحب غسل عید نوروز است به واسطه آنکه روایت کرده شیخ در مصباح از معلى بن خنیس از امام صادق علیه السلام که فرمودند وقتى روز عید نوروز رسید پس غسل کن و پاکیزه‏ترین لباسهایت را بپوش.

13ـ مرحوم علامه فهّامه شیخ محمد حسن در کتاب جواهر الکلام، جلد 5 صفحه 40 مى‏فرماید :

قلت و قد بقى زیادة على ما ذکرته و ذکر المصنف بعض الاغسال الزمانیة کغسل یوم دحو الارض و یوم نیروز الفرس و یوم تاسع ربیع و اما غسل النیروز فعلى المشهور بین المتأخرین بل لم اعثر على مخالف فیه لخبر معلى ابن خنیس عن الصادق المروى عن المصباح و مختصره اذا کان یوم النیروز فاغتسل الخبر.

باقى مانده است علاوه بر آنچه را ذکر کردیم بعضى غسلهائى که زمان معینى دارد مانند غسل روز دحو الارض و روز نوروز عجم و روز نهم ربیع الاول و اما غسل روز عید نوروز بنابر مشهور بین علماء متأخرین مستحب است و من به فتواى مخالفى در این مورد دست نیافتم بلکه همه متأخرین اتفاق دارند بر استحباب غسل در روز نوروز به واسطه روایتى که معلى ابن خنیس از امام صادق علیه السلام نقل کرده و در کتاب المصباح ضبط شده و مختصر آن روایت این است که حضرت صادق علیه السلام فرمودند وقتى روز عید نوروز آمد تو غسل بنماى.

و دنباله این مطلب مرحوم صاحب جواهر روایت معلى ابن خنیس را به طور تفصیل ذکر مى‏کند و در خاتمه مى‏فرماید:

و لا وجه للمناقشة بعد ذلک فی السند و غیره کما لا وجه للمعارضة بما عن المناقب.

هیچ وجهى براى مناقشه کردن در سند و غیر سند این روایت معلى ابن خنیس نیست (یعنى سند روایت صحیح است)، کما اینکه وجهى براى تعارض بین این روایت و روایت منقول در مناقب که از امام موسى بن جعفر علیه السلام نقل مى‏کند، ندارد.(3)

زیرا این روایت منقول از موسى ابن جعفر قصور از اداء مطلب دارد و صراحت ندارد و علاوه بر این حمل بر تقیه شده است کما اینکه عده‏اى از فقهاء، همین مسئله احتمال تقیه را در مورد این حدیث داده‏اند و اجمالا مرحوم صاحب جواهر از روایت معلى بن خنیس دفاع مى‏کند و فضیلت و برترى روز نوروز را ثابت و استحباب غسل را در آن روز فتوى مى‏دهد.

در روز عید نوروز براى حضرت على علیه السلام هدیه‏اى آوردند حضرت سؤال کردند: اینها چیست؟ عرض کردند: یا امیر المؤمنین امروز روز نوروز است و این هدیه به مناسبت نوروز است. حضرت فرمودند همیشه از این کارها بکنند هر روزتان نوروز باد. و روایت شده که حضرت فرمودند هر روز ما نوروز است.

14ـ مرحوم شیخ بهاء الدین عاملى در کتاب جامع عباسى (صفحه 11) که رساله عملیه ایشان بوده است مى‏فرماید:

یازدهم از غسلهاى مستحب غسل روز نوروز است.

15ـ مرحوم سید الفقهاء و المجتهدین آیت الله العظمى سید محمد کاظم طباطبایى در عروة الوثقى جلد 1 صفحه 461 مى‏فرماید:

الحادى عشر الغسل یوم النیروز

یازدهم از غسلهاى مستحب غسل روز عید نوروز است.

16ـ در کتاب شریف المتهجد نقل مى‏کنند:

روى المعلى بن خنیس عن مولانا الصادق علیه السلام فی یوم النیروز قال اذا کان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک و تطیب باطیب طیبک و تکون ذلک الیوم صائما.. الخبر.

معلى بن خنیس از امام صادق علیه السلام نقل کرده که حضرت فرمودند: در روز عید نوروز غسل کن و پاکیزه‏ترین لباست را بپوش و خود را معطر کن به بهترین عطرها و در این روز روزه بگیر.

 

پی‌نوشت‌ها:

1ـ در جلد 13 کتاب حدائق صفحة 380 مى‏فرماید:

عن الصادق علیه السلام قال اذا کان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک و تطیب باطیب طیبک و تکون ذلک الیوم صائماً .. الحدیث.

2ـ و در جلد 4 حدائق صفحه 212 همین روایت عیناً نقل گردیده است.

3ـ در کتاب وسائل الشیعة جلد 7 صفحه 346 مى‏فرماید:

محمد ابن الحسن فی المصباح عن المعلى بن خنیس عن الصادق علیه السلام فی یوم النیروز اذا کان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک و تطیب باطیب طیبک و تکون ذالک الیوم طائما .

 

 

منبع:

نوروز چه روزیست؟، سید محمد باقر آیت میردامادى‏


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://avidmirshokraei.persianblog.ir/post/52
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ شعر من

دفتر خاطرات :امروز دوم فروردین

گفتی این بهترین راه است
بنویس هر روز
پایان هر روز بنویس
از آنچه بر تو گذشته ست آن روز
این بهترین راه است
برای قصه گو ئی

تو این گونه
داستان سرا میشوی.
دفتر را باز میکنم خواب آلود و
دوباره مینویسم
امروز دوم فروردین
درخت ها به یکباره سبز شده اند
ونسیم نوروز
بر جان لحظه های خانه وزیده ست
دیروز باز رفت
بدرودی و بوسه ای بر گونه های من و
رفت باز به راه دور
آنجا که نامش را
بر لحظه های مستقل خانه و پنجره اش
نوشته اند
در کنار دیگری و

در میانه روزگار خویش
بدرودی و
بوسه ای سریع
آغوشی نگاهی به قلب عشق مادری و
دوباره رفت.
~~~~~~~~~~~~~~~~~
امروز دوم فروردین
آی با توام
بنویس
دفتر خاطراتت چه شد؟
چه بهتر که
هیچکس نگاهت نمی کند
چه خوب که اینجا صدائی نمی آید
هر چه خاموشتر بهتر!
هر چه آفتابی تر
خورشید میخواهد این بار
ببوسد لحظه های برهنه ات را
واین حس ناگفتنی اثر گرمای آفتاب است
بر ذره ذره پوست تنت
رازی میان شکفتن و
خاموشی
بنویس دختر بنویس
بنویس
امروز دوم فروردین
صدای خواب می آید باز
صدای سکوت می آید و من
نعره می کشم باز بر کاغذ سفید
صدای تک تک گذشت ثانیه ها می آید و من
هنوز بیست ساله ام
در آن گوشه های دنج
که مثل قلب هیجان زده ام
می زنند و می زنند ومی زنند و
نجوا می کنند با هزار زبان خاموش
قصه تن مرا
بنویس بنویس
دفتر خاطرات روزانه
ما جرای من و سکوت
ماجرای من و بهار
ماجرای من و تنهائی
رفتن مسافر  دیروزی
گل ها
گل ها
گل ها
بر سر سفره هفت سین
پشت همه  پنجره ها
~~~~~~~~~~~~~
امروز دوم فروردین
گوشه گوشه خانه می درخشد
نور آفتاب تابیده از شیشه ها
بر لحظه های شفاف پرده ها
ماهی ها در تنگ خود می چرخند
سبزه ام زیباست
شمعدانی ها و سینوره ها
در نور آن
زیبا ترین رنگهایشان را قد می کشند
داستان من که گفتنی نیست
تو انگیزش حیات مرا در بهار
با خود
به دور ها
برده ای


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://zehneziba-s.persianblog.ir/post/6
ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧  
 وبلاگ ذهن زیبا

بهاری باش !

چاره ای نیست . زمان هیچوقت به عقب برنگشته و هیچ زمستانی نتوانسته خود را به بهار تحمیل کند . بهار که می آید ،زمستان باید برود .علف ها از زمین سر میزنند تا خود را برای جشن سیزده به در آماده کنند و شکوفه ها بر سر شاخه های درختان ظاهر میشوند تا میوه ای تازه را برای مخلوقات هستی سازند . بهار به جلو میرود و از زمستان دور می شود .

مه نیست که تا الان چقدر سختی کشیده ای یا چه کارهایی را باید انجام میدادی و نکردی ! هر آنچه آمده و رفته مربوط به زمستان است و با بهار جدید ،درست در لحظه ی تحویل سال نو ،تو باید دست از سرمای زمستانی زندگی ات برداری و خود را به بهار بسپاری تا حال تو به بهترین حال برگردانده شود . حتی اگر چنین نخواهی ، بهار جدید تو را وادار به فراموش کردن همه ی از دست دادنی ها و از یاد بردن همه ی نداشتنی هایت میکند و تو برای زنده شدن و دوباره بهاری شدن و فراموش کردن زمستان لازم نیست کاری کنی !فقط کافی است مثل بنفشه و شکوفه خودت را به دست بهار بسپاری .

یک نکته ی دیگر : ایام نوروز است وهمه به هم نوروز را تبریک می گویند اما هیچ کس نمی گوید این مبارک شدن روز را چه کسی باعث میشود . گویی همه منتظرند تا چیزی شبیه بابانوئل یا عمو نوروز از راه دور بیاید و با خودش بسته های شادی را هدیه بیاورد . اما اگر عمو نوروز نیامد چه ؟! اصلا در شرایطی که هیچ کس برای مبارک ساختن روز نو تلاشی نمی کند ،عبارت "نوروز مبارک " چه معنایی میتواند داشته باشد ؟

انتظار نداشته باشید که برکت هرروز به زور خودش را وارد دل و روح و حریم شما کند . شما هم باید هشیارانه تقلایی کنید و خودی نشان دهید . نه تنها برای خانواده ی خود ،بلکه برای دیگران . تنها وقتی همه شاد باشند ، برکت جاری می شود و مبارک بودن معنا میابد .

 

فقط آدم هایی در طول سال موفق ،آرام و مقتدر خواهند بود که در آغاز سال پیوند دوباره ی خود را با

طبیعت تجدید کرده و بهار را همراه با مادر طبیعت جشن گرفته باشند .

 

 

____________________________________________________________________

 

تو هم میتونی ....

1- لحظه تحویل سال را با آرزوی برقراری صلح و عشق جهانی ، شروع کنی .

2- سال جدید را با اندیشه های بهاری آغاز کنی

3- در لحظه های نزدیک سال تحویل ، با تمام وجودت همه ی کسانی را که از آنها دلخور هستی ببخشی و رها کنی .

4- به خودت قول دهی که در سال جدید ، از کسانی که دوستشان داری ، توقع کمتری داشته باشی .

5- تا می توانی مهر بانی کنی ! با تمام وجود !

6- به جای پیامک های بی محتوا ، پیام های نوروزی ات را همراه با جمله های الهام بخش به دوستان و آ؛شنایانت هدیه دهی.

7- با خودت عهد کنی که با تمام وجود در جهت عملی ساختن اندیشه هایت تلاش کنی .

8- با خودت تکرار کنی : امسال ، سال خوشبختی و موفقیت حیرت انگیز من است .


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://sib-h.persianblog.ir/post/5
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ سیب

لطفا در این 13 روز چاق نشوید !

بار دیگر تعطیلا نوروزی رسیدند و بساط مسافرت ها و مهمانی ها برپا شد و صد البته چاق شدن! اما چه کنیم که بر وزنمان در این چند روز افزوده نشود ؟ ترس از نخوردن غذاهای مورد علاقه در تعطیلا می تواند اندکی شیرینی این ایام را تلخ کند . هیچ کس نمی خواهد در تعطیلا مشغول شمردن کالری غذاها باشد . فقط با کمی تغییر رویه می توانید جلوی افزایش وزن خود را بگیرید :

1- واقع بین باشید . تعطیلا زمان مناسبی برای کاهش وزن نیست پس اگر از یک رژیم غذایی پیروی میکنید اندکی آن را تعدیل کنید . در ضمن ، کم بخورید و از کم کالری ترین غذاها انتخاب کنید ولی در حسرت هیچ غذایی نمانید .

2- پیش از رفتن به مهمانی یک غذای سبک بخورید .هیچ وقت گرسنه به مهمانی نروید.

3- نیم تا یک ساعت پیش از وعده غذاهای اصلی ، یک یا دو لیوان آب بنوشید و غذای خود را با سالاد شروع کنید.

4-مقدار معینی غذا در بشقاب خود بریزید و به همان اکتفا کنید .

5- فقط غذای خود را بخورید و به بشقاب دیگران نگاه نکنید .

6-از ایستاده غذا خوردن جدا بپرهیزید.

7- یک لباس رسمی بپوشید . با لباس غیر رسمی بیشتر غذا می خورید .

8- از خوردن قسمت های چرب غذا و سس های چرب و پر کالری بپرهیزید .

9- پس از اینکه یک بار غذا خوردید ، کمی صبر کنید تا ببینید آیا واقعا بار دیگر نیاز به غذا دارید یا خیر .

10-اگر به شما شیرینی یا کیک تعارف کردند مقدار کمی بردارید اما برای بار دوم از برداشتن آن خودداری کنید .

11- در مهمانی ها فعال باشید و از صحبت کردن لذت ببرید . این کار بهتر از گوشه ای نشستن و به خوراکی پناه بردن است .

12- به آهستگی غذا بخورید .

13- تعطیلات زمان دراز کشیدن و نشستن نیست . حتما به تفریح بروید ودیگران را نیز با خود همراه نمایید .

14 هیچ وقت هنگام صبحانه خواب نمانید . خوردن بیش از اندازه غذا در یک وعده مخصوصا در خانمها سبب چاقی موضعی می شود .

15- در مورد کالری غذاها بادقت باشید و خود را گول نزنید .


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://pouladzadeh.persianblog.ir/post/141
ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧  
 وبلاگ لحظه هایی که میگذرند
نوروز در کوهستان
کوهساران را آموختنی بسیار در دامن است
از دل چشمه ساران تا عمق دره های ژرف
کوهساران ، تنهایان استوارند
تن ها به باد سوده ، تن ها به آب بخشیده
و تنهایی فرصتی است تا عشقشان را به آسمان رسانند
کوهساران همیشه عاشقند
حتی وقتی که برف چکادشان را سرد و زمهریر کامشان را

باید تنها بود تا عشق را شناخت
در روزهای خوب تنهایی
لحظات خدا
ایامی که از تعرق تنه نیم سوخته درختان
در زیر تفتان آفتاب نیم روز ، نمناک است .
 
زیباترین ثانیه ها وقتی متولد می شوند
که از نوشروع کنی
همه را و هیچ را
همه را با تمامی خاطره ها
هیچ را به استقبال آتیه ها

 آن روز ها دلم برای بوته های یکه مانده خار، می سوخت
اما روزها که گذشت
فهمیدم دل سوختن برای
تقدیری که اشتیاق بوته خار است  ، اندیشه ای عبث است
اوتقدیرش را در دامن های گشاده به نور
در دل کوهساران میجوید
همین جایی که روئیده و رویانده شده
و دل خوش است به صیانت از
بوته های سبز کوچکتری که در اطرافش
میرویند .

طبیعت ما را هر نوروز می آموزد و
اندیشه را می آزماید
که همه چیز در جای خود است
و این مائیم که نمی دانیم کجائیم و کجا باشیم
و مدام مکان خویش را می جوئیم
با همه احترامی که برای شاعر قائلم
: موطن آدمی حتی در قلب کسانی نیست که دوستش دارند
جایگاه آدمی
تنها
در ظرف آدمیت اوست .
 
خود را در آئینه چشم و دل دیگران نجوییم چون هیچ نمی یابیم الا

کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://tupeghelghely.persianblog.ir/post/7
ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧  

 وبلاگ توپ قلقلی

بهار

سلام بهار

خوب شد باز تو را میبینم

راستی از ننه سرما چه خبر ؟

شب چارشنبه ی پیش ، آتش آهسته به من کرد سلام

چه سلام گرمی!!!

شب که از نیمه گذشت

باغ ،چادر به سرش کرده نشست

شبنم از دور تماشا میکرد

چمدان باز کن ای تازه سفر برگشته

جامه سبز برای چه کسی آوردی ؟

چقدر عطر درون چمدانت داری !!!

ابر زیبای سپید ، بغض کرده تو را مینگرد

دل او را نشکن

شب یلدا که گذشت

گرچه شب شیک ترین جامه خود را پوشید

من به او میگفتم که تو خواهی آمد

راستی میدانی

باغ در خواب زمستانی خود

شوق دیدار تو را در سر داشت

تا که با زنگ تو در باز کند !!!

گل یخ ماند که تا مژده دهد

تا سلامی دیگر ، تو در اندیشه ی گل خواهی ماند

سرو در زیر هجوم آن برف شاخه بشکست ولی

حسرت خم شدن سر به دل برف گذاشت

تو سلامت عید است

وه چه آغاز قشنگی داری

از سلام تو دل باغ شکفت

یاس خود را گم کرد ،شبنم از شوق گریست

مادرم هفت سینش را با با صمیمیت همسایه چه قسمت میکرد

زن همسایه سلامی میداد

با تبسم سمنو را میبرد

سکه نو که پدر می آورد

دل ما را می برد

عید در خانه ی ما عشق منزل میکرد

بلبل از شوق تو سر مست شده

روح این باغچه از بودن توست

تو به لبخند ، دل سرد زمین آب کنی

تو دل شب پره را گرم کنی

چشم در چشم شقایق دوزی ،گونه اش سرخ کنی

سر به گوش گل آلاله به نجواگویی

باغ برخیز که من آمده ام

من بهارم

آن که همواره تو یادش بودی

چشم در راه سلامش بودی

عشق فرمان داده است

بعد از آن خواب زمستانی و برف

روح در کابد سرد شما من بدمم ...

فصل سرما که گذشت

یاد آرید از آن شاخه ی بشکسته ی بید

و همه گلهایی که ندیدند بهار

و بدانید زمستانی هست

شاید این فصل بهار

فصل دلدادگی و رویش خاک

شاید این فصل بهار

فصل بیداری دلهای شماست کیوان شاهبداغی

_____________________________________________________________________

زمزمه های بهاری

از روزهای پاک و زیبای خدا که در تقویم ها شده تفکیک میگویم 365روز بهار را 365 هزار بار به شما تبریک میگویم

تو هم مثل من به خود میگویی :که امسال بیا و از گناه عاری باش ؟

سالهای قبل هم اینگونه گذشت . امروز را بی دلیل بهاری باش !!!

برخیز و برای یک بار هم که شده عاشقانه به زمین سلام کن

رها شده در نو بیکران فریاد بزن :

ای خدای بزرگ ! رحمتت را برما تمام کن !!!

ای شهرزاد قصه ها ...

آمده ام تا عاشقانه ترن شعر ها را برایت بخوانم .

از تمام دیوارهای زمین به سلامت گذشته ام

دستانم را بگیر

بگذار صادقانه در کنارت بمانم .


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://dusteabrishamy.persianblog.ir/post/5
ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ دوست ابریشمی  

نیایش نو بهاری

خدای من ! برسجاده ای نشسته ام که در هر گوشه آن ،یادگارهایی به جا مانده و اینک در انتظار یادگاری دیگری از از نو بهاری دیگرند

خدای من ! هر بهار را سبزتر از دیگری بر من میگشودی و من تا انتهای سپیدی آخرین فصلش ،شادمانه می رفتم و آن را به نورسیده ای دیگر میسپردم .

ای عزیزترین ! در گوشه ای از سجاده من ،نشانه ای از بهاری نه چندان دور میبینم :"سفر". تو مرا به سفری یگانه فراخوانده ای . سفری به درون ،به خویشتنم و در بهاری دیگر در "سحری "عاشقانه بیدارم کردی تا اندیشه های شبانه ام را به آن بسپارم و رهایشان سازم .

در بهاری نزدیک تر ، ای یگانه !"در سایه خیالی " از نور و معرفت رهایم ساختی تا بدانم بی شناخت تو ، بهاران فصل تنهایی هاست

و باز در بهاری پیشتر ، "سودایی عارفانه " در سرم انداختی که درد ،کوه است و غربت و تنهایی ،کویری بی انتهاست .

اگر تو نباشی و با تو و فقط با تو ، همه هیچ اند و هیچ اند و هیچ .

اینک ای یگانه ی من ! به سلامی دوباره جانم دادی که صحتش تو بودی و اینک در انتظار بهاری نو هستم و یادگاری دیگری از تو ، تا مرا به تقدیری برساند که قادرش تو باشی ؛ به حالی بگردانی که محولش تو باشی .

 

____________________________________________________________________________

ایناهاش ! ببین !

روزی مردی از راه دور نزد شیوانا آمد و در مدرسه او را دید که روی چمن نشسته است و به شاگردان در مورد عالی ترین روح کاینات و جان هستی سخن میگوید . مرد غریبه با اعتراض در مقابل جمع خطاب به شیوانا گفت که به او حضور یگانه و جان عالی کاینات را نشان دهد !

شیوانا دستی دراز کرد و اندکی از علف های زمین را چید و به آسمان فرستاد و گفت :"ایناهاش ببین ! این جان کاینات است !"مرد غریبه پوزخندی زد و گفت :" آنها فقط چمن هایی بودند که به سوی آسمان روانه شدند ! جان کاینات را به من نشان بده !"

شیوانا تبسمی کرد و دوباره دست در چمن ها فرو برد و مقداری از آن را کند و به سوی مرد غریبه دراز کرد و گفت :" ایناهاش ببین ! این جان کاینات است که به این چمن ها رنگ سبز داده و در ذره ذره این علف ها جمع شده است تا من آنها را به سوی آسمان بفرستم و به تو بگویم که جان کاینات است !"

مرد غریبه دوباره با اعتراض گفت :" اگر از شما بخواهم چمن را نکنید و جان کاینات را با چیز دیگری نشان دهید ،چه میکنید ؟"

شیوانا تبسمی کرد و گفت :" تو چرا جان کاینات را نمیبینی ! جان کاینات چمن نیست ! من و تو این چمن هستیم که دور هم جمع شده ایم و در مورد او سؤال میکنیم ! جان کاینات خود ما هستیم ! این آسمان است و ان زمین و همه آنچه هست و نیست ! جان کاینات جمع همه این هاست که در عین تکثیر به شکل های مختلف در یک هیبت و روح واحد ، کل جهان را معنا بخشیده است !."

مرد غریبه سرش را پایین انداخت و با خوش حالی از اینکه خود نیز جزیی از یگانه است رفت .

 

راستی! کدام یک از ما میتواند با قدرت ادعا کند که همواره به جان هستی که در تک تک چیز هایی که دور و بر او پراکنده اند توجه دارد ؟اصلا کدامیک از ما میتواند ادعا کند که هر لحظه از اینکه جزیی از یگانه است غرق در غرور میشود و همین عامل ( و نه دستور این مکتب و آن انسان ) مانع از ارتکاب گناه میشود ؟

در زمان تعطیلا عید فرصت بیشتری برای همه ی ما وجود دارد که یگانه را واضح تر ببینیم . اصلا من فکر میکنم بهار را برای همین درست کرد که ما آدمهایی که در تمام طول سال یا زیبایی خدا را نمیبینیم یا از سطح زیبایی هایش حتی یک قدم پا را آنطرف تر از پوسته نمی گذاریم ، دوباره خود را نشان دهد . چرا نمیبینیم که در بهار خدا مارا عاشقانه تر فریاد میزند تا قدمی به سویش برداریم

عیدتان یگانه !


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://akrane.persianblog.ir/post/2159
ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ آکرنه

 نسیم رستخیز و نوروز

رسم است که در شادی ها سخن از مرگ نگوییم و چه رسم بیهوده ای. کدام شادی است که با مرگی آغاز نشود و یا به انجام نرسد!؟ یاد مرگ بهار دلهاست.
در آخرین روزهای سال به رسمی کهن مردگان و رستخیزشان را یاد میکنیم و پس از آن به انتظار رستخیز طبیعت و نوروز شاد هستیم. قیامتی همیشگی از مرگ و زندگی و زیباترین و شادترین ها. بهار زندگی اش را از مرگ به عاریه گرفته است. در اینجا مرگ، فقدان نیست و حقیقتی است مخلوق. مخلوق خالق حیات.
می دانیم که بی مرگ و گذر از زندگی پیشین، زندگی پسین نداریم و بی مرگ روزهای گذشته، نوروز نداریم. شکوه زندگی به عرض اندام مرگی گذرا برای زندگانی ابدی است. هر مرگی شروع زندگی است و نه پایان آن. تولد زندگی با مرگ آغاز میشود و هر چه مرگ بزرگتر، محصول آن زیباتر.این نسیم رستخیز را طوفانی نیز هست سخت پس آن را نیز انتظاریم.

=========================

امروز به رسم نوروز شما را عیدی میدهم. از بوبن.  در مسیح در شقایق او حکمت زندگی را از مرگ می آموزیم.

مردن به عاشق شدن می ماند. آدم ناپدید می شود و دیگر خبری از خود نمی دهند. ص 22
مرگ ما را تطهیر میکند. وقتی می میریم تمام بدی های مان / چون بخار به هوا می رود. ص 23 / 24
شکر خدا هر از گاهی بهار سر می رسد و همه چیز را به هم می ریزد و ما در می یابیم که هیچ وقت مالک چیزی نبوده ایم و من از این اکتشاف، چیزی مسرت بخش تر نمی شناسم. ص 42
من همیشه با حس مرگ آینده ام زندگی کرده ام. احساسی شادی بخش. حسی که ساده می کند و رها.  ص 43
در نوشته های بوبن نسیمی است که کم تر درادبیات یافت می شود، نسیم رستاخیز.  سرژ کارل ص 47


 صفحه گزیده مطالب از کتاب:

کریستیان بوبن / مسیح در شقایق / برگردان: نگار صدقی   / نشر مشکی / چاپ دوم / 1383


بنام خداوند بخشنده مهربان نوروز را قدر می نهیم.


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://pouyamount.persianblog.ir/post/203
ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ گروه کوهنوردی پویا

   سفره هفت سین در بلندترین قله زاگرس گسترانیده شد   

همزمان با آغاز سال نو و حلول بهار طبیعت ، جمعی از جوانان ایرانی با صعود به بلندترین قله رشته کوههای زاگرس در کوهرنگ چهارمحال و بختیاری ، سفره هفت سین نوروزی را برفراز آن گستراندند.

به گزارش ایرنا،جمعی از جوانان و علاقه مندان کوهنوردی پس از به اهتزاز در آوردن پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی ایران بر فراز قله آب سفید زردکوه بختیاری ، هنگام تحویل سال ‪ ۸۷‬سفره هفت سین را گستراندند.

سرپرست این گروه کوهنوردی گفت : در این صعود نوروزی به قله سفید کوه هشت نفر از علاقه مندان به رشته کوهنوردی از سراسر کشور حضور داشتند،که شش نفر از آنها موفق به صعود به قله چهار هزار و ‪ ۵۰‬متری سفید کوه زردکوه در چهارمحال و بختیاری شدند.

احمد نگارگر شیرازی در گفت وگو با ایرنا افزود: این صعود به رغم وجود برف و یخچالهای بسیار زیاد در قله کوه زردکوه بختیاری ، با موفقیت انجام شد و برای دقایقی سفره هفت سین در بالای این قله پهن شد.

به گفته ی وی ، به دلیل وزش شدید باد در قله کوه ، سفره هفت سین پس از چند دقیقه‌ای پوشیده از برف شد.

وی گفت : این صعود که با حضور تعدادی از دانشجویان رشته تربیت بدنی و رشته‌های تحصیلی دیگر صورت گرفت ، به مدت سه روز به طول انجامید و پس از برافراشتن پرچم جمهوری اسلامی ایران بانگ تکبیر الله اکبر و دعای تحویل سال نو قرائت شد.

قله زردکوه در ‪ ۱۲۰‬کیلومتری مرکز چهارمحال وبختیاری و در شهرستان کوهرنگ واقع شده است .

منبع : ایرنا 


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://pouyamount.persianblog.ir/post/201
ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ گروه کوهنوردی پویا

  پیست اسکی همدان آماده پذیرایی از گردشگران نوروزی است

رییس هیات اسکی استان همدان گفت : پیست اسکی تاریک دره همدان به عنوان کوچکترین پیست خانوادگی کشور آماده پذیرایی از گردشگران نوروزی است .

یوسف آزادیان روز جمعه در گفت وگو باخبرنگار ایرنا افزود: این پیست باتوجه به فاصله کم تا مرکز شهر و دسترسی آسان هم اکنون میزبان صدها میهمان نوروزی است .

وی گفت : خوشبختانه در ایام عید نوروز تبلیغات گسترده‌ای در جهت جذب گردشگر برای استفاده از پیست اسکی تاریک دره شده است .

آزادیان بیان داشت : این پیست با وسعت یکهزار و ‪ ۲۰۰‬متر قابلیت استفاده برای تمامی سنین را دارد.

رییس هیات اسکی استان همدان افزود: برای استفاده گردشگران از این پیست اکنون امکانات لازم مهیا شده است .

آزادیان اظهارداشت : وجود رودخانه پر آب و پناهگاه مجهز با چشم انداز زیبا در دامنه پیست بر جذابیت دیدن آن افزوده است .

وی یادآور شد: برای سهولت در رفت و آمدن گردشگران به پیست اسکی تاریک دره همدان گروه‌های راهنما در حال فعالیت هستند.


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://40maktoub.persianblog.ir/post/196
ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  

 وبلاگ چهل مکتوب

نوروزیه سال ۸۶

نوروز بزرگ‌ترین و از کهن‌ترین جشن‌های ایرانی است که هنوز هم برپا مانده است و پس از آن "مهرگان" را می‌توان در درجه بعدی اهمیت دانست(در روزگار گذشته ایران، در هر ماه،  زمانی که نام روز و نام ماه یکی بوده است، آن روز را جشن می‌گرفته‌اند-که از آن جمله می‌توان به "خردادگان" و "اسفندگان" اشاره نمود- اما جشن "مهرگان" در این میان جایگاهی ویژه‌ و فراتر از صرف این تقارن نام ماه و روز داشته است.برای توضیح بیشتر در این باره، می‌توانید به نوشته‌ "اسفندگان" و نیز مطلب "مهرگان" -در سایت click2all- مراجعه نمایید).

  همان طور که در نوشته "چهارشنبه سوری" آورده‌ام، مردم پیش از فرارسیدن نوروز، خود را برای آن مهیا می‌کنند که از جمله‌ی این آمادگی‌ها می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

   "خانه تکانی" و "آب و جارو کردن"، "خرید لباس و پوشاک نو" به ویژه برای بچه‌ها، "خرید آجیل، شیرینی و میوه"(در این‌جا هم، آجیل ممکن است که آجیل شور یا آجیل شیرین باشد، گرچه که آجیل شور بیشتر متداول است و درباره شیرینی هم علاوه بر شیرینی‌های معمول، ممکن است که از شیرینی‌های محلی یا خانگی، باقلوا، مسقطی، قطاب، پشمک و ... نیز استفاده شود؛ همچنین "نان نخودچی" هم هنوز کماکان مرسوم است)، "پیرایش و آرایش" و "تهیه کادو و هدیه".

  البته این روزها، "عیدی" -مخصوصاً برای بچه‌ها-  به شکل دادن پول نیز رایج است و در برخی خانواده‌ها رسم است که پول عیدی را بین صفحات قرآن قرار می‌دهند و هنگام دید و بازدیدهای عید، از همان پول به عنوان عیدی، پرداخت می‌کنند؛ یک موضوع دیگر هم که خوب است این‌جا یادآور شوم بدین قرار است که در گذشته دادن عیدی مربوط به زمانی بود که خانواده به عنوان مهمان، به دیدار خانواده‌ای دیگر می‌رفت و در حقیقت خانواده‌ی میزبان عیدی می‌داد و به همین ترتیب، بچه‌های این خانواده‌ی میزبان، زمانی که برای بازدید به دیدار مهمان‌های پیشین‌شان می‌رفتند، این‌بار آن‌ها به عنوان مهمان، عیدی دریافت می‌کردند؛ اما امروزه این موضوع کمتر از گذشته مراعات می‌شود و ممکن است که در یک دیدار، مراسم عیدی دادن و عیدی گرفتن، یک‌جا انجام شود). از دیگر سنت‌های مرسوم پیش از نوروز، رفتن بر سر مزار فوت شدگان در روز پنج‌شنبه آخر سال می‌باشد که درباره این رسم نیز هم‌اکنون، "زیارت اهل قبور" علاوه بر روز و عصر پنج‌شنبه، ممکن است که در روز جمعه نیز انجام پذیرد و خانواده‌ها بر سر مزار رفتگان‌شان با روشن کردن شمع، قرار دادن گل یا گلدان‌های گل و همچنین با دادن "خیرات"(مثل خرما، حلوا، نقل، شیرینی و میوه و این روزها علاوه بر این‌ها گاهی شکلات، آش یا ...) و خواندن دعا و قرآن، یاد آن‌ها را گرامی می‌دارند؛ پختن حلوا در خانه در عصر روز پنج‌شنبه‌ی آخر سال و خیرات کردن آن نیز از رسم‌های دیگر موجود می‌باشد. البته نباید فراموش کنیم که رسم یاد کردن از فوت شدگان،  در باورهای پیشین ایرانیان نیز به گونه‌ای وجود داشته است.

  تهیه کردن "سین"های «سفره‌ی هفت سین»، انجام خرید‌های باقی مانده، آماده کردن "سبزی پلو- ماهی" شب عید -که معمولاً سفره‌ این شام، رنگین‌تر از سفره‌های معمول است- از جمله‌ی دیگر مراسم پیش از نوروز است(نارنج، سبزی، نوشیدنی‌ها و ... از جمله‌ مخلفاتی هستند که در این سفره وجود دارد و به دلیل "سرد بودن" ماهی، در گذشته سر این سفره معمولاً از ماست استفاده نمی‌کردند گرچه که ممکن بود شور یا ترشی و به ویژه "سیر ترشی" در سفره وجود داشته باشد و برخی خانواده‌ها هم برای کم کردن تأثیر سردیِ ماهی، "گرمی" هم در سفره قرار می‌دادند)؛ موضوع ارزشمند دیگری که معمولاً درباره شام شب عید وجود دارد، جمع شدن همه اعضای خانواده در کنار هم و یا چنان‌چه فرزندان یک خانواده ازدواج کرده باشند،  در خانه‌ی بزرگ‌تر آن خانواده می‌باشد که امیدوارم این سنت حفظ شود. در بعضی فرهنگ‌ها رسم جالبی وجود داشت و یا هنوز هم وجود دارد -که مربوط به خرید نان به عنوان "برکت سفره" می‌شد؛ در این رسم،  "نان‌آور خانه" برای خرید نان از خانه خارج می‌شد و پس از خرید آن دوباره به خانه بازمی‌گشت(معمولاً نان "سنگک" خریداری می‌شد و خرید نان علاوه بر شام شب عید، با توجه به زمان سال تحویل، ممکن بود که قبل یا بعد از سال تحویل هم انجام شود). درباره خوراک مربوط به نوروز، دوست دارم از رسم دیگری که حالا دیگر چندان رواج ندارد هم، یاد کنم که مربوط به ناهار روز اول عید می‌باشد. برخی خانواده‌ها، برای اولین روز عید، ناهارشان را "رشته پلو" درست می‌کردند و آن را نشانه‌‌ی "رشته‌ی کار" می‌دانستند.

   یکی دیگر از موضوعاتی که به خاطرم آمد و در تهران قدیم‌تر وجود داشت، مربوط به حمام شب عید بود. گاهی حتی خانواده‌هایی که در منزل هم حمام داشتند، برای شب عید به حمام بیرون می‌رفتند(حمام‌های بیرون دو گونه بودند، یا "حمام خصوصی" -که به آن حمام نمره هم می‌گفتند- و یا "حمام عمومی" ). حمام شب عید معمولاً مدتش طولانی‌تر از حمام رفتن‌ها(استحمام/حمام گرفتن‌ها) در دیگر وقت‌های معمول بود. این حمام با "چرک کردن"(چرک گرفتن) یا "کیسه کشیدن" همراه بود( استفاده از کیسه و "روشور" یا "سفیداب" قبل از "لیف زدن")؛ این کیسه کشیدن‌ها گاهی هم به قدری  محکم بود که ممکن بود پوست بدن را قرمز کند؛ کیسه کشیدن بچه‌ها ممکن بود که توسط بزرگ‌ترهای‌شان انجام شود و بزرگ‌ترها ممکن بود که یا خودشان کیسه بکشند و یا این که "دلّاک" یا کارگر حمام برای‌شان کیسه بکشد(همچنین ممکن بود که فرد برای کشیدن کیسه کمرش]پشتش[ از فرد دیگری کمک بگیرد). همچنین "مشت و مال" دادن مردان  توسط "دلاک" حمام کمابیش وجود داشت. گاهی اوقات و در بعضی فرهنگ‌ها نیز، "حنا گذاشتن" یکی از رسوم موجود بود. گذاشتن حنا ممکن بود که برای مو، دست یا پا باشد که در این شکلش اخیرش باعث رنگ پیدا کردن ناخن‌ها می‌شد. "حنا گذاشتن" گرچه ظاهراً رواج کمتری بین آقایان داشته، ولی آن‌ها نیز از حنا استفاده می‌کرده‌اند و مردان گاهی، ریش‌شان را هم حنا می‌گذاشته‌اند.

  بعد از خارج شدن از حمام گرم، جایی برای "پاشویه" وجود داشت و پس از آن محیطی وجود داشت که برای  خشک کردن تن و پوشیدن دوباره‌ی لباس از آن استفاده می‌شد(هنگام ورود به حمام در همین محیط که اطرافش تعدادی کمد یا گنجه وجود داشت، لباس را از تن به در می‌آوردند و در کمدها قرار می‌دادند. اشیای گران‌قیمت یا پول نقد را می‌توانستند به "جامه‌دار" یا فردی که "پای دخل" می‌نشست بدهند و کلید کمد را هم یا به همان فرد می‌دادند یا با توجه به داشتن کش یا چیزی شبیه به آن، آن را به دور مچ دست‌شان می‌انداختند؛ البته حمام نمره معمولاً دیگر نیازی به پاشویه نداشت و همچنین با توجه به خصوصی بودنش، در هر نوبت استفاده، بنابراین دیگر به گنجه و قفل هم برای لباس‌ها نیازی نبود). هنگام خروج از حمام گرم، برای خشک کردن از "لُنگ" یا حوله استفاده می‌کردند که ممکن بود یکی را به دور کمر ببندند و دیگری را بر روی شانه بیندازند(ممکن بود که از دو تکه لنگ یا یک تکه لنگ به تنهایی نیز استفاده شود.  همچنین این لنگ‌ها را، هم می‌توانستند خودشان بیاورند که شخصی بود و هم این‌که می‌توانستند از لنگ‌های موجود در حمام استفاده کنند و از جامه‌دار بگیرند. آوردن لنگ و حوله شخصی نیز از کمد ممکن بود که با تحویل دادن کلید به جامه‌دار، توسط او انجام شود و فرد در همان قسمت پاشویه منتظر بماند تا که برایش بیاورند. نکته دیگر هم این‌که در ابتدا در داخل حمام گرم هم معمولاً با یک لنگ وارد می‌شدند که هنگام خروج، آن را که خیس بود، عوض می‌کردند).

  پس از این ممکن بود که در این محل خشک کردن و پوشیدن لباس، باز این‌بار، جامه‌دار مشت و مال دهد(پیش از پوشیدن لباس) و یا این‌که با "آب یخ"، نوشابه یا چای پذیرایی کند. هنگام "حساب کردن" هم علاوه بر پرداخت هزینه‌های معمول، دادن "انعام" و "عیدی" معمول بود.

  وقتی که از حنا گذاشتن می‌گفتم، این به خاطرم آمد که هنوز شاید در ‌جاهایی که لباس‌های رنگی محلی چشم را می‌‌نوازند،«شاید» که حنا، جای خود را به "رنگ مو" و "مش" و "اسپری‌های موقت رنگ" نداده باشد. شاید آن‌جا هنوز موی قشنگ، موی «از شبق مشکی‌ترک» باشد تا موی "بلوند"؛ موی «کمندِ از کمون بلندترک» جای خود را به مدل"تن‌تن" و "تیفوسی" نداده باشد(شبق ماده‌ای سیاه رنگ است که ممکن است به جای "دُر" یا مروارید در صدف تشکیل گردد(؟). عبارت‌های داخل گیومه، مربوط به یک شعر فلکلور یا ادبیات عامه است: دختر زینب خاتون/ گیس داره قد کمون/ از کمون بلندترک/ از شبق مشکی‌ترک).شاید از "بیگودی" و "میزامپلی" و "شینیون" خبری نباشد. شاید از "فر ریز یا درشت"، "فر دائم یا موقت" خبری نباشد. شاید هنوز ابروهای"پیوسته و کمان"، جای خود را به ابروی مدل "شیطونی" و "تیغ" و "تتو" نداده باشد. شاید هنوز "سرمه" و "توتیا"(که جنبه دارویی داشته) جای خود را به "ریمل" و "سایه" و "فر مژه" و "خط چشم" نداده باشد. شاید هنوز "مشک"(ماده‌ای خوش‌بو از خون خشک شده نافه‌ی آهوی ختنی)، "عنبر"(ماده‌ای خوش‌بو از نوعی ماهی خاکستری(؟))، عبیر و غالیه(ماده‌ای آمیخته شده و مرکب از چند ماده خوش‌بو) جای خود را به "اسپری" و "ادکلن" نداده باشد. شاید هنوز سفیدی پوست صورت، نیاز به "پودر" و "کِرِم" نداشته باشد. شاید سرخی صورت و لب، نیازی به "رُژ لب(ماتیک) و رژ گونه" نداشته باشد و این‌ها جای "سرخاب"(ماده‌ای که با سفیداب به صورت می‌زده‌اند) را نگرفته باشد. شاید به "مداد" و "خط" نیازی نباشد.(به آب و رنگ و خال و خط/ چه حاجت روی زیبا را). شاید کشیدگی انگشت‌ها و زیبایی ناخن‌ها، نیازی به "مانیکور" و "ناخن مصنوعی" نداشته باشد. شاید از مام و پدیکور و پلینگ(؟) و سلولیت و الکترولیز و اپیلاسیون و ساکشن و لیفتینگ خبری نباشد. (برای یادآوری: از جمله‌ی هفت قلم آرایش که در گذشته استفاده می‌کرده‌اند، می‌توان از حنا، سرخاب، سفیداب، وسمه، سرمه و احتمالاً غالیه نام برد؛ همان طور هم که در این بیت اخیر آمده است، کشیدن خط و نیز گذاشتن خال مصنوعی، مثلاً با سرمه در کنار لب در گذشته مرسوم بوده است. سوای این نوستالوژی، البته و صد البته، استفاده از لوازم آرایش رو اگه که مناسب و متناسب باشه، کاملاً دوست دارم. برگردیم سراغ بحث اصلیمون)

  جشن نوروز نیز مورد تأثیر و تأثر دیگر مناسبت‌هایی که ممکن است با آن هم‌زمان ‌شود، قرار می‌گیرد؛ برای مثال، اگر که نوروز با "عید غدیر" هم‌زمان شود، ممکن است که ایرانیان مسلمان، دید و بازدید‌های خود را با "خانواده‌های سادات" آغاز کنند یا اگر که مثلاً نوروز با روزهای عزاداری هم‌زمان شود، ممکن است که از قرار دادن آجیل یا شیرینی در وسایل پذیرایی دوری کنند و یا این‌که از وسایل پذیرایی جایگزینی استفاده کنند.(در یک نمونه تاریخی، زمانی که "عاشورا" و نوروز با هم مصادف شده بودند، پادشاه وقت، در یک روز مراسم مذهبی برپا کرده بوده است و روز بعد از آن را برای نوروز جشن گرفته‌ بودند.)

   هنگام تحویل سال، همه‌ی اعضای خانواده، در خانه، کنار هم و دور "سفره هفت سین" می‌نشینند و به نیایش(برای مثال درباره ایرانیان مسلمان، خواندن دعا از جمله دعای معروف «یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حوّل حالَنا الی احسن الحال» و یا خواندن قرآن و نگاه کردن به آیات آن) یا، با توجه به آن که لحظه تحویل سال را خوش یمن می‌دانند، به تازه کردن آرزوهای خود، می‌پردازند؛ البته با آن‌که در گذشته، نوروز را جشنی برای داخل خانه می‌دانسته‌اند(در برابر "سیزده‌به‌در" که جشنی در دامان طبیعت است)، اما امروزه، برخی از مردم، لحظه‌ی سال تحویل را در مکان‌های معنوی(مثلاً حرم امام رضا) و یا کنار مزار درگذشتگان‌‌شان سپری می‌کنند. همچنین در زمان‌های گذشته، تحویل سال، با شلیک توپ، اعلام می‌شده است(اکنون هم اگر دقت کرده باشید، اعلام لحظه‌ی تحویل سال، توسط تلویزیون با صدایی شبیه همان شلیک توپ همراه است، که نمادی از همان موضوع است).

  بعد از اسلام، درباره نوروز و شروع سال نو، آداب جدیدی نیز به وجود آمد که علاوه بر برخی ادعیه و خواندن قرآن، می‌توان به غسل کردن، نماز خواندن، روزه‌داری، انفاق، خضاب کردن و ... اشاره نمود. پس از تحویل سال هم، شادباش و تبریک گفتن و دیده‌بوسی مرسوم است.                                                  

  از جمله رسوم مهم سال نو "دید و بازدید‌"هاست که معمولاً از  رفتن به منزل بزرگ‌تر خانواده شروع می‌شود. همچنین یکی دیگر از دیدارهای اول، مربوط به "نو عید" یا "عید اول" می‌باشد؛ چنان‌چه در خانواده‌ای، کسی از اعضای آن فوت شده باشد، رسم است که پس از آن و با فرا رسیدن اولین عید(خواه این عید مذهبی باشد مانند مبعث، عید فطر یا عید قربان و یا این‌که عید ملی باشد، مانند نوروز) اقوام و خویشاوندان برای "سر سلامتی"، به دیدار آن خانواده می‌روند(البته برخی، نو عید را اولین عید بعد از مراسم "شب هفت" فرد فوت شده می‌دانند و برخی دیگر، نو عید را اولین عید بعد از مراسم "چهلم"  فرد فوت شده می‌دانند).

   دید و بازدیدهای عید فرصتی برای فراموش کردن کدورت‌ها، حلالیت طلبیدن و آشتی بین خویشاوندان نیز بوده است و گاهی بزرگ‌ترها و ریش سفیدهای فامیل برای حل و فصل اختلافات، پا پیش می‌گذاردند. علاوه بر دید و بازدیدها، "زیارت اهل قبور" نیز،  گاهی در روز اول عید، انجام می‌شود.

 اما مطالبی درباره نوروز و جنبه‌های تاریخی آن:

  از بین روزهای فروردین، تنها روز اول و روز ششم فروردین، "نوروز" نامیده می‌شده است. روز اول فروردین را "نوروز عامه" یا "نوروز کوچک" می‌نامیده‌اند و روز ششم فروردین(روز خرداد) را "نوروز بزرگ" یا "نوروز خاصه" می‌نامیده‌اند. زمان تحویل سال ایرانی، از معنادارترین و مناسب‌ترین مبدأ‌های موجود برای آغاز سال جدید می‌باشد و ثبت نوروز در تقویم سازمان ملل، شاهدی بر این مدعا است. تحویل سال ایرانی دارای مبدأ نجومی می‌باشد و تنها یک موضوع قراردادی نیست.

  تحویل سال، زمان اعتدال ربیعی(بهاری) است که در آن، طول مدت شب و روز با یکدیگر برابر می‌شود و همچنین این زمان، زمان رسیدن خورشید به نقطه اول حَمَل بوده است(در حال حاضر با توجه به تغییرات در برج حوت رخ می‌دهد]به نقل از دکتر احمد دالکی،پدر نجوم نوین آماتوری ایران[). آغاز سال ایرانی، آغاز فصل بهار و زمان جنبش و دوباره نو شدن طبیعت است. وقوع برخی رویدادها را نیز به این روز نسبت داده‌اند که می‌توان از آن جمله به آغاز آفرینش یا روز آفرینش آدم ابوالبشر اشاره نمود(از جمله ذکر شده است که به همین دلیل، این روز را "روز نو" یا "نوروز" نامیده‌اند، گرچه می‌تواند علت آن، شروع بهار هم باشد). همچنین برخی نوروز را روز تاج‌گذاری، برتخت‌نشستن و آغاز پادشاهی جمشید دانسته‌اند که ظاهراً در روز اول بار عام داشته است و در روز ششم، "خاصان و بزرگان" را پذیرفته است(نوروز در شاهنامه، تاریخ طبری و نیز مروج الذهب منسوب به دوره سلطنت جمشید، معرفی شده است]مرجع: لغت‌نامه دهخدا[. نکته دیگر این‌که، بنای "پارسه" که به "تخت جمشید" معروف شده است و یا با واژه غیر فارسی "پرسپولیس" نیز یاد می‌شود، ارتباطی با تخت و جلوس جمشید نداشته است).

  همچنین زمان وقوع برخی از رویدادهای اسلامی را نیز  نوروز ذکر کرده‌اند.

  از دیگر مواردی که در نوروز رسم بوده است، "بهاریه"ها یا "ربیعیه"ها بوده‌اند که اشعاری هستند که در وصف بهار و نوروز سروده شده‌اند.

  هفت سین:

   گاهی ذکر شده است که در ابتدا "هفت شین" بوده است، که درباره صحت و سقم آن به سند قطعی‌ای برنخورده‌ام. هفت سین را متناسب با "هفت سینی" نیز دانسته‌اند(برای مثال آن‌ها را در هفت سینی قرار می‌داده‌اند. سینی یا چینی هم نوعی ظرف بوده است). در حال حاضر «سنجد، سماق، سمنو، سیب، سبزه، سرکه، سیر، سکه، سبزی» از جمله "سین"هایی هستند که ممکن است در ظرف‌هایی سر سفره هفت‌سین قرار دهند و هر یک از این "سین"ها در حقیقت نماد چیزی بوده‌اند. البته به جزء این "سین"ها چیزهای دیگری هم می‌تواند در این سفره قرار داشته باشد که از آن جمله می‌توان به آیینه یا آیینه و شمع‌دان، قرآن یا شاید دیوان حافظ، تنگ ماهی(امروزه معمولاً با ماهی قرمز)، تخم مرغ(که تزئین هم می‌شود)، آرد و یا تکه‌ای پنیر در ظرف سبزی اشاره نمود. روشن کردن شمع، در این‌جا نیز مانند بسیاری از مناسبت‌های دیگر، ممکن می‌باشد. این روزها، سوزاندن مواد خوشبو، مانند عود یا دود کردن اسفند، آن چنان رواج ندارد و به خلاف گذشته که ممکن بود، حتی سمنو را هم در خانه بپزند، امروزه حتی تخم مرغ رنگ شده یا سبزه هم، ممکن است که از بازار خریداری شود. درباره سبزه نیز باید یادآور شوم که این سبزه ممکن است از "گندم، عدس و یا جو" باشد و علاوه بر این‌که آن را در ظرف یا سینی، درست می‌کنند، گاهی نیز، سبزه را دور کوزه درست می‌کنند یا به اصطلاح "می‌ریزند". وجود گل یا برخی گلدان‌ها نیز کماکان بر سر سفره هفت‌سین معمول می‌باشد.

   برای بررسی ریشه تاریخی سبزه، ذکر این نکته مفید است که هفت‌سین را، "هفت سبزی" یا "هفت سبزه" نیز ذکر کرده‌اند و وجه تسمیه آن به این علت بوده است که هفت محصول مختلف را سبز می‌کرده‌اند و هر کدام از این ظروف یا کوزه‌ها که دارای محصول بهتری بود، برای سال زراعی پیش روی‌شان از همان گیاه یا حبوبات(حب به معنی دانه و جمع آن حبوب است؛ اما حبوبات واژه مصطلحی است) کشت می‌کرده‌اند.

  نمی‌توان از نوروز گفت، اما از "حاجی فیروز" و "عمو نوروز" یاد نکرد و وقتی که چهره‌ی حاجی فیروز به ذهنم می‌آید، باز هم به یاد "سیاه" و "مبارک" و نمایش "تخته حوضی" یا "رو حوضی" و "سیاه بازی" می‌افتم؛ امیدوارم این‌ها برای‌مان بماند و بهتر شود(برای بهتر شدن، مثلاً این به ذهنم می‌رسد که اگر حاجی فیروز به جای این‌که چیزی طلب کند، به بچه‌ها هدیه بدهد، این بسیار، شیرین‌تر است).

  "میر نوروز" یکی دیگر از رسم‌های نوروز بوده است، که به یک بازی شبیه است(شاید هم یک حرکت نمادین معنادار)  و در آن فردی برای یک روز به عنوان "امیر"  تعیین می‌شده است و دیگران، هر فرمانی که او می‌داده است را اجرا می‌کرده‌اند.

  همچنین "باد جنوب" یا "باد دبور"، بادی است که در فروردین می‌وزد و از جمله نشانه‌های فرا رسیدن بهار می‌باشد.

 در آخر هم باید از "سیزده به در" یاد کنیم که بازگشت مردم به دامان طبیعت و پیوند دوباره با ریشه‌هاست. اگر هر یک از دوازده روز اول سال جدید را نمادی از یک ماه بدانیم، می‌توان "سیزده به در" را به عنوان تفریح و تفرجی بعد از پایان آن دانست. همچنین رسم است که در این روز، سبزه‌های خود را به آب بسپارند و یا در خارج از خانه قرار دهند. برخی از باورهای قدیمی علت خارج شدن از خانه را در روز سیزده به در، چنین بیان می‌کنند که نحسی این روز "به در" شود.(طبق بعضی باورها، سیزده را نحس می‌دانند. برای مثال برخی، روز چهارشنبه را نیز نحس می‌دانند که لااقل درباره چهارشنبه سوری، نمی‌توان پذیرفت که بین این جشن و تصور نحوست برای چهارشنبه رابطه‌ای وجود داشته باشد]در نوشته چهارشنبه سوری، مطالب بیشتری در این ‌باره آورده‌ام[. درباره "سیزده به در" هم، گفتیم که ممکن است دوازده روز اول، نشانه دوازده ماه پیش رو باشد و در حقیقت "سیزده به در"، برای استراحت و شادی پس از آن باشد. شبیه این برداشت در مورد هفته نیز وجود دارد؛ در این نگاه بر این باورند که آفرینش در شش روز انجام شده است]در قرآن نیز از "ستة الایام" یاد شده است که البته آن را شش مرحله دانسته‌اند-مثل مرحله گاز، آب و ...- و نه شش روز معمول [ و روز هفتم و پس از آفرینش را روز استراحت بیان می‌کنند.) از جمله دیگر رسم‌های موجود در سیزده به در، "گره زدن سبزه" می‌باشد. این رسم هم برای برآورده شدن آرزوهاست که به ویژه به دخترهای ازدواج نکرده، پیشنهاد می‌کنند که سبزه گره بزنند.(در ادبیات عامه، در این‌جا هم شعری وجود دارد که می‌خوانند:سیزده به در/ سال دگر/ بچه بغل/ خونه‌ی شوهر). در این روز همچنین "دروغ سیزده" هم وجود داشته است، که شخصاً خود من از این که دیگر رواج چندانی ندارد، خوشحال هستم.(ماه آوریل سال میلادی هم که یک روز قبل از سیزده به در، شروع می‌شود، دارای رسم "دروغ آوریل" می‌باشد).

در طول تعطیلات عید، سفر رفتن هم مرسوم است.

 درباره بهار، خوب است از "باران نیسان" هم یاد کنم که بارانی است که در ماه نیسان(دومین ماه سریانی) یا اردیبهشت می‌بارد و خوردن آب این باران را توصیه کرده‌اند و گاهی آن را جمع می‌کنند و به آن دعا و قرآن می‌خوانند.

نام برج‌های دوازده‌گانه‌ی فلکی(بروج سماوی):

حَمَل یا بره، ثور یا گاو، جَوزا یا دو پیکر یا توأمان، سرطان یا خرچنگ، اسد یا شیر، سنبله یا خوشه، میزان یا ترازو، عقرب یا کژدم، قوس یا کمان، جَدی یا بزغاله، دلو و بالأخره حوت یا ماهی.

بعضی عبارت‌ها یا نکته‌ها:

فصل گل صنوبره   عیدی ما یادت نره

هر روزتان نوروز                نوروزتان پیروز

حاجی فیروزه                   سالی یه روزه

حاجی فیروز اومده            عمو نوروز اومده

بادام سمنو را برای برکت، در جیب می‌گذاشته‌اند.

اعتدال خریفی یا پاییزی هم داریم.

هنوز هم حرف‌های بسیاری درباره‌ی نوروز باقی ماند.

از جمله رسم‌ها، دعا کردن هنگام تحویل سال است؛ هم را به نیکی یاد کنیم.

 گل‌هایی که بهار امسال کنارمان نیستند، یادشان نیک و حضورشان ماندگار. عزیزانی که کنارمان هستند، به نیکی، شاد و برقرار

پیش روی‌تان، بهتر از پشت سر. روزگارتان بر قرار. چرخ روزگارتان بر مدار.

روز و شب‌تان تابناک و آرام. به‌روزی‌ِ‌تان ماندگار

صد سال به این سال‌ها/ صد سال بهین سال‌ها/ صد سال به از این سال‌ها

با امید بهترین‌ها برای هستی و هست‌ها.


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://pouria47.persianblog.ir/post/88
ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  

 وبلاگ الهه امید

 سال جدید و کودک درون من

هرچه میگذره بیشتر می فهمیم که چه زود میگذره ! انگار همین دیروز بود که قرار بود بریم مدرسه:کلاس اوّل ابتدایی رو میگم.دلهره و شوق ،شادی کودکانه، بازیگوشی،وای پول تو جیبی،مسیر مدرسه، دیر رسیدنها، زنگ ، سرصف، قرآن ، ورود به کلاس، سروصدا و تو سروکلّه هم زدن، مبصری که اسم بچه شلوغا رو پای تخته مینوشت، ورود معلم، برپا، مشقارو بذارین روی میز، برو پای تخته ، دست و پاتو بگیر بالا، بعد شروع درس، زدن ماش به گوش بچه مثبت جلویی، تیرکمون مگسی پشت گوش مبصر، فضولی جاسوس کلاس، دم دفتر، کتک ، نمره انضباط کم، زنگ تفریح، خطّ و نشون کشیدن، زنگ ورزش، زنگ خونه، راه خونه، وای مشق شب، امتحانات، همه و همه  دنیایی از خاطرات ........چه زود گذشت و چه زود میگذره...... یعنی چند روزه دیگه از عمر ما باقی مونده؟ کاش میشد بلیطمون رو تمدید میکردیم. کاش روزای خوش هیچوقت تموم نمیشد: روزایی که میرفتیم سفر، بازی، شوخی با بچه ها، تعریف جوک و خنده های بلند..... کاش جمعه که میشد هیچوقت شنبه نمیشد و جمعه ها همینطور ادامه داشت : بازی میکردیم و بازی. شنبه ها صب چقد بد بود ولی ... کاش هر روز تعطیل بود..... کاش.... چه بد چه زود میگذره: کاش تعطیلات عید هیچوقت تموم نمیشد.... ولی حیف که همه ی این کاشها خیالی بیش نیست. تموم میشه.....  میگذره... خوب یا  بد....... یه واقعیته  که شایدم از جهاتی تلخ باشه. خب اگه هم نمیگذشت خسته کننده میشد.اینقد بازی میکردیم که حالمون به هم میخورد، ولی نه قبول ندارم. خب میخوابیدیم دوباره بلند میشدیم بازی میکردیم.دوران کودکی چقد خوبه: هیچ غم و غصه ای نداری. بابا میره کار میکنه ، مامانم غذا درست میکنه، خونه رو مرتب میکنه، لباسامونو میشوره، ماهم میخوریمو کثیف میکنیمو میخوابیمو بازی میکنیموبه هم میریزیمو......... اوه چی میشد اگه میشد . امّا این دنیای بد بیرحم:همه چیزایی که دوست دارمو ازش لذت میبرم تموم میشه.آخه من به چی دل ببندم که تموم نشه؟! من یه چیزی میخوام که تموم نشه، نه چیزایی که تموم میشه دیگه نمیخوام. امسال دیگه نمیخوام به چیزایی دل ببندم که یه روز مال منه فرداش مال بقیه است. من یه چیزی میخوام که همیشه مال خودم باشه ، همیشه باهام باشه، هیچوقت تنهام نذاره، هیچوقت بهم نگه برو دنبال کار خودت به من ربطی نداره، هیچوقت بهم نگه ندارم، نگه برو دیگه نمیخوامت. من یه چیزی میخوام که هرچی بیشتر داشته باشمش برام جالبتر و جذابتر بشه، یه چیزی که خیلی باشه خیلی : ازون خیلی ها که بچگیام میگفتم. یکی به من بگه اون کیه ، چیه، کجاست، چطوری میشه  بدستش آورد......... شما میدونید؟؟
کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://gerivan.persianblog.ir/post/159
ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  

 وبلاگ گریوان

بهانه ی بهار

     سه روزصبر بلکه آغازسال را با مطلبی بدیع ودرخورسال نوشروع کرده باشم ، فایده ای نبخشید. گویی یخهای زمستانیم با هوای گرم نیمه ابری این روزها ذوب نشد. برگهای درحال رویش درختان کنارپنجره م غل غلی است که نهیب می دهند : به هوش باش ، سه روزاز عمر ۸۷ گذشت ، قطعا بقیه نیز بگذرد.وهمین نگاه برگهای نازک گرچه زیبا وبا محبت، ولی تشری به به خیال منجمدمن که ایستایی برای بهتر نوشتن که سهل است ، ایستاده برای استقبال خوشی آب درهاون کوفتن است وهیچ انگاری خویش .وآنگاهست که انگشتان یک به یک به دنبال حروف مخلوط پارسی ولاتین برای ساختن جمله ، سه ردیف به بالا وپایین پریده ، سیزده نقطه را با تک کلیکهابه راست وچپ می دوند.محتوی را ، آنچه درکوزه تراود اما سیاهی صفحه را اراده وشجاعتی فوق معنی لازم است.گربه سیاهی مانداین سیاه مشق اول سال، بازم سرخوشم که پستی داشته وبه روزشدنی رابایسته ام.به همان اندازه که ازبهارعمر غافل بوده وپشیمانم ، ازثانیه های بهارسال هم.باقی چه شود ندانم...


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://irananahita.persianblog.ir/post/27
ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ ایران آناهیتا


نوروز بزرگترین جشن باستانی ایرانیان

نوروز" و "مهرگان" دو جشن بزرگ نزد آریاییان بود و در عهد ساسانیان، نوروز یعنی روز اول سال ایرانی و نخستین روز از فروردین ماهنوروز، بزرگترین جشن ملی باستانی ایرانیان در نخستین روز فروردین، نخستین ماه سال خورشیدی (آنگاه که روز و شب برابر گردد) است.

در این روزها شاهان زندانیان را آزاد و مجرمان را عفو می‌کردند و به شادی می‌پرداختند.

درکتاب"التفهیم" پرواز جمشید به آسمان را آغاز جشن نوروز دانسته و چنین نوشته است: "چون جمشید برای خود گردونه بساخت دراین روز سوار شد، دیوها گردونه را به هوا بردند، مردم از دیدن این امر در شگفت شدند و این روز را جشن گرفتند."
ابوریحان بیرونی درکتاب "آثارالباقیه" مدت برگزاری جشن نوروزپس ازجمشید را یک ماه دانسته و ادامه داده است: "چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای ماه را عید گرفتند و آنرا شش بخش نمودند وپنج روز نخست را به پادشاهان، پنج روز دوم را به اشراف، پنج روزسوم را به خادمان و کارکنان پادشاهی، پنچ روز چهارم را به ندیمان و درباریان، پنج روز پنجم را به توده مردم و پنج روز ششم را به بزرگان اختصاص دادند." عده زیادی فرق میان نوروز و لحظهٔ تحویل سال نو را درست نمیدانند. تعریف درست نوروز نخستین روز سال در تقویم ایرانی است یعنی یکم فروردین ماه و یا روز اورمزد از ماه فروردین. لحظهٔ آغاز نوروز درست پس از نیمه شب است و این یک لحظهٔ «تقویمی» است. لحظهٔ تحویل سال یک واقعه یا لحظهٔ «طبیعی» است و زمان آن می‌تواند ساعت‌ها با لحظهٔ آغازین روز یکم فروردین فاصله داشته باشد. بنابراین، لحظهٔ تحویل سال در سراسر جهان یکیست، ولی لحظهٔ آغاز نوروز (یکم فروردین) نسبی است، نسبت به خط استاندارد زمان بین المللی که در گذشته به خط «گرینویچ» مشهور بود و هنوز هم اکثر مردم آن را به همین نام می شناسند.


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://noghteyeb.persianblog.ir/post/4
ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  

 وبلاگ وب نوشت نقطه ب

وقتی احساسات نوستالژیک زنده می شود

عید نوروز، زمانی است که بیش از هر وقت دیگری به یاد دوران کودکی می­افتی. همه چیز گرچه تکرار می­شود اما باز هم بوی نویی می­دهد. به همسالان که می­رسیم بیشترِ جملات عیدانه، با "یادته بچه بودیم ..." آغاز می­شوند. روبیدن خانه و سهم هر چند کوچک ما، سبزکردن دانه برای سفره هفت سین که روشش را در مدرسه یاد گرفته بودیم، ناخنک­زدن­ها به شیرینی نخودچی، پیک شادی­ای که هیچ­وقت شادمان نکرد، آن گلدان آزالیایی که یک سال آقای جعفری برایمان ­آورد و مامان چقدر دوستش داشت، آن کفش پاشنه­بلند سفیدی که برای اولین بار پوشیدم و چقدر احساس بزرگی می­کردم، برق چشمانمان به هنگام عیدی گرفتن چه صادقانه بود! آن وقت­ها کارت تبریک دادن مرسوم­تر بود. می­رفتیم از بهارستان می­خریدیم و بعد سعی می­کردیم متنش، متفاوت باشد. و من برای اینکه هم ابداعی کرده باشم و هم دوستانم را غافل­گیر، آدرس خانه­شان را می­گرفتم و برایشان پست می­کردم.آن وقت­ها هر کداممان ساز خود را نمی­زدیم، نمی­خواستیم در خانه بمانیم و پای تلویزیون تِلِپ شویم. همه با هم، قد و نیم­قد راه می­افتادیم و از بزرگ تا کوچک فامیل را عیددیدنی می­کردیم. گاه تمام عید طول می کشید چون آنها هم به بازدید می­آمدند. خانه زمان کودکی من، خانه کنونی یکی از عموهایم است و پیلوت (همان پارکینگ) آن یکی از خاطره­سازترین­ها. محلی برای همه بازی­هایمان با برادرها و پسرعموها که فوتبال بعد از ظهرها مهمترین­شان بود. آن موقع به اندازه یک زمین فوتبال واقعی وسعت داشت اما حالا که هر سال عید می­بینمش این­طور نیست، شاید سه تا ماشین به زور جا شوند. در ذهن من اما آن پیلوت همان قدر بزرگ است که بود. تلنگرِ هر ساله افاقه نمی­کند!حالا می­توان نشست و تمام آن لحظات نابی را که زندگی در آنها جریان داشت را به خاطر آورد و دلتنگشان شد. غصه­اش را نمی­خوریم. هر سنی و هر زمانی درخور نوعی از زندگی­اند اما، چه خوب که بوده­اند، چه خوب­تر که هنوز هم گاهی هستند!  من هنوز از عیدی­گرفتن خوشحال می­شوم! 

پی­نوشت: در تعریف نوستالژی گفته‌اند که حس غریبی است برای بازگشت به یک وضعیت از دست رفته، یا ‏اعاده‌ی موقعیتی دیرآشنا و کمال مطلوب که دیگر از کف رفته است. به عبارتی، نوستالژی نوعی ‏احساس فراق تؤام با حسرت به گذشته است و زمانی دست می‌دهد که آدمی از اُبژه‌ای محبوب ‏محروم شده باشد، یا با گذشت زمان قدر چیزی را که در گذشته از آن برخوردار بوده بهتر شناخته ‏باشد و بر محروم شدن از آن غبطه بخورد. ‏


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://pouladzadeh.persianblog.ir/post/138
ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ لحظه هایی که میگذرند

صبح است و هزار دستان
بر شاخسار طربناک بهار
 یکایک گلبرگ های نوگل سرخ
را مدحی دوباره خواند
سرخ گل نورسیده

چشم گشوده به یک دنیا عشق
که از منقار عاشق هزار
می تراود

و شبنم تن چون خامه اش را
می شوید و طراوتی دوباره می بخشد
نغمه عشق در گوش درخت می پیچد
و پرستو به لانه بازمیگردد
اما هزار باز هم عشق باز هم شور

دختر گل مدهوش ترانه اوست
بی خبر از بهار سالهای دیرین
که او نیزعشق دست چندمی است
برای منقار شورآفرین بلبل
اوعشق دست چندمی است
نوروز می داند
اما گل را روز نویی دیگر در انتظار است .


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://e-poesy.persianblog.ir/post/21
ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  

 وبلاگ شعر سرخ

     بهار دل

برفت فصل زمستان، گذشت سردی و برف                              

بماند آنچه نباید سیاهی اش به ذغال

رسید فصل بهار و وزید باد صبا                                           

دوباره از لب چشمه روان شد آب زلال

دوباره سبزه برون زد ز خاک پست زمین                               

قد خمیده خود را بلند کرده نهال

قناریان همه خوانند ز شوق فصل بهار                                  

چکاوکان خوش الحان کنند قیل و مقال

سپهر، گرم به ماه و زمین گرم به مهر                                  

 گرفت جان دوباره جهان ز این همه حال

کنون جهان همه نو شد، رسید موسم گل                                

ولی غروب من است و رسیده ام به زوال

کی است بهار دل من؟ بگو تو ای صنما!                                

بگو ز موسم این دل، ز این خیال محال

شکسته ام ز گذشته، فراری ام ز کنون                                  

هنوز در غم دیروز درون موج خیال

قسم به نام تو یا رب! قسم به شوکت تو                                 

ترا قسم به صفاتت ترا قسم به جلال

که بگذر از گنه من، بهار کن دل من                                    

 بشوی جان و دلم را ز سوز و حزن و ملال

چراغ راه دلم شو، مکن رها دل من                                      

روا مدار که دل من رود به سوی ضلال

تو ای خدای بزرگ و تو ای امید دلم                                      

مرا رسان به حقیقت، رسان مرا به کمال

بده مراد دلم را، به کام کن ایام                                            

روا مدار کمرم زین جهان شود چو هلال

مراد این دل سبزم سعادت همه است                                     

بهار کن دل یاران، تو ای خدای جمال

دل تمام عزیزان ز غم پر از خون است                                  

عوض کن این همه بدحال و اینچنین احوال

چه گویم از بد ِاوضاع و از بد ِاحوال                                     

بکن تو زیر و زبر یا محول الاحوال

اگر چه طالع ما خفته است در این برهه                                 

 ولی زمان که نباشد فقط بدین منوال

گذشت آن همه سختی، رسیده سال جدید                                 

دلم بسی شده روشن ز بعد این همه سال

تمام می شود امسال تمام ِ غصه و غم                                    

امیدمان به خدای تبارک و متعال

امشب با حافظ:

رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید                                     

وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید

مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب                                  

به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید

بهــــــار می‌گذرد دادگسترا دریاب                                          

که رفت موسم و حافظ هنوز می‌ نچشید


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://nia.persianblog.ir/post/160
ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  

بهار مولانا

ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی
چیزی به یار مانی از یار ما چه دیدی
خندان و تازه رویی سرسبز و مشک بویی
همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریدی
ای فضل خوش چو جانی وز دیده‌ها نهانی
اندر اثر پدیدی در ذات ناپدیدی
ای گل چرا نخندی کز هجر بازرستی
ای ابر چون نگریی کز یار خود بریدی
ای گل چمن بیارا می‌خند آشکارا
زیرا سه ماه پنهان در خار می‌دویدی
ای باغ خوش بپرور این نورسیدگان را
کاحوال آمدنشان از رعد می‌شنیدی
ای باد شاخه‌ها را در رقص اندرآور
بر یاد آن که روزی بر وصل می‌وزیدی

بنگر بدین درختان چون جمع نیکبختان
شادند ای بنفشه از غم چرا خمیدی
سوسن به غنچه گوید هر چند بسته چشمی
چشمت گشاده گردد کز بخت در مزیدی


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://7sinebahar.persianblog.ir/post/2
ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  

هفت سین محمدی صلی الله علیه و اله

السَّعیدُ مَن اِختارَ باقیَةً یَدُومُ نَعِیمُها علی فانِیَةٍ لا یَنفَدُ عَذابُها ، وقَدَّمَ لما یَقْدَمُ علَیهِ مِمّا هُو فی یَدَیهِ قَبلَ أن یُخَلِّفَهُ لِمَن یَسعَدُ بِإنفاقِهِ وقَد شَقِیَ هو بِجَمعِهِ. اعلام الدین ، 345

سعادتمند و خوشبخت کسی است که سرای باقی را که نعمتش پایدار است به سرای فانی که عذابش بی پایان است برگزیند و از آنچه در اختیار دارد برای سرایی که بدانجا خواهد رفت پیش فرستد قبل از آنکه آنها را برای کسی گذارد که وی با انفاق آن خوشبخت شود ولی خود او با گردآوردن آن بدبخت شده باشد.

 

2- السَخِی قَریبٌ مِن الله، قَریبٌ مِن الناس ، قَریبٌ مِن الجنة. بحار الانوار، ج73

سخاوتمند و بخشنده هم به خداوند و هم به مردم و هم به بهشت نزدیک است.

 

3- السُوالُ نِصفُ العِلم. کنزل العمال

سوال کردن و پسشگری نیمی از دانایی است.

 

4- السُوقُ دارُ سَهوٍ وَ غَفلةٌ فَمَن سَبَّحَ فیها تَسبیحَةً کَتَبَ اللهُ لَهُ بِها اَلف الف حَسنةٍ. کنزل العمال

بازار سرای فراموشی و غفات است لذا هرکه  در آنجا خدا یکبار تسبیح گوید خداوند برایش هزار هزار حسنه می‌نویسد.

 

5- سَابُّ المُومنِ کَالمُشرفِ عَلی الهَلَکَة. کنز العمال

کسی به مومنان ناسزا و دشنام می‌دهد، همچون کسی است که در معرض هلاکت است.

 

6- سَمُّوا اولادَکُم اَسماءَ الانبیاءِ. مکارم الاخلاق، ص474

فرزندانتان را به نام انبیا بنامید.

 

7-سَیدُ القَومِ فِی السَفرِ خَادِمُهُم فَمَن سَبَقَهُم بِخِدمَةٍ لَم یَسبِقُوهُ بِعَمَلٍ اِلا الشَهادَة. کنز العمال

سرور مردم در سفر کسی است که به آنان خدمت می‌کند پس هرکه در خدمت به همسفران خود بر آنان پیشی گیرد هیچ کارشان به پای ارزش او نمی رسد مگر شهادت. کنز العمال

 


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://mahi1384.persianblog.ir/post/14
ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  

مبارک بادتت این سال و همه سال

مبارک بادتت این عید و همه عید

مبارک بادتت این روز و همه روز

بهار آمد تا بگوید که ای مرده ها می توانید زنده شوید !

ای خدا من دل مرده ام ، زنده دلم گردان !

پریشان و آشفته ام ، به سامانم رسان !

چندیست که از می نابت ننوشیده ام ، مخمور و سرمستم گردان !

بهار است ، سرسبز و بهاریم گردان !

 

************

 

چندان بخورم شراب کاین بوی شراب آی

د ز تراب چون شوم زیر تراب

تا بر سر خاک من رسد مخموری

از بوی شراب من شود مست و خراب (خیام)

 

************

این عید ، عید عید است .

میلاد برگزیده ی اشرف مخلوقات ، مایه ی غرور کائنات ، بهترین و مهربانترین مخلوق خداوند تبارک و تعالی حضرت محمد مصطفی (ص) و فرزند بزگوارش امام جعفر صادق (ع) مقارن شده با بهار طبیعت .

*** این تقارن های فرخنده هزاران هزار بار مبارک بادتان ***

و ادامه ی مطلب مزین می شود شعر ی از حضرت شعر از حضرت حافظ :

 

************

گل بی رخ یار خوش نباشد

بی باده بهار خوش نباشد

طرف چمن و طواف بستان

بی لاله عذار خوش نباشد

رقصیدن سرو و حالت گل

بی صوت هزار خوش نباشد

با یار شکرلب گل اندام

بی بوس و کنار خوش نباشد

هر نقش که دست عقل بندد

جز نقش نگار خوش نباشد

جان نقد محقر است حافظ

از بهر نثار خوش نباشد


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://amozesh-hamechiz.persianblog.ir/post/22
ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  

بــاز مـــی آیــــد بــــهـــار دلـنشین / بــاز بــلـبــل مــی شــود با گل قرین

بــاز صـــحــرا پـر شقایق می شود / بــاز روشــن قــلب عـاشق می شود

فــصــل ســـرد از هــیــبت باد بـهار / مــی کــنـــد از پــیـش روی او فـرار

ســفــره هــا بــا هـفت سین آراسته / بــا گـــل مـــهـــر و صــفـــا پیراسته

بــر ســر سفره جـوان و خُرد و پیر / ســبزه و آئــیــنـه و مــاهـی و سـیر

سـیـب و سـنـبـل در کـنـار یــاسـمـن / عطربــیــد مـِشک چــون مُشک خُتَن

سرکه و سنجد، سماق و شمع و گل / عـــیـــد آمــد بـــا دف و ســاز و دُهُل

ســال نــوتـحـویل و سال کهنه رفـت / هــم دل مــا تـازه شد هم شال و رخت

یــا مــُقــلّب،قــلب مـــارا شـــاد کــن / یـــا مـــُدبّـــر خـــانــــه را آبـــاد کـــن

یـــا مـــُحـــول ،اَحســــنُ الــّحالم نما / از بـــدیـــهــــا فـــارغُ الـــبـــالــم نـما

ایـــن دل «جـــاویــد» را پـاک از ریـا / کُــن خــــدا ،ای قـــادر بـــی مــنـتــها

<<محمد جاوید>>


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://behzistyiranshaher.persianblog.ir/post/6
ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ بهزیستی ایرانشهر

نوروز

که اشارتیست به

                        عدالت

                                در میعاد معاد

 و ابدیت حیات

                              بر شما مبارک باد   


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://miladebahar.persianblog.ir/post/2
ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  
یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال‏حول حالنا الى احسن الحال.

 

تمام قلوب و تمام ابصار و بصیرت‏ها در دست‏خداى تبارک و تعالى و ید قدرت اوست.

اوست که تدبیر مى‏کند جهان را، لیل و نهار را، و اوست که قلوب را متحول مى‏کند وبصیرت‏ها را روشن مى‏کند، و اوست که حالات انسان را متحول مى‏کند و ما آن را در ملت‏عزیز خودمان در زن و مرد، در کوچک و بزرگ یافتیم. این تقلیب قلوب که قلب‏ها رااز آمال دنیوى و از چیزهایى که در طبیعت است‏بریده بشود و به حق تعالى پیوسته‏بشود و بصیرت‏ها روشن بشود و صلاح و فساد خودشان را به وسیله بصیرت بفهمند، درملت ما بحمدالله تا حدود چشمگیرى حاصل شده است و من امیدوارم که در این سال‏جدید به اعلا مرتبت‏خودش برسد.»

اعیاد اسلامی

در قرآن کریم مى‏خوانیم:

...اللهم ربنا انزل علینا مائده من السماء تکون لنا عیدا لاولنا و اخرنا و ایه منک‏و ارزقنا و انت‏خیر الرازقین خداوندا!، مائده‏اى از آسمان بر ما نازل فرما تابراى اولین و آخرین ما عید، و نشانه‏اى از جانب تو باشد و به ما روزى عنایت کن‏که تو بهترین روزى‏دهنده هستى.» عید از ماده «عود» به معنى بازگشت گرفته شده‏و به گفته راغب اصفهانى به معنى بازگشت‏به وضعیت مطلوب گذشته است. و به روزهاى‏سرور و شادى نیز گفته مى‏شود.

در اسلام روزهایى، به نام عید اسلامى اعلام گردیده است که مهمترین آنها عبارتنداز:

اول شوال، عید فطر دهم ذیحجه، عید قربان هیجدهم ذیحجه، عید غدیر جمعه، عیدمحمد(ص) چرا که در هر یک به گونه‏اى بازگشت انسان به فطرت توحیدى‏اش مطرح است.

بنابراین: «عید نه جامه رنگارنگ پوشیدن است که این عید کودکان است، نه شربت‏و شیرینى و غذاهاى متنوع خوردن، که این عید شکمبارگان است، نه به سیاحت و تفرج‏بى‏محتوى پرداختن، که این عید ولگردان است، نه بى‏بندو بارى و هرزگى و عیاشى‏کردن، که این عید بوالهوسان است، نه قاه قاه خندیدین و همدیگر را به مسخره‏گرفتن و به بازى روز گذراندن، که این عید غافلان است، نه تاب خوردن و سبزه‏رویاندن و سفره هفت‏سین چیدن و رنج پختن «سمنو» کشیدن، که این عید خرافه‏پرستان‏است.

هیچ کدام از اینها مفهوم عید از دیدگاه اسلام نیست، که عید اسلامى موفقیت درراه انجام وظیفه است. و تطهیر نفس و تصفیه جان و تمرین صبر و استقامت، چون عیدفطر پس از ماه مبارک رمضان.

و عید، گذشتن از امتیازات است. و رسیدن به هم‏آهنگى و شرکت در وحدت بزرگ‏اسلامى، شکستن غرور و خودخواهى و ترک نازپروریها، سایه‏نشینى‏ها، مشتاقانه نداى حق‏را لبیک گفتن ... و سرانجام خود را بازیافتن و به خدا رسیدن. چون عیدالضحى پس‏از دوران سازنده حج.

عید، چون قطره‏اى به دریاى جمع پیوستن است. و از انزوا به در آمدن، گسسته‏ها رابهم بستن و صف صف بهم پیوستن، پیوند خود را با خدا استوار کردن و دین خود را هرهفته تحکیم بخشیدن، همچون عید جمعه که عید محمد(ص) است‏».

برترین عید، روزى است که خداوند متعال نعمتش را بر مسلمانان تمام کرد و ارکان‏دین را محکم و استوار نمود، و رسالت را به امامت پیوست، و رهبر آینده مسلمانان‏را معرفى کرد، و فرزند کعبه را بر فراز منبر امامت نشاند، چون هیجدهم ذیحجه عیدغدیر خم.

آن‏گونه که در روایات آمده است و بعضى از علماى بزرگوار فرمودند، و در گاهنامه‏تطبیقى سه هزار ساله به روشنى مشخص گردیده، آن روز، عید غدیر خم با اول فروردین‏سال دهم هجرى شمسى مطابق بوده است و عید نوروز نیز به برکت ولایت رنگ الهى به‏خود گرفت و در بین شیعیان و ایرانیان شهرت و دوام یافت.

بهار طبیعت

بى‏تردید، عید نوروز، عید طبیعت است، «آغاز بهار و موسم اعتدال‏طبیعت و لطافت هوا و تعدیل شب و روز و رهایى از قساوت زمستان و سردى و سیاهى‏شبهاى دیرپا مى‏باشد.

عیدى همراه با سرود پرندگان و تکبیر جنگل و تسبیح باد و ریزش ابر و فریاد رعدو رویش صحراست.

اگر ما خرافات و نقاط منفى و تاریک را از چهره این عید بزداییم و بگذاریم‏همرنگ طبیعت‏با صفا، باشد و بر جهان مثبت و خداپسندانه‏اش بیفزاییم، در دید مکتب‏نیز عیدى عزیز و ارجمند خواهد بود.»

چنانچه در حدیث آمده: هر چیزى بهارى داردو بهار قرآن ماه مبارک رمضان است. از این‏رو امیرالمؤمنین(ع) مى‏فرماید: «قرآن‏را بیاموزید که بهار دلهاست.» یعنى جان و روان انسان با تعالیم عالى الهى،شکوفا مى‏شود.

آرى عید واقعى انسان که برترین مخلوق الهى، و گل سرسبد عالم خلقت است، بازگشت‏به خویشتن خویش و توجه به مبدا هستى، و تعلیم کتاب سعادتش و در نهایت‏خود رابازیافتن و به خدا رسیدن است.

و این عید اختیارى است، و انسان مى‏تواند از هر روز براى خودش عیدى بسازد.

امیرالمؤمنین على(ع) مى‏فرماید:

«کل یوم لا یعصى الله فهو یوم عید» (هر روزى که خداوند نافرمانى نشود آن‏روز، عید است). البته آنگونه که قرآن مى‏فرماید: از بهار طبیعت و حیات دوباره‏یافتن گل‏ها و گیاهان، سبزه‏ها و درختان، به جنب و جوش آمدن پرندگان و حیوانات‏طراوت یافتن باغ‏ها و چمن‏زارها، باید درس رستاخیز و بازگشت‏به سوى خدا را آموخت:

خداوند متعال مى‏فرماید: «زمین را جامد و افسرده و بى‏روح و بى‏جنبش مى‏بینى،اما همین که آب باران بر آن نازل کنیم، به جنبش و حرکت درمى‏آید و فزونى مى‏گیرد،و انواع گیاههاى سرورافزا مى‏رویاند، این از آن جهت است که خدا حق مطلق است ونظام زنده کردن مرده‏ها در قبضه قدرت اوست. و اوست که بر هر چیزى تواناست.»

نوروز در گذر تاریخ

نخستین روز از نخستین ماه سال شمسى را نوروز مى‏گویند وایرانیان در این روز بزرگترین جشن ملى خود را برگزار مى‏کنند. آریاییان در اعصارباستانى دو فصل گرما و سرما داشتند، در هر یک از این دو فصل جشنى برپا مى‏داشتندکه هر دو آغاز سال نو به شمار مى‏رفت، اولى را نوروز و دومى را مهرگان مى‏نامیدند.

هر چند در دربار نخستین خلفاى اسلامى به نوروز اعتنایى نمى‏شد، ولى خلفاى بعدى‏اموى دوباره نوروز را گرامى داشتند و براى افزودن درآمد خود، هدایاى نوروز راباب کردند. و با ظهور «ابومسلم خراسانى‏» و روى کار آمدن خلافت عباسى و نفوذبرمکیان و دیگر وزراى ایرانى و تشکیل سلسله‏هاى طاهریان و صفاریان، جشن‏هاى ایران‏بار دیگر رونق یافت.

با آنکه بسیارى از سنت‏هاى ایرانیان بعد از ظهور اسلام در ایران از بین رفت وسنت‏هاى اسلامى جاى آنها را گرفت، اما عید نوروز کم و بیش در میان آنها باقى ماند.

شاید مصادف شدن روز غدیر خم در سال دهم هجرى با عید نوروز در آن بى‏تاثیرنباشد.

على کاظمى در مقدمه ترجمه کتاب سید عبدالرضا حسینى شهرستانى به نام «نوروزدر اسلام‏» نگاشته است: «با توجه به روایاتى که در باره نوروز رسیده است، معلوم‏مى‏شود، نوروز پیش از اسلام مورد توجه پیامبران و رهبران الهى بوده است و ازابتدا شادى و سرورى که در این روز مى‏شده است‏به خاطر امور معنوى و حوادث مذهبى‏که در این روز اتفاق افتاده بوده است، ... ولى همان‏گونه که در اثر مرور زمان‏بسیارى از واقعیت‏ها وارونه شده و بسیارى از حقایق تحریف گردیده، نوروز هم به‏صورت یک روز ملى و باستانى درآمده، شادى و سرور آن نیز به حساب امور مادى‏گذاشته شده است...» نوروز از جمله دستاویزهایى بوده است که سلاطین از آن‏بهره‏بردارى کرده‏اند.

جمشید پادشاه بزرگ ایران باستان به همین منظور و به خاطر استفاده از همین‏فرصت، تاجگذارى خود را در روز نوروز انجام مى‏دهد، و حتما تبلیغاتى هم به راه‏مى‏انداختند که امروز، روز پیمان خلافت الهى است و مردم را دعوت مى‏کردند که‏بیایند و با آوردن هدایاى نوروزى با نماینده خدا بیعت کنند و تاجگذارى او راتبریک بگویند. با این مقدمه، پاسخ این سؤال که چرا اعراب نوروز را ضایع ساختند؟، نیز روشن مى‏شود:

در روایت معلى بن‏خنیس از حضرت امام صادق(ع) اشاره به همین حقیقت است: ...این روز از روزهاى ماست و از روزهاى شیعیان ما به شمار مى‏رود، که ایرانیان آن‏را حفظ کرده، و شما عرب‏ها آن را ضایع ساخته‏اید.

اعراب به پیروى از دستگاه خلافت‏بنى‏امیه و بنى‏عباس چون نوروز را روز ولایت وخلافت الهى مى‏شناختند، سخت کوشیدند که این روز را مخفى کرده، ضایع سازند. و لذابراى لکه‏دار کردن نوروز، این روز را از بازمانده‏هاى مجوس معرفى کرده‏اند. تاجایى که مى‏بینیم حضرت امام موسى بن‏جعفر(ع) نیز در مقام تقیه به منصور دوانقى‏مى‏فرماید: «از رسم‏هاى فرس است و اسلام آن را از بین برده است...»

بعضى افراداین روایت را دلیل بر عدم مشروعیت نوروز گرفته‏اند اما با توجه به روایات‏معارض، حمل بر تقیه شده است، و بهترین دلیل بر عظمت نوروز است و مى‏رساند که‏خلفا تا چه اندازه براى از بین بردن نوروز مى‏کوشیده‏اند و پس از یک دوره تبلیغات‏خلفا که نوروز کاملا مسخ و در افکار عمومى مسلمین از سنت‏هاى مجوس معرفى شده، اینک منصور دوانقى حضرت موسى بن‏حعفر(ع) را در این روز وادار به جلوس مى‏کند تااز طرفى (مانند مامون) براى خود موفقیت کسب کند و از طرفى حضرت را در معرض اعتراضات اعراب قرار دهد... به هر حال شکى نیست در اینکه از نظر اهل بیت(ع)نوروز از روزهاى مهم مذهبى معرفى شده و تجلیل آن البته با آداب و رسومى که درروایات بیان شده است، بسیار پسندیده مى‏باشد. روزه گرفتن، نماز خواندن، شکر نعمت‏ولایت‏بجا آوردن، تجدید بیعت‏با رهبران الهى و به زیارت مؤمنین و علماى ربانى‏رفتن.

اینها خلاصه اعمالى است که مسلمان‏ها در نوروز، به عنوان روز ولایت و روز پیروزى‏حق و عدالت انجام مى‏دهد.

نوروز در روایات

بخشى از مضامین روایات در مباحث گذشته، بیان گردید، در این‏فرصت متن بعضى را مورد توجه قرار مى‏دهیم.

1. آداب نوروز

«روى المعلى بن‏خنیس عن مولانا الصادق(ع) فى یوم النیروز: واذا کان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک و تطیب باطیب طیبک و تکون صائماذلک الیوم ...

معلى بن‏خنیس به نقل از امام صادق(ع) در باره نوروز مى‏گوید: هنگام نوروز غسل‏کن، پاکیزه‏ترین لباس‏هایت را بپوش به خوشبوترین چیزها خود را خوشبو نما و در آن‏روز، روزه باش.

در دنباله روایت، دستور چهار رکعت نماز و سجده شکر و دعاى مخصوص در این روزذکر شده است.»

این حدیث مورد استناد بسیارى از فقها براى استحباب غسل و روزه ونماز در روز نوروز قرار گرفته است. صاحب وسایل این روایت را دو سه مورد نقل‏کرده است. صاحب جواهرالکلام، همین روایت را از مصباح و مختص آن نقل کرده و مستنداستحباب این اعمال در روز نوروز دانسته است. و مرحوم علامه مجلسى در زادالمعادمى‏فرماید:

به اسناد معتبره از معلى بن‏خنیس که از خواص حضرت امام صادق(ع) بوده (این‏روایت) منقول است.

2. روز پیمان با خدا

علامه مجلسى مى‏گوید: در بعضى از کتب معتبره دیدم که:

معلى بن‏خنیس مى‏گوید: روز عیدى خدمت امام صادق(ع) رفتم. پرسید: این روز رامى‏شناسى؟ گفتم: روزى است که عجم آن را بزرگ مى‏شمرند و در آن به یکدیگر هدیه‏مى‏دهند. حضرت فرمود:

قسم به بیت عتیق که در مکه است، این نیست مگر به جهت موضوعى قدیمى که براى توتفسیر مى‏کنم ...نوروز، روزى است که خداوند از بندگان پیمان گرفت و آن اولین‏روزى است که خورشید کرد. و بادها وزیدن گرفت، کشتى نوح(ع) بر کوه «جودى‏» قرارگرفت و خداوند کسانى را که از خانه خارج شده بودند، زنده نمود ... و پیامبراسلام(ص) به اصحاب امر فرمود: «با على(ع) به عنوان امارت مؤمنین بیعت کنند...

و هیچ روزى نوروز نیست مگر اینکه در آن روز انتظار فرج داریم، زیرا نوروز ازروزهاى ما و روزهاى شیعیان ماست، عجم آن را حفظ کرد و شما آن را تضییع نمودید...»

احمد بن‏فهد در کتاب مهذب البارع نظیر این روایت را آورده است.

3. روز ولایت

«معلى بن‏خنیس عن الصادق(ع): ان یوم النیروز هو الیوم الذى اخذفیه النبى(ص) لامیرالمؤمنین(ع) العهد بغدیر خم فاقروا له بالولایه فطوبى لمن ثبت‏علیها و الویل لمن نکثها...

نوروز روزى است که پیامبر(ص) از مردم براى امیرمومنان(ع) پیمان ولایت گرفت ومردم آن را پذیرفتند، خوش به حال کسى که بر آن پیمان ثابت‏بماند، واى بر کسى که‏آن عهد را بشکند...»

4. برآورده شدن نیاز

مفضل بن‏عمر مى‏گوید: امام صادق(ع)در ضمن خبرى طولانى فرمود: خداوند به حزقیل وحى فرمود یا حزقیل، این روز شریف وبا ارزش بزرگى است نزد من، و قسم خورده‏ام که کسى در این روز، نیازى از من طلب‏نکند، مگر آنکه برآورده سازم و آن روز نوروز است...

5. هر روز نوروز

«و اتى على(ع) بهدیه النیروز فقال علیه السلام: ما هذا؟

قالوا: یا امیرالمؤمنین الیوم النیروز، فقال علیه السلام، اصنعوا لنا کل یوم‏نیروزا.

براى على(ع) هدیه نوروزى آوردند، حضرت پرسید: این چیست؟ گفتند: اى امیرمومنان‏امروز نوروز است، فرمود: هر روز را براى ما نوروز بسازید.»

6. هدیه نوروزى

ابراهیم کرخى مى‏گوید: از امام صادق(ع) سؤال کردم، در باره مرد ثروتمندى که روزمهرگان یا نوروز، مردم به او هدیه مى‏دهند ولى او در عوض احسانى نمى‏کند. امام‏علیهم السلام فرمود: آیا آنها اهل نماز هستند؟

گفتم: آرى.

فرمود: هدیه آنها را باید بپذیرد و او نیز در مقابل‏براى آنها هدیه‏اى بفرستد...


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://noroz87.persianblog.ir/post/2
ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  
نوروز از جشن‌های باستانی ایرانیان است که امروزه در محدوده جغرافیایی فلات ایران شناخته‌شده و دارای رسمیت است. نوروز آغاز بهار و سال جدید است که به همین سبب جشن‌هایی را با خود به همراه دارد. 

اما چرا نوروز هنوز ماندگار است؟ چرا از پس قرنها و هزاره‌ها هنوز مردم نوروز را دوست می‌دارند؟ برخی خصوصیتی فراملیتی و فرادینی برای نوروز قائلند و همگانی بودن را دلیل اصلی جاودانگی نوروز می‌دانند. در ذیل به شرح آیینهای نوروز در ایران و کشورهای همسایه می‌پردازیم : 

ایران
نوروز در ایران جشن آغاز سال نوست. ایرانیان امروز تعدادی از آیینهای نیاکان را از یاد برده یا شکل آن را تغییر داده‌اند، از جمله نوروزخوانی یا به راه انداختن حاجی فیروز. همچنین تعدادی رسم جدید بر آن افزوده‌اند، چون خریدهای مفصل نوروزی، شلیک کردن توپ، تحمل راهبندانهای خیابانها در ماه پایانی سال!، تماشای سریالهای نوروزی، پرداخت عوارض شهری و تعیین نرخ جدید کالا و خدمات در سال نو!

نوروز در ایران همراه است با سفره هفت سین، خانه‌تکانی، درست کردن و خوردن سبزی‌پلو با ماهی در شب آغازین سال نو، دید و بازدید، دریافت و دادن عیدی، تهیه شیرینی و آجیل، مسافرت و...

تاجیکستان
جشن نوروز برای مردم تاجیکستان، به ویژه بدخشانیان، جشنی ملی و دیرینه است. تاجیکها از نوروز به عنوان رمز دوستی و زنده شدن کل موجودات یاد می‌کنند. نوروز در این کشور به نام «خیدیر ایام»، یعنی جشن بزرگ، معروف است. تعدادی از مراسم این جشن در تاجیکستان با مراسم سنتی آن در ایران مشترک است، اما بعضی از این مراسم مثل برپایی مسابقاتی چون تاب‌بازی و یا بزکشی از آیینهای مردم تاجیکستان در نوروز است. 

افغانستان
نوروز در افغانستان با همان شور و شکوه پیشین برگزار می‌شود. از آیینهای خاص افغانها در اولین روز عید نوروز پرچم امام علی(ع) است که با مراسمی ویژه و باشکوه در صبح آن روز برافراشته می‌شود و بدین‌گونه، جشن نوروز رسماً آغاز می‌گردد. 

ترکیه
در ترکیه، نوروز را آغاز بهار طبیعت، شروع تجدید حیات، تازگی و طراوت در جهان می‌دانند. برخی از مردم این سرزمین نوروز را روزی مقدس همانند شب قدر و شب برائت، و برخی عامل اتحاد و همبستگی و حتی زادروز امام علی(ع) و تعیین ایشان به خلافت و سالروز ازدواج ایشان با حضرت فاطمه(س) دانسته‌اند. اکنون نوروز در ترکیه تعطیل رسمی است.

جمهوری آذربایجان
یکی از جشنهای بزرگ مردم جمهوری آذربایجان نوروز است. در جمهوری آذربایجان درباره پیدایش جشن نوروز داستانهای گوناگونی نقل شده است. مردم اران جمهوری آذربایجان به دلیل اعتقاد به آیین و مراسم نوروز برای بهتر برگزار کردن جشن نوروز تدارک ویژه‌ای می‌بینند. فرستادن خوان سمنو، انداختن کلاه پوستین به درها، آویزان کردن کیسه و توبره از سوراخ بام در شب عید و درخواست تحفه عید در این سرزمین موسوم است.

قزاقستان
نوروزدر قزاقستان شروع اعتدال بهاری است. قزاقها بر این باورند که در این روز ستاره‌های آسمانی به نقطه آغاز می‌‌رسند و همه‌جا تازه می‌شود و روی زمین شادمانی برقرار می‌گردد. نوروز برای مردم این سرزمین بسیار مقدس بوده و اگر در این روز باران یا برف ببارد، آن را به فال نیک می‌گیرند و معتقدند سال خوبی آغاز خواهد شد.

ترکمنستان
در کشور ترکمنستان، طبق رسم قدیم و جدید، دوبار در سال جشن نو گرفته می‌شود؛ یکی بر اساس تقویم میلادی به عنوان جشن بین‌المللی (سال نو)، و دیگری نوروز به نشانه احیای آداب و رسوم دیرینه. مردم این کشور عقیده دارند زمانی که جمشید به عنوان چهارمین پادشاه پیشدادیان بر تخت سلطنت نشست، آن روز را نوروز نامیدند. ترکمنها آداب خاصی برای نوروز دارند، از جمله غذاهای خاص نوروز و برپایی بازیها و مسابقات گوناگون.

پاکستان
مردم پاکستان نوروز را «عالم افروز» می‌نامند؛ یعنی روز تازه‌رسیده که با ورود خود، جهان را روشن و درخشان می‌کند. در میان مردم این سرزمین تقویم از اهمیت خاصی برخوردار است. بدین سبب، گروهها و فرقه‌های گوناگون دینی و اجتماعی در ابتدای تقویمهای خود به تاریخچه نوروز و ارزش و اهمیت آن می‌‌پردازند. این تقویم را که با نوروز آغاز می‌شود، در پاکستان «جنتری» می‌‌نامند.
کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://solmazkhanoom.persianblog.ir/post/4
ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  

 وبلاگ سولماز حاجی خانی

بنام خدایی که همین نزدیکی است....

 خیابان پر بود از ماشین های جورواجور.دوباره باران گرفته بود، خوشحال بود که زمستان امسال لااقل از برف خبری نیست؛ تا عید دو روز بیشتر وقت نداشت. آرزو کرد امسال سین های سفره هفت سینشان واقعی باشد. سال گذشته از لا به لای صفحه های روزنامه باطله عکس سبزه و سیر و سمنو حتی ماهی قرمز کوچولوی توی تنگ را بریده بود و روی روسری یادگاری مادربزرگش _ روی طاقچه ی کنار پنجره_چیده بود، و چقدر سخت بود که بغضش را دربرابر تمنای نگاه خواهر کوچکش که تنگ خالی را با اشتیاق کودکانه اش پر آب کرده بود و منتظر ماهی قرمز بود و تا دستهای خالی برادر را دید زد زیر گریه و با او قهر کرد، نشکند. ولی امسال تمام سعی خودش را می کرد تا هرچه زودتر از شر این گلهای رنگارنگ که تنها همدمش در میان همهمه ناتمام خیابان های شلوغ بودند؛ خلاص شود و حتمآ امسال از شرمندگی خواهر کوچکش که بهانه ماهی قرمز را می گیرد، دربیاید.بلند شد...منتظر ماند چراغهای سبز قرمز شوند. وقتی بچه بود چراغ سبز را خیلی دوست داشت، اما حالا آرزو می کرد کاش همیشه چراغ چهار راهها قرمز بود.پرید وسط خیابان.تصمیم گرفت همه گلهایش را بفروشد. انگار روی زمین نبود.مادربزرگش را می دید، با همان روسریی که حالا سفره هفت سینشان بود. هنوزهم می خندید، مثل همیشه، خواهرش را دید که حالا بزرگترین تنگ ماهی قرمز دنیا را دارد، و خودش که همه گلهای سرخ را فروخته و بعد مدتهاست که می خندد.صدای آژیر ماشین های پلیس بلند شد. وسط خیابان جسد پسرکی که خنده ی شیرینی بر لب داشت افتاده بود و اطرافش را گلهای سرخ گرفته بودند...آن طرف ترتنگ ماهی قرمز دختر بچه ای شکسته بود و ماهی اش جان می داد.با این که نزدیک بهار بود، سوز می آمد و برف زمستانی شروع به باریدن کرده بود.
کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://azi_panah.persianblog.ir/post/49
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ  آزادهاکنون 2 روز است که زمستان کوله بار سپید و سرد خویش را به دوش کشیده و کوچی موقت را آغاز کرده و طبیعت را به بهار سپرده تا سرسبزی طراوت و خرمی را به آن هدیه کند و همه عالمیان را از نعمتهای زیبای بهاری متنعم سازد.آمدن بهار به منزله شروع طی یک سلسله مراتب منظم و زیباست که چرخش فصلها و نظم حاکم بر جهان آفرینش را به هر بنده بصیر و اهل خرد و اندیشمندی گوشزد میکند.چه بسا بندگان از اینهمه نظم و شگفتیهای موجود در جهان طبیعت عبرت گیرندو از این تحولات بزرگی که در طبیعت رخ میدهد و تکرار میگردد بی توجه نگذرند و شکرگذار نعمات و قدرت لایزال آن خالق بیهمتا و نظم بخش باشند. بهار بر شما بهاردلان عزیز فرخنده باد.
کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://mes-jours.persianblog.ir/post/30
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ  روزهایم بهار آوای آسمانی طبیعت باز از راه رسید.سفره هفت سینش را پهن کرد.قران گذاشت به نشانه ی خردورزی،سیب گذاشت تا نشان سلامتی و زیبایی باشد،سبزه به نشان تولدی دوباره،سمنو به نشانه ی برکت،سیر به نشانه ی درمان و بهبودی،سنجد که نشان عشق است و سکه برای نشان دادن دارایی،سزکه گذاشت که بگوید صبور باشید وسماق به نشان طلوع خورشید. و  اینگونه شکوفایی گل های زیبا را جشن گرفت.در این جشن با شکوه دلها تان به وسعت بهار به زلالی رود های جاری و به شادابی گل های خندان باد. 
کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://daray.persianblog.ir/post/413
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ درایسال تحویل  اگر چه لحظه تحویل سال از باقی اوقات متفاوت است اما برای من، به خلاف بیشتر اطرافیانم، آنقدرها لحظه شیرینی نیست.. اگر چه سرعت گذر زمان در پاییز و بهار و زمستان با هم فرقی ندارد اما انگار در آن لحظه خاص حجم زیادی  از لحظه ها ناگهان میگذرند. سال تحویل ناحودآگاه انسان را از فراموشی ِ -شاید عمدی- گذر عمر بیرون میکشد و گذشت یک سال دیگر از سالهای معدود باقی مانده را یادآوری می کند.
کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://kindly_angel65.persianblog.ir/post/48
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ روانشناس کوچولوچهارشنبه‌ سوری نام جشن و آیینی است که ایرانیان در آخرین شب چهارشنبه(سه شنبه شب) هر سال برگزار می‌کنند.در این شب رسم است که آتش روشن کنند و از روی آن بپرند و در زمان پریدن بخوانند:     «زردی من از تو، سرخی تو از من».       در شاهنامه فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن این جشن است. مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌است. امروزه در شهرهای سراسر جهان که جمعیت ایرانیان در آنها زیاد است، آتش‌بازی و انفجار ترقه‌ها و فشفشه‌ها نیز متداول است.  در سال‌های اخیر، رسانه‌های ایران توجه بیشتری به خطرات احتمالی ناشی از این مواد نشان می‌دهند.
برخی آیین‌ها:
- فال گوش ایستادن یکی از رسم‌های چهارشنبه‌سوری است که در آن دختران جوان نیت می‌کنند، پشت دیواری می‌ایستند و به سخن رهگذران گوش فرا می‌دهند و سپس با تفسیر این سخنان پاسخ نیت خود را می‌گیرند.- قاشق‌زنی در این رسم دختران و پسران جوان چادری بر سر و روی خود می‌کشند تا شناخته نشوند و به در خانهٔ دوستان و همسایگان خود می‌روند. صاحبخانه از صدای قاشق‌هایی که به کاسه‌ها

می‌خورد به در خانه آمده و به کاسه‌های آنها آجیل چهارشنبه سوری، شیرینی، شکلات، نقل و حتی پول می‌ریزد.


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://tavalodebahar87.persianblog.ir/post/2
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ تولد بهار

به بهانه یازدهم ذیقعده سال 148 هجرى

با تولد بهار انتظار به پایان مى‏رسد. رنگ ماتم از چهره شهر زدوده مى‏شود. غم جاى‏ خود را به شادى مى‏دهد و شکوفه‏هاى سفید بر قلبها شکوفا مى‏شود و چشمه امید در چشمهاى شیعیان مى‏جوشد. در صبحى به زیبایى بهار و به گرمى و صمیمیت ‏خورشید در یازدهم ذى‏القعده سال 148 هجرى، ماهى از تبار نور و از فرزندان على و فاطمه ‏درخشش‏ یافته، پا به عرصه گیتى مى‏گذارد. اسم او را که جد بزرگوارش سالها در انتظار دیدارش زندگى مى‏کرد و از او و تولدش سخن مى‏گفت، على نهادند و لقبش را رضا، چرا که همیشه راضى به رضاى پروردگار بود. پدر گرامى ایشان حضرت موسى بن ‏جعفر علیهماالسلام همیشه او را به این نام فرا مى‏خواندند و کنیه‏اش را اباالحسن صدا مى‏زدند. در دفتر تاریخ شیعه و در کتب و روایات از هشتمین امام با القاب رضا، صابر، رضى، وفى، فاضل، سراج‏ الله، نور الهدى، صدیق و ... نام برده‏اند اما معروفترین لقب آن ‏حضرت «رضا» است و به این دلیل خداوند نام «رضا» را براى او برگزیده است چون‏ ایشان در آسمانها در نزد خداوند تبارک و تعالى و در زمین میان پیامبران و امام مورد رضایت ‏بود و دل به خشنودى خدا سپرده بود.... در تمایز امام هشتم از بقیه امامان شیعه و این که ایشان را به عنوان رضا مى‏شناسند، آمده است که: «از وقتى مخالفینی از دشمنان آن حضرت به او راضى شدند، هم چنانکه موافقین از یاران و دوستانش به او رضایت دادند و این خصوصیت در هیچکدام از پدران بزرگوارش نبود.» مادر کریمه آن حضرت که دلى به وسعت آسمان‏ داشت و چشمانى پر از ستاره خوشبختى و در دستانش کلید درى بود که خشنودى خدا با او باز مى‏شد و آن در «رضا»ى او بود. او بانوى رنج کشیده‏اى بود پر از مغرب ‏اسارت که در اختیار جده‏اش حضرت حمیده قرار داده شده بود. نام او را تکتم، نجمه، طاهره، اروى، سمانه و ... آورده‏اند و بعضى خیزران و شقراء نیز گفته‏اند.

در عقل ‏و دیندارى و حیاء از بهترین زنان بود و در زیرکى و محاسن و اخلاق مورد ستایش‏ همگان قرار مى‏گرفت. شیخ صدوق از او روایت کرده است که فرمود: چون فرزندم امام ‏رضا علیه السلام را حامله شدم به هیچ وجه سنگینى حمل را در خود احساس نمى‏کردم چون به خواب ‏مى‏رفتم صداى تسبیح و تهلیل و تمجید حق سبحانه و تعالى را از درون بطن خویش ‏مى‏شنیدم و ترسان بیدار مى‏شدم و دیگر صدایى نمى‏شنیدم. با این که مجموعه خواهران و برادران امام رضا علیه السلام را بین ‏36 تا 38 نفر ذکر کرده‏اند، اما هیچکدام از آنها در نزد حضرت امام موسى بن ‏جعفر مثل امام رضا علیهم السلام مورد لطف و عنایت و توجه خاص آن ‏حضرت نبود.


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://ali-jahangiri.persianblog.ir/post/44
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ  علی جهانگیرینوروز مبارک
 
 
نه قرمز
نه آبی
ماهی به روز رستاخیز
در عرصات صفر و
                      دره های عید
. . . . . . . .مبارک نور قرمز مبارک
کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://iran1414.persianblog.ir/post/13
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ دست نوشته های روزانه

اولین روز آفرینش!

  بی لحظه‌ای درنگ،
بی تجربه،
و بی اضطراب، 
خداوند سبحان فضا را شکافت،
به هر سو راهى گشود،
آبى متلاطم و متراکم  جارى ساخت،و
 
آن را بر بادى تند و توفانی سوار کرد،
و باد را فرمان داد،
که امانت نگه دارد و نگذارد که فرو ریزد،
هوا در زیر آن باد وزیدن گرفت
و آب بر فراز آن جریان یافت... 
باد دیگرى بیافرید که تنها وظیفه‌اش،
جنبانیدن آب بود...
از جایگاهى دور و ناشناخته...
فرمانش داد که بر آن آب وزیدن گیرد
و امواج دریا را برانگیزد...
باد بی‌درنگ فرمان خداوند را گردن نهاد
و آب را پیوسته زیر و رو کرد
و همه‌ی اجزاى آن را در حرکت آورد،
آنچنان که از امواج آب قله‌های بلند بالا آمد
و پس از لختی کف بر آب نشست...  
آنگاه خداوند کف‌ها را به فضای بالا برد
و هفت آسمان را از آن آفرید...
وظیفه‌ی امواج در زیر آسمان‌ها،
بازداشتن آسمان از فروریختن بود،
و بر فراز آن‌ها بی‌هیچ ستونی،
سقفى بلند پدیدار گردانید... 
ستارگان را زینت آسمان قرارداد
و اختران تابناک پدید آورد،
چراغ‌هاى تابناک مهر و ماه را برافروخت،
و هر یک را در مداری دوار،
چونان لوحى متحرک به رقص آورد... 
پس از آن، آسمان‌هاى بلند را گشود،
و فرشتگان را در فضای آسمان‌ها قرار داد...
برخى از فرشتگان پیوسته در سجودند،
بى آنکه رکوعى کرده باشند،
برخى همواره در رکوعند و هرگز قامت راست نکرده‌اند...
صف به صف،
در جاى خود قرار گرفته‌اند
و هیچ یک را توان آن نیست که از جاى خود به جاى دیگر رود.
اینان خداوند را مى‌ستایند بی‌آنکه از ستایش ملول گردند...
هرگز خواب به چشمانشان راه نیابد،
و هرگز خطا به اندیشه‌های آنان ورود نکند،
و هرگز سستی به اندام‌هایشان نزدیک نشود،
و هرگز فراموشى و غفلت بر آنان چیره نگردد، 
جمعی از فرشتگان امین وحى خداوند هستند
و پیام او را به فرستاده‌ها می‌رسانند،
و آنچه در تقدیر نوشته شده است و مقرر گشته،
به زمین آورده و باز مى گردانند...
جمعی دیگر نگهبانان بندگان هستند...
و گروهى دربانان بهشت... 
شمارى دیگر پاهایشان بر روى زمین استوار است
و گردن‌هایشان برفراز آسمان،
اندامشان از اطراف زمین بیرون رفته
و بازوهایشان آنچنان تواناست
که توانند پایه‌هاى عرش ‍ را بر دوش دارند...
اینان از شوکت و عظمت خداوند،
نتوانند که چشم بالا کنند،
بلکه، همواره سر به گریبان ایستاده‌اند
و بال‌ها جمع کرده و خویش را در آن پیچیده‌اند...
میان آن‌ها و دیگران،
پرده‌های عزّت، عظمت، شوکت و قدرت کشیده شده است...
اینان هرگز پروردگارشان را در خیال و توهم، تصور نمى‌کنند،
هرگز با صفات مخلوقات توصیفش نمی‌سازند،
هرگز در مکان‌ها محدودش نمى‌دانند،
هرگز براى او همتایى نمى‌شناسند
و به او اشارت نمى‌نمایند... 
آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است،
همواره به تسبیح خداوند مشغولند... 

اینچنین بود که خداوند، آفرینش را آفرید...
و آن روز که آخرین پرده از داستان آفرینش رقم خورد،
بی‌شک روز اول بهار بود... متن فوق بر اساس نشانه های خلقت در نهج البلاغه و صحیفه ی سجادیه، نگاشته شده است.
کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://zabanenegah.persianblog.ir/post/16
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ روایتی به زبان نگاه

سیاه نامه تر از خود کسی نمی بینم ...عجیب است که ۲ روز از آغاز سال نو می گذرد و من هنوز چیزی ننوشته ام ( بماند که اگر هم می نوشتم به علت نابود شدن!!! کامپیوترم اصولا قادر به ارسال به موقع نبودم...)
چند سال اخیر را که مرور می کنم می بینم که روزهای آخر سال را همیشه شور و شوق نوروز داشته ام ... حتی آن سالی را که مادر برای اولین نوروز نبود باز هم نوروز برایم مهم بود ... چه نوروز آن سال را می خواستم همه چیز مثل همیشه های قبل باشد ... همیشه هایی که هنوز مادر بود ...

روزهای آخر سالم به جز خانه تکانی های متداول!!! صرف نوشتن متن کارت های تبریک نوروز می گذشت و البته مطلبی برای پست آخر سال وبلاگم ... سبز می شدم با بهار و جوانه می زدم ...
 
و اما این بار بی هیچ حس خاصی به روز نو و نوروز وارد بهار شده ام و بدتر از همه می ترسم از سالی که گذشت ... می ترسم از مرور آنچه که بود و آنچه که نه ... می ترسم از یادآوری نبایدهایی که شد و بایدهایی که نشد ... می ترسم از این گونه بودن که می دانم نابودی را به همراه خواهد داشت ( شاید هم داشته است ...) ... می ترسم از دیروزهایم که قرار بود هر روزش نوروز باشد برایم ... 
 
بگذریم ... مرور همه اینها چیزی نیست جز مثل مرداب و هم زدن آبش ... یک ماه آخر سال را که کم کنیم چیز خاصی از آن نمی ماند برای خاطره هایم ... برای خودم ... برای زندگی ... برای خدا ...
و خدایی که مثل همیشه در این نزدیکی ست ... خیلی بیشتر از این نزدیکی ... و من فهمیدم خدا خیلی بیشتر از آنچه دوستش دارم ...  دوستم دارد ...

 
و بهار آمد ...
این بار آهسته  ...و من می ترسم ...از رفتنش ...و از سبز نشدنم ...اما ...خوشحالم...که هنوز ...می توانم باشم ...می توانیم باشیم ........ خوب ببینید ...خوب باشید ...خوب بمانید ...  تا هستید ... 
کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://kakhe_apadana.persianblog.ir/post/38
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ کاخ آپاداناوارد شد و مستقیم به سمت کیوسک اطلاعات حرکت کرد،یک برگه از حرکت قطارها را به دست گرفت و وارد ایستگاه شد. روی نیمکت همیشگی نشست و شاخه ی گل رز را در کنارش گذاشت .نگاهی به برگه دستش کرد و مداد را با آب دهانش خیس کرد.اولین قطار باید تا دو دقیقه دیگر میرسید.وآمد با همان صدای همیشگیشدوباره مداد را باآب دهانش خیس کرد،و یک علامت زد میداتست که امروز می آید یعنی باید می آمد .ترن بعدی درست راس ساعت وارد شد. و او دوباره با همان عادت همیشگی مداد را خیس کرد و علامت زد.آدمها از کنارش می گذشتند بعضی از سر کنجکاوی نگاهی می انداختند و بعضی بدون هیچ عکس العملی بی تفاوت رد می شدند.ترنی دیگر رسیده بود و علامتی دیگر در گوشه ای از صفحه نقش بست نگاهی به ساعت ایستگاه انداخت بلند شد ترن با صدای همیشگیش وارد شد کاغذ و برگه را روی صندلی گذاشت .به گل نگاهی انداختو نگاهی به کوپه ها کرد باید امروز میامد دیروز دیده بودش .امده بود خودش بود باید می رفت باید دنبالش میکرد . گرچه میدانست این گشتن خیلی مدت میبرد.به سمت ترن حرکت کرد ازکنار هم گذشتند دربها بسته شد و او از شیشه به بیرون نگاه کرد چشمانش تا انتهای ترن را دنبال کرد . کاغذ را برداشت وبا آب دهانش مداد را خیس کرد و اخرین ساعت را علامت زد.گل را برداشت کاغذ را مچاله کردو از ایستگاه خارج شد .
کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://asheghanegoo.persianblog.ir/post/43
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ ماه و ستارهعید در سکوت....   عید را باد خبر آوردهعید را در عبور از سرماخورشید خبر آوردهمن این چنین عید را معنا می کنمع : یعنی عبادتی : یعنی یار د : یعنی دیرینه آری عید یعنی :عبادت یاری دیرینه در زیباترین حسی تو را می ستایم تو معبود من هستی و من بی هیچ چشم داشتی  تورا می ستایم تو به من آموختی در پس هر سردی و سپیدیامید جاریست ویک شکوفه هم میتواند بهار باشد ...عید برای برخی معنای دیگری هم داردع : یعنی عبور ی : یعنی یکد : دل آری عبور از یک دلی که مست نگاه توست وتو... ...وتو بی تفاوت از کنارش می گذری  پیرزنی را دیدم ...دل او دریا بود...... اما چقدر تنها بودپارسال در خانه... امسال در خانه ... پارسال خانه خود...امسال خانه مهر... چه تفاوت هایی... سخنش آغاز شد به نام خدای بیکسانگفت نامش لیلی ست و سه غنچه دارد ...گفتم غنچه؟!گفت غنچه هام گل شده انددو پسر یک دختر آه سردی سر دادچهره اش گریان شد با چارقدش اشکانش را پاک کرد هیچ نگفت ...از سه فرزندش پرسیدمخنده ای از سر شوق سر داد گفت خوبند ... ... هشت ماه است که من آنها رادر تصور دارم گفتمش غنچه هایت ، خارند...چهره اش تلخ شد وگفت نه...گفتم چرا ؟گفت من مادرم! و مادر عاشق فرزندش است و همه ناسپاسیش را سپاسگزاری میبیند گفتم چه دعایی برای غنچه هایت داری؟ گفت:شاد باشند ودل گرم و هیچ وقت تنها نباشند و این شعر راخواند:    زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست        هر کسی نغمه خود خواند واز صحنه رود               صحنه پیوسته به جاست                    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد...                                                                        (مصاح )  


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://donyayeshirin.persianblog.ir/post/304
ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ دنیای شیرینعیدفرصت نشد دم عید حال و هوامو و حال و هوای اطرافمو اینجا بنویسم..حتی فرصت نشد مثل هر سال تفعل بزنم و لاقل چند بین حافظ رو بنویسم..هرسال که میگذره انگار اون فرصت دم عید کمتر میشه..نمیدونم شاید سرکار رفتن تا یه روز قبل عید فرصتو از آدم میگیره..آخه دانشجو که بودیم یه هفته قبل از عید کلاسا تق و لق میشد و بیشتر فرصت بود تکایو و هیجانات نو شدن همه چیز رو با ذره ذرهء وجودت بو بکشی..امسال هم سال تحویل شد و بعد از چند سال متوالی که سال رو تو شمال تحویل میکردیم امسال توی خونهء خودمون نوای مقلب القلوب و البصار رو شنیدیم و برای بهترینهامون آرزوی بهترین ها رو کردیمخدایا..خدای بزرگ وصف ناشدنی من.. به همه ما سالی یر از شادی و موفقیت کنار عزیزانمون اعطا کن..خدایا امسال هم مثل سالهای ییش و سالهای بعد و مثل همیشه یشت و یناهمون باش..خدای بزرگ من..قسم به بهنرین لحظات زمین و آسمونت و قسم به این همه نعماتت, سایه بهترین نعمات زندگیمونو بر سر ما حفظ کن..ازت میخوام به همه ما این لیاقت رو بدی که براشون بهترین فرزندان باشیم و مایه سربلندی.خدای بزرگ من..حول حالنا الی احسن الحال
کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://esmail-vir.persianblog.ir/post/4
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ برقگله دار یکی از قدیمی ترین بخش های شهرستان مهر میباشد که در قسمت جنوبی استان فارس قرار دارد.مساحت کل بخش 2200 کیلومتر و جمعیت آن بالغ 30000 نفر می باشد.در ویژگیهای جغرافیای به قرار گرفتن بخش گله دار از نظر مکانی،مساحت،جمعیّت،آب و هوا،رودخانه ها،کوه هاوغیره پرداخته و آن را شرح داده ایم.در ویژگیهای تاریخی به وجه تسمیه ی گله دار و یکی از روستاهای آن به نام اسیر ـ که مرکز دهستان می باشد ـ اشاره گردیده و درباره ی موقعیت باستانی و تاریخی این منطقه مطالبی آورده ایم و همچنین به چندتن از بزرگانی که در طول تاریخ در نهضت تنباکو نقش ارزنده ای ایفا نموده اند نکات قابل توجّهی ذکر کرده ایم.                                             

ویژگیهای موقعیتی             

  ویژگیهای جغرافیایی گله دار:

گله دار،یکی از کهن ترین بخش های شهرستان لامرد در استان فارس بوده که از سال 1380 به دلیل شهرستان شدن مهر جزء شهرستان مهر در آمده است.بخش مرکزی در عرض جغرافیایی 27درجه و42دقیقه شمالی وطول جغرافیایی 52درجه و45دقیقه شرقی قرار دارد.مساحت کل بخش در حدود 2200کیلومتر است.از طرف شمال به بخش علاء مرودشت از شهرستان لامرد واز جنوب به شهرستان کنگان واز غرب به بخش فراشبند در شهرستان فیروزآباد واز شرق به بخش مرکزی شهرستان مهر محدود است و جمعیّت آن بالغ بر 30000نفر می باشد.

این نواحی در قدیم بلوک فال بود که در اصل پال است و قصبه ی آن را نیز فال می گفتند.

گله دار از جنوبی ترین مناطق استان فارس به شمار می آید که فاصله‌ی مرکز شهرستان مهر تا مرکز بخش حدوداً 35کیلومتر می باشد.که دو ناحیه را در بر می گیرد.الف) دشت وسیعی در امتداد دنباله ی کوههای زاگرس که گله دار و روستاهای بزرگ آن،فال ودهستان اسیر را در بر می گیرد.ب) منطقه ی دارالمیزان که در کوه های شمال غربی منطقه واقع گردیده و شامل چند روستای کوچک است.مساحت این منطقه تقریباً گسترده و وسیع است و فاصله ی آن تا خلیج فارس به نقل از کتاب گله دار دیار محبّان اهل بیت(ع)از حچّه الاسلام سیّد عبّاس واعظ، 18کیلومتر و به نقل از کتاب فارسنامه ی دوم، تألیف عبداللمحمّد طاهری 27کیلومتر میباشد.که به نظر این جانب، فاصله ی آن تا خلیج فارس حدوداً 22کیلومتر می باشد.آب وهوای گله دارنیمه بیابانی وگرمسیری است، به طوری که درتیرماه درجه ی گرمای آن به پیش از 45درجه ی سانتی گراد می رسد وزمستان ها تابه دمای زیر می رسد. میزان رطوبت در هوای آن اندک است و این منطقه روی خط زلزله قرار گرفته است. یکی از علل خرابی شهر های باستانی فال و کران( اسیر) دراین منطقه درروزگاران گذشته همین مسأله بوده است.

رودخانه ها:

رودخانه های منطقه، فصلی می باشند که به دلیل فرسایش خاک و عبور آب در فصل زمستان که از کوه های اطراف سرازیر می شود ودر محدوده ی دشت گله دار وکوهپا یه های آن به وجود آمده است. رود خانه ی اسیر، مسیری طولانی در برداشته وبه طرف مشرق،یعنی شهر ستان مهر ولامرد ادامه می یابد واز

کوههای مشک آویز ورشته کوه غربی سراریز شده ودردامنه ی رشته کوه شمالی به طرف شرق ادامه می یابد تنها در سال چند بار، آن هم با ریزش باران جاری می شود وپس از یک روز پایان می یابد.

از رودخانه های دا یمی این منطقه، چشمه ی چک چک میباشد

که درتمام فصل های سال، حتّی تابستانی آب آن جاری است. این چشمه در درّه ی چک چک واقع شده است. این چشمه در موقع بارندگی پرآب می شود وپس از پایان بارندگی، آب آن در سراسر سال جاری است وجایگاه تفریحی مردم منطقه را تشکیل می دهد.

رودخانه های مهم آن، بلبلی است. این رودخانه، از منطقه ی علامرودشت جریان می یابد و از منطقه بلبلی ودارالمیزان گذشته وبه استان بوشهر می ریزند.در رودخانه دالکی که مدّت جریان آب آن از دیگر رودخانه های فصلی، می باشد، پس از باران، آب فراوانی در آن جاری می شود که عبور از آن به مدّت چندین شبانه روزی غیر ممکن می شود. اما در پایان بارندگی، مقدار آب آن کم شده ومعمولاً در تابستان نیز جاری است.سوّمین رودخانه ی گله دار، رودخانه ی شور گله دار می باشد که از شوری به کار زراعت نمی خورد و رودخانه ی اسیر چون به صحرای گله دار رسد، آن را رودخانه ی شور گله دار گویند. که از بلوک گله دار عبور می کرده و به آب چشمه ی آب گرمِ رکن آباد در ناحیه ی بیخه ی فال پیوند می خورده است.کوه ها:گله دار، از طرف دو رشته کوه در امتداد هم و از سوی دنباله کوه های زاگرس، محدود گردیده است. هر کدام از روستاهای کوهپایه ای برای کوه های منطقه ی خود نام هایی برگزیده اند که به همان نام معروف است. اکنون در ذیل به تعدادی از این کوهها اشاره می گردد:1-کوه ظالمی: در کنار روستای مزیجان از بخش گله دار واقع شده است2-کوه بارسیا: در کنار روستای اسیر قرار دارد.  3-کوه بندری: در کنار روستای جاه کبکان می باشد.4-کوه کافری: در روستای شلدان واقع گردیده است که اکنون به غیر از چند خانوار کسی در آن زندگی نمی کند.5-کوههای هورو: نزدیک مرکز بخش واقع گردیده است.6-کوه گِل: در قسمت مشک آویز قرار دارد. 2-ویژگی های تاریخی:منطقه ی گله دار در گذشته، منطقه ی فال و اسیر نام داشته است. در سده ی یازدهم هجری قمری ملاّفریدون لُر با هزار خانوار از منطقه ی کهکیلویه به صحرای فال و اسیر می آید. ملاّفریدون و همراهانش مدّتی به صورت صحراگردی زندگی می کردند تا اینکه در 6کیلومتری غرب فال ساکن شدند. چون ملاّ و قبیله اش دارای گله و رمه هایی بودند به آنها گله دار می گفتند و به محل جدیدی که آنها تأسیس کرده بودند گله دار گفتند. گله دار اگر چه موقعیّت استراتژیکی گذشته را اندکی از دست داده ولی پیش بینی می شود با توجّه به توسعه ی فازهای مختلف پارس جنوبی دوباره بتواند به عنوان دروازه ی اتصال مناطق جنوبی کشور مورد توجّه قرار گیرد. زیرا این منطقه در عهد باستان در مواقعی که ساکنین سیراف (بندر طاهری) و مرزهای جنوبی موردهجوم دزدان دریایی واقع می شده اند مأمن امنی برای آنان بوده است. پس از ملاّفریدون و پسرش ملاّشکرالله در سال 1140 هجری قمری ضابطی گله دار به عبدالکریم خان گله داری رسید، و پس از او در سال 1268 حکومت گله دار به محمّد طاهرخان پسر حسن خان رسید. وی نیز در سال1294 به دلیل سرپیچی از حکومت مرکزی به دستور معتمدالدوله، دستگیر و در شیراز به دار آویخته شد. مردم گله دار در طول تاریخ همواره مدافع آزادی و استقلال مملکت بوده اند وچندین مورد در طول مشروطیت به ندای عالم جلیل القدر آیت الله عبدالحسین لاری لبیک گفتنه اند و آیت الله فال اسیری نیز نقش ارزنده ای درنهضت تنباکو داشته است وهمچنین درجریان ملّی شدن، چنانچه کاوه ی بیات درکتاب خود تحت عنوان ((شورش عشایر فارس)) می نویسد: ((علی اکبرخان گله داری با حدود پیش از صد هزار نفر به یاری، خان قشقایی واورا یاری می نماید.)) چون دربالا، اسمی از آیت اللّه فال اسیری آمد.جادارد که دراینجا نیز از نظر تاریخی اشاره ای به روستای اسیر گردد. وجه تسمیه ی اسیر این است که بلوک اسیر در قسمت شمالی آن گردنه ی کافری ودر قسمت جنوبی گردنه ی ظالمی قرار داشته است ودر این میانه مردم میان کافر و ظالم اسیر بوده اند. حاکم بلوک اسیر، در حدود سال 1200 عابدین خان اسیری بوده است که او از خوانین اسیری نواده ی عابدین خان بوده است. اهالی منطقه ی گله دار پیرو مذهب شیعه ی اثنی عشری وشماری از برادران اهل سنّت پیرو مذهب امام شافعی هستند که در شهر گله دار وحومه مانند دهنو، هورمه، خواجه مراد، چاه محمّدحاجی و… زندگی می کنند.          صاحب فار سنامه ی ناصری معتقد است که ((مردم گله دار موقع مهاجرت از کهگیلویه مذهب شیعه داشته اند وبه علّت مواصلت ومعاشرت با اعراب سواحل خلیج فارس به مذهب اهل سنّت در آمده اند ولی به طوری که از معَمرّین معتمد شنیده می شود، این است که در موقع مهاجرت، پیرو مذهب اهل سنّت وشافعی مذهب بوده اند وبه خاطر هم کیشی، به ساحل خلیج وبه عربها نزدیک شده اند. و اولاد ملاّفریدون با مشایخ آل نصور که حکومتی ملوک الطوایفی سواحل خلیج از کنگان تا گاوبندی داشته اند، مواصلت نموده و الآن این دو فامیل عرب و عجم در اثر وصلت با یکدیگر به حالت یک فامیل واحد در آمدند.))

این حدود همانند قاضی مَجدالدّین فالی، قاضی سراج الدّین بن محمّد فالی و غیره که همه ی آنها مظهر وحدت و اتحّاد در بین منطقه بوده اند، مردم به یک جهت ارشاد و راهنمایی می کرده اند. 

 
کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://majid-85.persianblog.ir/post/79
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ یادداشتهای یک وبلاگر<< دو سال گذشت ! >>

. سلام دوستان خوبم
. بله! به همین زودی دو سال از نوشتن من در این وبلاگ گذشت
. بیستم اسفند
۸۴ اولین پست من در این وبلاگ نوشته شد
. از آن زمان تا حالا تعداد زیادی از دوستان به این وبلاگ آمده اند و سر زده اند و از خودیادبودی به صورت نظر در این وبلاگ به جا گذاشته اند
. بعضی ها پایبند مطالب وبلاگ شدند و پیگیر و بعضی ها هم همان بار اول آمده اند و پشت
سرشان را هم نگاه نکرده اند!
. بعضی دوستان هم رفیق نیمه راه شدند و بی خبر ناگهان غیب شدند و خبری از آنان ندارم
. جایشان همیشه سبز
. سال گذشته در بیستم اسفند
۸۵ به مناسبت اولین سالگرد وبلاگ تصمیم گرفتم که با دوستان
چت شبانه ایی داشته باشم تا با هم بیشتر آشنا شویم
. شب خوب و خاطره انگیزی بود؛ با اینکه بعضی ها بد قولی کردند و نیامدند اما با تعدادی از
دوستان با هم بودیم و خوش گذشت
. جا دارد در اینجا یاد دو دوست خوبم را گرامی بدارم؛ سر کار خانم آزاده خانم نویسنده ی
وبلاگ << من و زندگی ام >> و سامی عزیز نویسنده ی وبلاگ << حدیث دل >>
. دلیل اینکه از این دو عزیز نام بردم این بود که سال گذشته با هم در آن شب کذایی گفتمان
اینترنتی داشتیم و خوش گذراندیم اما بعد از یک سال از آن شب میبینم که هیچ کدام از این دو
عزیز ظاهرا در دنیای نت نیستند یا اگر هم هستند سری به این رفیق قدیمی شان نمی زنند
. در اینجا میخواستم گله کنم از این دو رفیق؛ آزاده خانم ظاهرا گرفتار هستند و سری به ما
نمی زنند و سامی عزیز هم ظاهرا درگیر یک عمل جراحی در چندین ماه گذشته بود و دیگر خبری
از او ندارم
. امیدوارم هر جا که هستند همیشه سالم و شاداب و تندرست باشند و در اوقات فراغت یادی از این دوستشان هم بکنند
. بگذریم؛ امسال هم تصمیم داشتم در
۲۰ اسفند به مانند سال گذشته همچین جمعی را
فراهم کنم که متاسفانه گرفتاری و مشغله ی کاری اجازه نداد در آن تاریخ بتوانم در کنار دوستان
باشم؛ اما در تصمیمم هستم و دوست دارم با اعلام قبلی مثل سال پیش شبی با هم باشیم
. در حال حاضر به مناسبت تعطیلات نوروز که یادم رفت اول مطلب به همه ی شما تبریک بگویم
تعدادی از دوستان احتمالا در مسافرت هستند یا که گرفتار مهمانی و این ور و آن ور رفتن هستند
مثل خودم و ممکن است که نتوانند به قولی در قرار شبانه ی ما حاضر باشند؛ بنابر این تصمیم
گرفتم چت شبانه را به تاریخ دیگری انتقال بدهم تا تعطیلات هم بگذرد؛ امیدوارم که دوستان
بعد از فراغت از تعطیلات در قراری که خواهیم گذاشت حاضر شوند تا  شبی را در کنار هم خوش
باشیم
. در سالی هم که گذشت دوستان جدیدی هم به جمع یاران وبلاگی ام اضافه شدند که
آشنایی با آنان باعث افتخار من شد و دوستانی هم از جمع ما جدا شدند که یادشان را
گرامی میدارم
. سخنم طولانی شد ؛ مجددا آغاز سال نو و همچنین ایام میلاد پیامبر بزرگ اسلام و همچنین
ششمین امام شیعیان را به همه ی شما عزیزانم تبریک می گویم؛ امیدوارم در این ایام به
شما و خانواده ی عزیزتان خوش بگذرد........................!
. ایام به کامتان//////////// دست حق یارتان////////التماس دعا !
. خدا نگهدارتان............!

کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://kaman_abroo.persianblog.ir/post/53
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ کمان ابرو   . :::عید همتون مبارک :::.   . :::عید همتون مبارک :::. قبل از هر چیز سال نو رو به همه پدربزرگ هاو مادر بزرگها، مادران و پدران ،دوستانم و همه جوونا (دخترا و پسرا)تبریک می گم . تازه شروع هفته وحدت و میلاد پیامبرمون هم هست که به عید توروز یه رنگ دیگه ای بخشیده .امشب آخرین شب سال 86 هست . اومدم و به اینکه یه سال گذشت، یه سال به سن من و تو و همه اضافه شد،(متولد فروردینم) فکر میکردم. از اینکه داریم یه بهار نو رو تجربه می کنیم از اینکه یه فرصت جدید پیدا کردیم تا دوباره برگهامون رو با نوازش آفتاب پهن کنیم و تن مون رو با آب و خاک تنومند تر کنیم و از بهره خدا دادی مون(تفکر و تجربه) استفاده های بهتر و با ارزشتری بکنیم و بار دیگه خودمون رو، شاخو برگهامون رو گلهای درونمون رو شکوفا کنیم، از این تازگی و طراوت صبح که نوید بهار رو میده و از تمام نعمتهای خدا که در بهار طبیعت به ما ارزونی میشه به این لحظه بودنم می بالم.از سبزی سبزه سفره هفت سین عید ، شاد شادم و مسرورم و دستامو باز می کنم و رو به باد می گم که با همون وزیدنی که به طبیعت جون میدی(که اینجوری سر زنده است) به من هم وزیدنی کن و از خستگی سالهایم من رو بیرون بیاور ... .گذشت عمر و لحظه ها رو از زبان سهراب براتون میزارم ببینید چقدر زیبا گفته: دنگ ...، دنگ...ساعت گیج زمان در شب عمر می زند پی در پی زنگ.زهر این فکر که این دم گذر است می شود نقش به دیوار رگ هستی من .
لحظه ام پر شده از لذت
یا به زنگار غمی آلوده است.لیک چون باید این دم گذرد،پس اگر می گریم گریه ام بی ثمر است.و اگر می خندم خنده ام بیهوده است.دنگ ...، دنگ...لحظه ها می گذرد.آنچه بگذشت، نمی آید باز.قصه ای هست که هرگز دیگر نتواند شد آغاز.مثل این است که یک پرسش بی پاسخ بر لب سرد زمان ماسیده است.تند برمیخیزمتا به دیوار همین لحظه که در آن همه چیز رنگ لذت دارد، آویزم،آنچه می ماند از این جهد به جای :خنده لحظه پنهان شده از چشمانم.و آنچه بر پیکر او میماند:نقش انگشتانم.دنگ ...فرصتی از کف رفت.قصه ای گشت تمام.لحظه باید پی لحظه گذردتا که جان گیرد در فکر دوام،این دوامی که درون رگ من ریخته زهروا رهانیده از اندیشه من رشته حالوز رهی دور و درازداده پیوندم با فکر زوال.پرده ای می گذرد، پرده ای می آیدمی رود نقش پی نقش دگررنگ می لغزد بر رنگ. ساعت گیج زمان در شب عمرمی زند پی درپی زنگ :دنگ ...، دنگ...

دنگ...


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://abi-vafa-eshgh.persianblog.ir/post/192
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ خانه گل 

سرگیجه   

سرگردانی ماهی ازتنگی تنگ بلور نیست .هیس !هیس !سرگیجه گرفته است از -تنگی ذهن ماهیگیر .          ***آب می شکند در دوگانگی حرکت ماهی .
کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://barghchi.persianblog.ir/post/419
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ کورش  خبرگزاری «نووستی» : عید نوروز، این روز نو در سال نو، جشنی باستانی است که نه تنها در ایران و افغانستان، بلکه در کشورهای تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان، ترکمنستان، قزاقستان، آذربایجان، مناطق کردنشین عراق، سوریه و ترکیه و حتی در بسیاری از شهرهای روسیه نیز برگزار می شود.
در کل نوروز را صدها میلیون نفر در آسیای میانه، خاور نزدیک و خاور میانه جشن می گیرند. گاهی به اشتباه نوروز را به اسلام مرتبط می کنند، چرا که این جشن در کشورهای اسلامی بطور گسترده برگزار می شود، اما ریشه های نوروز نه در اسلام و بلکه در کهن ترین مردمان است. کافی است بگوییم که در قرن پنجم پیش از میلاد، نوروز در ایران جشنی پر آوازه بود.
مردم کشورهای مختلف نوروز را به اشکال مختلف جشن می گیرند، در اینجا بطور کوتاه درباره سنت نوروز در چند کشور توضیح می دهیم: ازبکستان:
در ازبکستان جشن نوروز جشنی دولتی است، اما رسماً سال نو طبق تقویم اروپایی برگزار می شود. از چند روز مانده به عید، مردم این کشور خانه تکانی می کنند و خانه های خود و شهرها و روستاها را می آرایند؛ زیرا این امری طبیعی است که در لباسی زیبا و خانه ای زیبا به استقبال سال نو بروند. طبق رسوم، تا پیش از آغاز سال نو باید تمامی کارهای مربوط به آماده کردن غذا و وسایل پذیرایی پایان بیابند.
غذای فراوان و متنوع، نماد امیدواری به برداشت محصولات بسیار در این سال است. در روز نوروز سفره عید که در ازبکستان دستارخوان نامیده می شود، پهن می شود و بر روی آن غذاهای متنوعی از جمله پلو، گوشت گوسفند و یا گاو آب پز شده، پیراشکی با پیازچه و سمنو (سومالیاک) قرار می گیرد. سمنوپزی از رسوم دیرینه در ازبکستان است که خانم ها به آن می پردازند و در هنگام پخت آن شعرهایی شاد می خوانند، می رقصند و افسانه تعریف می کنند، شوخی می کنند. ازبک ها تنها یک بار در سال و آن هم در نوروز سمنو می پزند که جوانه گندم آن سمبل زندگی ابدی است.
یکی از عقاید جالبی که در بین مردم ازبکستان وجود دارد، این است که می گویند اگر در سمنوی میهمان سنگ کوچکی بیفتد، نشان خوبی است و بدین معناست که تا نوروز دیگر او شاد، موفق و تندرست خواهد بود.
علاوه بر این در میدان های شهرها نیز شادی و پایکوبی آغاز می شود و چهره هایی سنتی که نماد عید نوروز هستند، "بهار خانوم"، "دهقان بابا" و "ماما یر" (بمعنای زمین) پدیدار می شوند. آنها سوار بر ماشینی می شوند که با گل آراسته شده و مردم و میهمانان را به میدان اصلی شهر یا روستا دعوت می کنند و در آنجا نوروز را به همه تبریک می گویند. تاجیکستان:
در تاجیکستان در تمامی شهرها و مناطق و حتی روستاهای دور دست کشور مراسمی باشکوه بمناسبت فرا رسیدن نوروز برپا می شود. در آغاز سال، "امامعلی رحمان" رئیس جمهور تاجیکستان نوروز را به مردم کشور تبریک می گوید. سپس مسابقاتی در رشته های سنتی ورزشی و نیز شعرخوانی برگزار می شوند و همه مردم برای گردش و تفریح به خیابان ها می آیند.
بنا بر رسمی دیرینه، در روز جشن، مردم تمامی ناراحتی ها و کدورت هایی که از یک دیگر به دل گرفته بودند را می بخشند و آنانی که قهر بودند، آشتی می کنند. بسیاری به ملاقات فقرا، افراد تنها و ناتوان می روند، از آنها مراقبت می کنند، هدیه می دهند. جشن های نوروزی در تاجیکستان حدود یک ماه بطول می انجامد.
باید گفت که نوروز چیزی پیش از یک جشن معمولی محسوب می شود. در این روز برای مخارج نوروزی به کودکان پول هدیه می دهند، مردم به هم هدیه می دهند و به یتیمان و بینوایان کمک می کنند. ترکمنستان:
طبق روایات ترکمن ها، جشن بهاری نوروز، بیش از 3 هزار سال پیش در خراسان، همزمان با آغاز کشاورزی ایجاد شد و به تمامی کشورهای همسایه رواج یافت.
ریشه نوروز در دین زرتشتی است. نوروز باستانی ترین جشن کشاورزان است که پدیدار شدن آن مرتبط با ایجاد تقویم کشاورزی است. فردوسی و عمر خیام که در زمان ملک شاه سلجوقی در خاک کنونی ترکمنستان خدمت می کردند، نوروز را مرتبط با پادشاهان افسانه ای ایرانی، از جمله جمشید و کیومرث می دانستند.
طبق سنت، تا پیش از فرا رسیدن سال نو مردم باید خانه و حیاط های خود را تمیز کرده و بدهی های خود را بپردازند.
ترکمن ها روی میز نوروز، نان و پیراشکی هایی از آرد گندم، ارزن، ذرت، لوبیا، لپه، عدس، برنج، کنجد و نخود می گذارند. در نوروز خوراک هایی از هفت چیز آماده می کنند که بیشتر آنها گیاهی هستند، مشهورترین خوراک نوروزی، سمنو است. آذربایجان:
در آذربایجان شیخ الاسلام حاجی الله شکور پاشازاده مفتی مسلمانان قفقاز فرا رسیدن "نوروز بایرام" را به مردم آذربایجان تبریک گفت و آرزوی شادی، تندرستی و خوشبختی برای مردم این کشور کرد. او گفت که نوروز نه تنها نماد نو شدن طبیعت، بلکه نماد اجرای خواسته ها و امیدهای انسان هاست. افغانستان:
در افغانستان در آستانه فرا رسیدن نوروز در استان های مختلف کشور نهال کاشتند.
تنها در کابل بیش از 4 میلیون نهال کاشته شد و خیابان های کشور به سبزه آراسته شده اند. صدها هزار نفر از مردم در بازار نهال می خرند و خانه و خیابان ها را بدان می آرایند
کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://redlines.persianblog.ir/post/103
ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ خط های قرمز 

نوروز 87

گلها جواب زمینند به سلام آفتاب..
نه زمستانی باش که بلرزانی
 
نه تابستانی که بسوزانی ..
بهاری باش تا برویانی

سال نو مباااااارک


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://pouladzadeh.persianblog.ir/post/136
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ لحظه هایی که می گذرند امسال نوروزمتفاوتی را تجربه کردم . تفاوتی که می تواند شروع خوبی برای سال های آتی اگر خداوندمتعال عمری دهد باشد .دوست دارم بهترین آرزوها رابرای همه کسانی که می شناسم و نمی شناسم داشته باشم . دوست دارم همه کسانیکه دلشان را شکسته ام مرا ببخشند و همه کسانی را که .... دوست دارم روزهای توام با عشق برای همه انسان های وارسته و آزاده را از خداوند متعال خواستارشوم .

و در نهایت ایران همیشه آزاد ، به همت ایرانی آزاده سرافراز بماند .


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://omidalirahimi.persianblog.ir/post/42
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ ما هنوز زنده ایم

ساقیا آمدن عید مبارک بادت 1.هم اکنون در آخرین لحظات و ثانیه های سال 86 هستم. کاملاً صدای نفسهای آخر سال 86 را احساس می کنم. ما در فرهنگ افسانه ای خود پرنده ای داریم به نام سیمرغ . نقل است که این پرنده هرگاه می خواهد بمیرد هیزم بسیاری فراهم می کند. سپس روی این هیزم ها شروع به بال بال زدن می کند، آنقدر بال می زند تا آتشی عظیم بر پا شود و خود در این آتش بسوزد. از خاکستر این سیمرغ تخم سیمرغی جدید فراهم می شود که پس از مدتی سیمرغی جوان به دنیا می آید. اکنون سال 86 نیز این گونه در حال سوختن در آتش است و گویا قرار است تا دقایقی دیگر سیمرغی جدید با نام 87 به دنیا بیاید. 2.سال 86 برای من یک نفر اصلاً سال خوبی نبود. به قوت  می تونم بگویم بدترین سال زندگی ام بود.از همان لحظه تحویل سال که برایم کابوسی فراموش نشدنی است تا این اواخر. از مدتها پیش است که در حال لحظه شماری برای پایان این سال و ورود به سال جدید هستم.تا شاید در این سال سرنوشتی دیگر برایم رقم بخورد. من خودم هم بسیار امیدوارم  که این گونه باشد.  3.بچه که بودم همیشه می خواستم در لحظه تحویل سال در کنار دیگران باشم و اطرافم حسابی شلوغ باشد. اما سالهاست که سلیقه ام عوض شده است. دیگر دوست دارم که در لحظه تحویل سال تنها باشم. تنها باشم تا بتوانم خوب راجع به سالی گه گذشت و انچه که در آن انجام دادم فکر کنم. تنها باشم تا بتوانم راجع به سالی که می آید و آنچه که می خواهم در آن انجام دهم فکر کنم. تنها باشم تا بهتر بتوانم با خدای خودم راز و نیاز کنم. تنها باشم تا بهتر بتوانم راجع به اطرافیانم فکر کنم.4. ما ایرانیها اعتقاد داریم که در لحظه تحویل سال هر آروزیی داشته باشی بر آورده می شود. هر آنچه که از خدا بخواهی رد خور ندارد. و اینکه در لحظه تحویل سال به هر کاری گه مشغول باشی تا آخر سال به انجام این کار مشغول هستی.  5. اگر در لحظه تحویل سال شاد هستیم یادمان هم باشد که بعضی غصه دارند. اگر می خندیم یادمان باشد که بعضی هم گریه می کنند. اگر لباسی نو خریده ایم یادمان باشد که بعضی سالهاست که لباسی نو نخریده اند. اگر  میوه و آجیل  در خانه داریم یادمان باشد که بعضی به نان شب محتاج هستند. اگر در کنار خانواده و عزیزانمان هستیم یادمان باشد که بعضی در غربت یا در گوشه ای تنها و غمگین هستند. برای همه دعا کنیم و خوبی را برای همه بخواهیم نه تنها خودمان.
کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://mguitar.persianblog.ir/post/349
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ میثم کربلایییا مقلب القلوب و الابصاریا مدبر الیل و النهاریا محول حول و الاحوالحول حالنا الی احسن الاحال سلام نوروزتان پیروزفصل زمستان با تمام هیمنه و هیبتش رخت بربست و جای خود را به بهار زیبا و پر لطافت بخشید. درک زیبائی‌های بهار و بهره‌مندی از نعمت‌هائی که در این فصل به انسان‌ها ارزانی می‌شود؛ آدمی را به شناخت و سپاس وامی‌دارد. بهار تولدی است دوباره و تجدید حیاتی است در میان موجودات و آفریدگان.

سال خوبی داشته باشید


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://khersejangali.persianblog.ir/post/40
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ خرس تقدیم به پدر بزرگم که دومین نوروز بی مادربزرگ را سر می‌کند و مادربزرگ که مهربانتر از بوی بهار بود./
 در آخرین کمد را که بست سماور به قل‌قل افتاد. استکانها را دور سینی گرد همیشگی چید و چای را به سلیقه خانم دم کرد.
میز عسلی هایی که با دست های خودش بریده و صیقل داده بود جابجا کرد. بالاخره سین هفتم را هم جور کرده بود: ساعت مچیش!
زیر لب زمزمه می‌کرد: غریبی و اسیری چاره داره،  غم یار و غم یار و غم یار
 قرآن قدیمی را سر سفره آورد. قاب عکس های روی دیوار را صاف کرد و لبخند های همیشه تازه عکس را به لبخندی پاسخ داد. پرده ها را پس زد.
عکس کوچکتر را سر سفره گذاشت و نشست.  رادیو صدای توپ سال نو را زد، گوشه عکس را بوسید و گفت:
- خانم جان! سال نو مبارک.


هنوز وقت نکرده بود اشک حلقه زده در چشمانش را پاک کند که در زدند... 


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://solfa.persianblog.ir/post/414
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ سولفا

 ته مانده حرفهای آخر سال ، چیزی است از جنس  آرزو و خیال و حسرت و امید .
۲۰۰۸ هیچ حس نویی برایم از سپری شدنی ها نداشت هر چند برای خیلی ها این طور نبود ، برای دوستان خارجی ام و خیلی دیگر از دوستان دیگرم که به اینجا عادت کرده اند روزگاری نو شد و تقویمی ورق خورد .همیشه در تمام این سالها روزهای آخر اسفند را بیشتر از خود عید دوست داشته ام . و امسال بین تمام شلوغی های "مید - مارچ" این را هم کمتر حس کردم (و شاید بگویم از دست دادم). اما چیزهای دیگری بود که هیچ وقت دیگر ندیده بودم و تازه حس شان میکنم و اینکه ماهی و سبزه و هفت سین وقتی در دلت نوروز نشده باشد معنی خاصی جز چند چیز جور کردنی و نمادین ، ارزش خاصی ندارند  و نوروز ، نو شدن و جوانه زدن گوشه ای است در جایی . تو مثلا بگو : somewhere deep inside ! من امسال سبزه سبز نکردم ، بهانه ام هم پیدا نکردن گندم بود (انگار نه که با عدس هم میشود سبزه سبز کرد ) ، چیزهای دیگری برایم سبز شده اند و در گنجینه نگفتنی ها محفوظ اند . شاید هم آخرش فقط بتوانم بگویمت : میدانی نه سیب ، نه گندم ، میوه ی ممنوعه شک بود ! تو خود حدیث مفصل بخوان ... اما با همه ی غربتش ، با همه ی دوری اش از چیزی که همیشه بود ، با همه ی دلتنگی هایش ، این روزها همچنان دوست داشتنی اند و پر برکت ، همان طور که امروز آفتاب مهربانی اش بی دریغ مسرورمان کرد . همان طور که امید اش هر روز بیش از قبل میدرخشد ، و بازی ابر سپیدش حتی کمی بیشتر قصه ی ژرفای خیال است . هنوز و همیشه هم همچنان :
یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبر الیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال
حول حالنا الی الاحسن الحال
 پ.ن ۱: این را هم بشنوید : ++  پ.ن ۲ :
«... این روزها که می‌گذرد، شادم
شادم
شادم که می‌گذرد این روزها
شادم، شادم...»

کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://karvane2004.persianblog.ir/post/87
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ بوی خاک خوشترین بوی دنیاستبه نام خدا ...
     
  یک دو سه ... خیلی بیشتر از اینا شد ... یک به علاوه بی نهایت ... چقدر کاغذ سیاه شد ...
این دو سه روز آخری خیلی سرم شلوغ بود ... همش مشغول خونه تکونی بودم تنهای تنها ...
دو هفته پیش که مامان عمل کرد دیگه نتونستیم یه صفایی به خونه بدیم و خونه تکونی کنیم ...
همینجور دارم اسمارو می نویسم همینجور دارم فکر می کنم که رابطم با این اسمها چجور بوده ...
صحنه به صحنه نمی شه جلو رفت فراموشکاری خاصیت بشره ...!!!
مامان حالش خوبه خدارو شکر !!! همه چیز خوبه !!! خوب خوب خوب !!! حتی این دلتنگیا هم خوبه  ... جدی جدی داره تموم میشه ها ... هم این کاغذا هم این ساعتای آخر هم شاید عمر من ولی دوباره همه اول خطیم ... اول بهار ... نزدیک بهار که میشه کلا حالم عوض میشه هم غصم می گیره هم خوشحالیم چند برابر میشه ... یه بنده خدا هست و این تضادهاش ....
نوشتن آخرین پست
۸۶ هم تو این ساعتا حال خودشو داره سکوت کامل ... آرامش ...
و یه صدای ضعیفی که یواش یواش برات جون می گیره که میگه ...
                             الله اکبر .... الله  اکبر ... الله اکبر ...
 چقدر زیادن آدمایی که می شناسم تو زندگی ... امسال قراره بعد از سالها سفره هفت سین بندازیم ... این ماهیا هم قرمزیشون درسته که دیگه داره به نارنجی می زنه ولی جون دارن ماهیا ... زنده هستن به نام (الله اکبر... ) ....
 هشتاد و شش آزادی داشت و یه بنده خدا بنده ی آزادیه ... آزاد باید باشه تا بنده بشه و وقتی بنده شد آزاد میشه !!!  خونه تکونی امسالم می ارزه به هر سال.. اسم همه رو که تا حالا می شناسم نوشتم و دارم حساب کتابامو صاف می کنم که حقی بر گردنم نباشه ...
     (  اسم تورو که می نویسم دلم آروم نمی گیره یه بار دو بار صدبار دیگه هم می نویسمش زیرش با یه خودکار قرمز می نویسم اگر عاشق شد باید هزاران بار عاشقش شوم همین !!!)
         حال و  هوای نوروز بدجور داره دلمو می بره  ... آخ خداااااااا .....       << حی علی الصلاه >>   صدام می زنن باید برم                                               عیدتون مبارک....

         سالی پر از آرامش داشته باشیم لبخند و  محبتو از همدیگه دریغ نکنیم  ....


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://alirezaexe.persianblog.ir/post/38
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ  اینجا هنوز چراغی روشن است سال نو رو به همه تبریک میگم. امیدوارم سالی پربار و پرثمر رو آغاز کرده باشین. و کل سال همش خوشی و خرمی در پیش باشه. من و داداشم اینجا خیلی سعی کردیم تا سفره هفت سین آماده کنیم. کامل نیست اما بد هم نشده. اینجا همه فصول سال سبزه تو سوپر مارکت ها هست! اینا سبزه هاشونو می خورن! سرکه رو هم از تو یه نوع ترشی استخراج کردیم. سیب و سیر هم که اینجا پیدا می شه. سماق هم از ایران آوردم. سمنو موند که اول خواستیم بپزیم بعد که یکم فکر کردیم دیدیم برای رعایت حال سایر ساکنین خوابگاه این کارو نکنیم بهتره. سنجد هم که نداشتیم. البته برنامه داریم که یه پسته رو به سنجد تبدیل کنیم اما هنوز نشده. به این نتیجه رسیدیم که نوروز مثل ماه رمضون نیست که اختلاف طول و عرض جغرافیایی درش اثر داشته باشه. مهم اینه که کی کل زمین وارد اعتدال بهاری میشه و کی لحظه تحویل سال تو ایرانه. این هم ازون چیزاییه که تا تو ایران بودیم هیچ وقت بهش فکر نکرده بودیم. بنابراین ما هم همزمان با شمایی که تو ایران هستین سال نو رو جشن گرفتیم! اینجا تو دانشکده برای تبلیغ فرهنگ و تمدن ایرانی مشخصات نوروز و سفره هفت سین رو زدم به برد دانشکده با یه عکس رنگی از سفره هفت سین درست حسابی! تا جماعت ببینن. بلکه یکی خجالت بکشه و سال نو رو به من تبریک بگه! حالا فعلا نشستم ببینم چی میشه. اگه اثر نکرد برای تک نکشون ایمیل می زنم. اگر باز هم جواب نداد کاغذ رو میزشون میزارم. و باز هم اگه نشد رو در رو بهشون میگم. اگه بازم نشد جمع می کنم برمی گردم خونه... دوباره سال نو مبارک!
کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://banooyefarvardin.persianblog.ir/post/204
ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ  بانوی فروردیننو شدگانامروز،چهارمین ساله که توی این وبلاگ شروع به نوشتن می کنم.امروز تولد بانوی فروردینه،موجودیت مجازی من!امروز به سالی جدید وارد شدیم همه!سال گذشته خیلی چیزها به من یاد داد،بزرگترینش این بود که بفهمم یه مواقعی هست که هیچکس رو جز خدا ندارم...مثل فردی که هراسون به انتهای یه بن بست می رسه و خطر تهدیدش می کنه و همین طور بهش نزدیک و نزدیکتر می شه اما جز خدا هیچکس نیست.اونجاست که به جای کمک گرفتن از بیگانه و حتی تقاضای کمک باید یک صدا اسم خدا رو نجوا کرد...چه پیمانی از دوستی و عشق خدا محکم تر...و چه مهربانی از او مهربان تر و چه پناهگاهی از م‍أمن او امن تر!چه خوبه که خدا رو دارم...چه آرامش بخشه...امروز اولین قطرات شبنم هم روی دو تا گلبرگ بهاری نشست...مگه بهار هم بی شبنم می شه تصور کرد؟دلم می خواد دعا کنم،دعا کنم که امسال،از همین لحظه،از همین حال،کنارم باشی خدای من،و کنار تمام کسانی که تو رو صدا می کنن...دلم می خواد دعا کنم،و از تو بخوام اون انسانهایی که ماتم زده انتظار تو رو می کشن تنها نذاری...هر که هست!بیماری که سال نوش رو با اشک شروع می کنه و نمی تونه کنار خانواده اش باشه،بینوایی که به شادی دیگران با چشم حسرت نگاه می کنه،نا امیدی که از امیدواری هم خسته شده،دلشکسته ای که دیگه توانایی ترمیم قلبش رو  هم نداره و هرکه تو رو میهمان ذهن و قلبش کرده...وحتی...اون فراموشکاران رو به حال خودشون رها نکن...دلم دریا می خواست،دلم می خواست در بهارم،به بی نهایت پیوند بخورم،حالا که چنین امکانی مهیا نشد،بذار به تو پیوند بخورم...تو بی نهایت در بی نهایتی...کاش می تونستم قلبم رو بنویسم...اما همین میزان هم کافی برای اینکه خاطراتم رو در آینده ورق بزنم و به یاد این روزها بفهمم در این سال ها روحم کجا بود و به کجا رفت...دلم می خواد در این سال هم این راه رو ادامه بدم...امسال هم اینجا،در بانوی فروردینم خواهم نوشت؛اما شاید کمی متفاوت...دلم می خواد از قدرتت،از محبتت،و از اوج بودنت به من ببخشی..دلم می خواد قلبم همیشه بهاری باشد،همیشه بهار!تا آخرین نفس زندگی!و آخرین آرزوی من در این نوشته،همان دعای معروفی است که امسال اون رو محکم تر به لب آوردم...نسیم نوروزی و تازگی رو عمیق تنفس کردم و زمزمه کردم:یا محول الحول و الاحوال....حول حالنا الی احسن الحال...

 *سال نو به همه نو شدگان مبارک*


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://lifestories.persianblog.ir/post/13
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ گاهی به آسمان نگاه کن

بیایید بیدار شویم همچون بهار و خواب زده ها را نیز بیدار کنیم، زندگی دیگر تکرار نمی شود.بیایید آن را با دوستی ترسیم کنیم و با عشق رنگ آمیزی کنیم.ما آمده ایم ببخشیم همچون بهار که هر سال بی هیچ نا امیدی باز برمی گردد و زیبایی را به ما می بخشد، آمده ایم تا سفره مان را با نان و عشق و امید بیاراییمآمده ایم تا قسمت کنیم مهربانی را با همسایه هامان، آمده ایم تا راستی را پیشه کنیم و رها شویم.بیاییم در این بهار روح انگیز با شقایق های همیشه سرخ از عشق هم نوا شویم و ترانه های هم زیستی و مستی یگانه باشیم با دل ها و بیگانه با ترس، مهربانی را جمع کنیم، کینه ها را از دل تفریق.بیایید با هم بیاییم همچون بهار که زیبا می آید، عشق می دهد و نیکی و زیبایی و شوق و مهر می دهد و محبت و صفا و سبزی می آورد و درخشش بیکران شکوفه بخوانیم، بیاییم با خاک و آب هم پیوند باشیم و با ماه و ستاره و خورشید خویشاوند.

سلامت، سعادت، سیادت، سرور، سروری، سبزی، سرزندگی، هفت سین همیشگی سفره ی زندگیتان باد...عیدتان مبارک!


 
http://alivaliyollah.persianblog.ir/post/1042
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ علی ولی اللهباز بهاری فرا رسید ، تا دگر بار ترانه های شادی را بر دل زمین الهام کند و راز شکفتن را بر گوش انسان نجوا نماید و سرسبزی و نشاط را برای او به ارمغان آورد تا نویدی برای نیکوکاران و امیدی بر قلب منتظران مهدی آل محمّد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد .در طلیعه شکفتن بهاری در بهار ، با تقارن بهار طبیعت و بهار ربیع الاوّل ، به طراوت میلاد  پیام آور اسلام ، حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) و پرچمدار فقه شیعه ، امام جعفر صادق (علیه السلام) دیدگانتان بر انوار الهی روشن و حضورتان تا ابدیّت سبز و پرفروغ باد .سال نو مبارک
کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://sang-kaghaz-gheychi.persianblog.ir/post/33
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ سین مثل صاد  نوروز...     نوروزتان مبارک...دوباره شهر نوای روزی نو می دهد...گر چه چشم های مردمان حکایت این روز را ندارداما بوی بهار می آید...گویی دوباره خالق ما را به تفکر می خواند...گویی دوباره می گویدباید از نو ساخت...گویی دوباره امید باز میگردد...گویی خداوند از پس سرما ترانه ای تازهمی خواند:آن پرنده ای را می گویم که از بامداد می خواند...شاید مرا تلنگری می زند...شاید او راکه می گفت فردا هم روزی است مثل روزهای خدا...ای کاش او بفهمد...سفره پهن می کنیم...سفره را پر از سین می کنیم...و آرزو...که مواظب باشیم...مواظب باشیم قلبی را نشکنیم...و آرزو...که دوست بداریم...و آرزو...که باشیم آنگونهکه باید...و آرزو...وآرزو...و آرزو...هر چند سین هایمان بسیار هر چند دارد...اما باید رفت و توقف نکرد...ماهی در تنگ...هر چند زود می میرد...آیینه...هر چند این روزها زنگار مدرنیته بسته است...تخم مرغ رنگی...هر چند زود می شکند...سبزه...هر چند در روز سیزده بر فراز اتومبیل ها بر افراشته می شود...سمنو...هر چند تیره و کدر است...سیر...هر چند بد بو است...سکه...هر چند یادآور بی پولی هاست...سیب...هر چند آرام آرام گندیده می شود...سنجد...هر چند می رود که باز گردد...سجاد...هر چند...
کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://ayine-mehr.persianblog.ir/post/16
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ آئین مهر نفس باد صبا مشک فشان خواهد شدعالم پیر دگرباره جوان خواهد شد ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد دادچشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد این تطاول که کشید از غم هجران بلبلتا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیرمجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنیمایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشیداز نظر تا شب عید رمضان خواهد شد گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبتکه به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرودچند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجودقدمی نه به وداعش که روان خواهد شدحافظ با عرض سلام و تبریک به خاطر جشن باستانی نوروز و آمدن سال 1387 خورشیدی رو به تمام هم میهنان عزیز و پارسی زبانان تمام دنیا امیدوارم هرکجای این کره خاکی که هستند سالم و شاد باشند.تقریبا 6 ماه است که از عمر این وبلاگ میگذره و من امیدوارم برای گسترش و شناسایی تاریخ باستان تونسته باشه کاری انجام داده باشه..... هم اکنون با تاریخچه جشن نوروز در خدمت شما هستم. نوروز، از جشن‌های باستانی ایرانیان است. در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (معمولاً مطابق با ۲۱ مارس) آغاز میشد، ولی مشخص نیست که چند روز طول میکشیدهاست. در بعضی از دربارهای سلطنتی جشن یک ماه ادامه داشته ‌است. مطابق برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا میشد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شاید بتوان گفت، در طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه ملی و عمومی داشت، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامیکه پادشاهان مردم عادی را به دربار شاهنشاهی میپذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی داشت.تاریخچهجشن نوروز از آیین‌های باستانی و ملی ایرانیان می‌باشد. اگرچه مطالبی کلی در تعداد اندکی از کتابهای نوشته شده در روزگار ساسانیان درباره جشن نوروز وجود دارد.با استناد بر نوشته‌های بابلیها، شاهان هخامنشی در طول جشن نوروز در ایوان کاخ خود نشسته و نمایندگانی را از استان‌های گوناکون که پیشکش‌هایی نفیس همراه خود برای شاهان آورده بودند می‌پذیرفتند. گفته شده که داریوش کبیر، یکی از شاهان هخامنشی (۴۲۱ - ۴۸۶ پ م)، در آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدایان بزرگ بابلیان بود دیدن می‌کرد.همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و تشریفات خاصی جشن می‌گرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ می‌شد. سپس کسی که به خوش قدمی شناخته شده بود وارد می‌شد. و سپس والامقام‌ترین موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکه‌هایی همه از جنس زر، شمشیر، تیر و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ می‌شد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای خود را تقدیم شاه می‌کردند. شاه پیشکش‌های نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا را میان حاضران پخش می‌کرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هریک از آنها کاشته می‌شد. در روز ششم نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ می‌پاشیدند و تا روز ۱۶ فروردین که به آن روز مهر می‌گفتند، آنها را برنمی داشتند.
جشن‌هایی که از آن روزگار به یادگار مانده، هیچ یک به طول و تفصیل نوروز نیست. نوروز جشنی است که یک جشن کوچک‌تر (چهارشنبه سوری) به پیشواز آن می‌آید و جشنی دیگر (سیزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت سین است.
نوروز در گذشته دارای آداب چندی بوده‌است که امروز تنها برخی از آنها برجای مانده و پاره‌ای در دگرگشت‌های زمانه از بین رفته‌اند. از رسم‌های بجا مانده یکی راه افتادن حاجی فیروز است.]]نوروز در آیات و روایاتدر کتاب بحارالانوار علامه مجلسی درباره نوروز روایات متعددی وجود دارد، در جلد ۵۹بیش از ۴۵صفحه به نقل از امام صادق نقل شده‌است که به معلی بن خنیس فرمودند:ای معلی! همانا نوروز روزی است که پروردگار جهان از بندگانش پیمان گرفت که او را پرستش کنند، به او شرک نورزند و به پیامبران و امامان ایمان بیاورند، نوروز اولین روزی است که خورشید در آن طلوع کرد و بادهای ناگهانی وزیدن گرفت و ستاره زمین در چنین روزی ایجاد شد، روزی است که علی در نهروان پیروز شد و گلهای زمین در آن روز خلق شد، در چنین روزی کشتی نوح بر کوه جودی نشست، همان روزی که جبرئیل بر پیامبر نازل شد، همان روزی که ابراهیم بتها را شکست، روزی که پیامبر؛ علی را بر دوش خود حمل کرد تا بتهای قریش را سرنگون کند و در چنین روزی است که مهدی ظهور خواهد کردآیین‌های نوروزیخانه‌تکانیخانه‌تکانی از دیگر آئین‌های نوروز است. ده پانزده روز مانده به نوروز (سال نو)خانه تکانی شروع می‌شود. در این آئین، همه وسایل خانه گردگیری و شستشو می‌شود و پاک و پاکیزه می‌گردد.چنان زوایای خانه را می‌روبند که اگر تا یک سال دیگر هم آن زوایا از چشم خانم خانه پنهان بماند یا فرصت پاکیزه سازی آنها به دست نیاید، قابل تحمل باشد.وسواس برای این پاکیزه سازی تا به حدی است که در و دیوار خانه اگر نه هر سال، هر چند سال یکبار نقاشی می‌شود.پس از خانه تکانی، نوبت سبزه کاشتن می‌شود. مادران حدود یک هفته مانده به نوروز، مقداری گندم و عدس و ماش و شاهی در ظرف‌هایی زیبا می‌ریزند و خیس می‌دهند تا آهسته آهسته بروید و برای سفره نوروزی آماده گردد. کارت شادباشکاری که پس از شکل گیری روش‌های جدید ارتباطی مانند نامه‌نگاری، یا شکل جدیدتر آن نامه‌های الکترونیکی رواج یافته، ارسال کارت شادباش است؛ یک هفته پیش از آغاز سال نو، زمان ارسال کارت‌های شادباش فرا می‌رسد، فرستادن کارت شادباش برای همه دوستان و آشنایان، و اقوامی که در دیگر کشورها یا شهرها زندگی می‌کنند، البته کاری پسندیده‌است، امروزه و بعد از رواج تلفن بیشتر به یک تلفن برای گفتن تبریک سال نو پس از تحویل سال بسنده می‌کنند.  دید و بازدیددید و بازدید رفتن تا پایان روز ۱۲ فروردین ادامه دارد. اما معمولاً در همان صبح نوروز به دیدن اقوام نزدیک، مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن یا شوهر، عمه، عمو، خاله، دائی و... می‌روند.روزهای بعد نوبت اقوام دورتر فرا می‌رسد و سر فرصت به دیگر اقوام و دوستان سر می‌زنند و دیدارها تازه می‌کنند. حتی اگر کسانی در طول سال به علت کدورت‌هایی که پیش آمده از احوال پرسی یکدیگر سر باز زده باشند، این روزها را فرصت مغتنمی برای رفع کدورت می‌شمارند و راه آشتی و دوستی در پیش می‌گیرند.

مسافرت نوروزی

از آنجا که مدارس در ایام نوروز تا ۱۴ فروردین تعطیل است، فرصت خوبی برای سفر کردن به دست می‌آید. پس گروه کثیری از مردم به شهرهای دیگر و نقاط خوش آب و هوا ی کشور که در ایام نوروز از آب و هوای معتدل برخوردار است، سفر می‌کنند. اما این سفرها نیز خالی از دید و بازدید نیست. مردم به دیدار یکدیگر می‌روند و دیگران را به شام و ناهار دعوت می‌کنند. سفرهای زیارتی نیز که از دیرباز مرسوم بوده، همچنان رونق دارد. به این معنی که عده زیادی شب عید به مشهد می‌روند و پس از یکی دو روز به خانه و کاشانه خود باز می‌گردند.

غذاهای روز اول عیداغلب مردم، روز اول عید نوروز سبزی پلو و ماهی، کوکو سبزی و آش می خورند. اگرچه غذاهایی دیگری نیز رواج دارد. برای مثال کردها صبح روز اول عید خورشت قورمه سبزی می پزند.بعضی ها، شب پیش از عید سبزی پلو و ماهی و روز عید رشته پلو می پزند و می خورند دیگر آیین‌هاآداب و سنن مربوط به نوروز در گذشته بیش از امروز بوده‌است.تا چند دهه پیش در برخی نواحی ایران، نوروزی خوانی مرسوم بوده‌است. در گیلان و مازندران و آذربایجان، از حدود یک ماه پیش از فرارسیدن نوروز، کسانی در روستاها راه می‌افتادند و اشعاری در باره نوروز می‌خواندند. اشعاری که بنا بر تعلقات مذهبی شیعیان با مضامین مذهبی آمیخته بود و ترجیع بند آن چنین بود:باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده / مژده دهید بر دوستان، ...این پیک‌های نوروزی در مقابل نوروزی خوانی از مردم پول یا کالا می‌گرفتند و سورسات نوروزی خود را جور می‌کردند.تا چهل پنجاه سال پیش به راه انداختن «میر نوروزی» نیز یکی از آئین‌های رایج بوده‌است. داستان میر نوروزی این است که در پنج روز آخر سال اداره و فرمانروایی شهر را به فردی از پائین‌ترین قشرهای اجتماعی می‌سپردند و او نیز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب می‌کرد و فرمان‌های شداد و غلاظ علیه ثروتمندان و قدرتمندان می‌داد.آنها نیز در این پنج روز حکم او را کم و بیش مطاع می‌دانستند و تنها در موارد پولی به چانه زدن می‌پرداختند. پس از آن پنج روز نیز میر نوروزی مطابق سنت از مجازات معاف بود و هیچ کس از او بازخواست نمی‌کرد که چرا در آن مدت پنج روز چنین و چنان کرده‌است.حافظ در این بیت به عمر کوتاه آدمی، عمر کوتاه گل و عمر کوتاه سلطنت میر نوروزی اشاره دارد: 
سخن در پرده می‌گویم چو گل از غنچه بیرون آی
که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی 
 
http://masoomy2000.persianblog.ir/post/594
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ  بوف کوردر ادبـیـات فارسی جشن نوروز را، مانند بسیاری دیگر از آیـیـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری، چون فردوسی ،منوچهری، عنصری، بـیـرونی، طبری، مسعـودی، مسکویه، گردیزی و بسیاری دیگر که منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبـیـات پـیـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاری جشن نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند. روزها یا ماه جشن نوروز
مدت برگزاری جشن هایی چون مهرگان، یلدا، سده و بسیاری دیگر، معـمولا یک روز ( یا یک شب ) بـیشتر نیست. ولی جشن نوروز، که درباره اش اصطلاح " جشن ها و آیـیـن های نوروزی " گویاتر است، دست کم یک یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را، پس از جمشید یک ماه می نویسد :

چون جم درگذشت، پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند : ۵ روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، ۵ روز دوم را به اشراف ،۵ روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهی، ۵ روز چهارم را به ندیمان و درباریان، ۵ روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزیگران.

، در زمان شاه سلیمان صفوی، مهمانی ها، تفریح و جشن های نوروز در میدان های عمومی تا سه هفته طول می کشید. . ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست کم از پنجه و " چهارشنبه آخر سال " آغاز و در " سیزده بدر " پایان می پذیردمیر نوروزی
از جمله آیـیـن های این جشن پنج روزه، که در شمار روزهای سال و ماه و کار نبود، برای شوخی و سرگرمی، حاکم و امیری انتخاب می کردند که رفتار و دستورهایش خنده آور بود، و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می کرد.بی گمان امروز، کسانی را که در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمزرنگ و صورت سیاه شده در کوچه و گذر و خیابان می بیـنیم که با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می کنند و پولی می گیرند، بازماندهً شوخی ها و سرگرمی های انتخاب " میر نوروزی " و " حاکم پنج روزه " است که تـنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند، نه در وقت و جشنی دیگر؛ و آنان خود در شعرهایی که می خوانند، می گویند : حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی یه روزهروزهای مردگان و پنجشنبه آخر سال
یکی از آیـین های کهن پـیش از نوروز یاد کردن از مردگان است که به این مناسبت به گورستان می روند و خوراک می برند و به دیگران می دهند. زردشـتیان معـتـقدند که : " روان و فروهر مردگان، هیچ گاه کسی را که بوی تعلق داشت فراموش نمی کند و هر سال هنگام جشن فروردین به خانه و کاشانه خود برمی گردند ".یکی از صورت های برجا ماندهً این رسم، در شهر و روستا، به گورستان رفتن " پنجشنبه آخر سال " است، به ویژه خانواده هایی که در طول سال عضوی را از دست داده اند. رفتن به زیارتگاه ها و " زیارت اهل قبور "، در پنجشنبه - و نیز، روز پـیش از نوروز و بامداد نخستین روز سال - رسمی عام است. در این روز، خانواده هاسبزه.. نان، حلوا و خرما بر مزار نزدیکان می گذارند و بر مزار تازه گذشتگان شمع، یا چراغ روشن می کنند. کاشتن سبزه
اسفند ماه، ماه پایانی زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن " سبزه عید " به صورت نمادین و شگون، از روزگاران کهن، در همهً خانه ها و در بین همهً خانواده ها مرسوم است.

در ایران کهن، " بـیست و پنج روز پیش از نوروز، در میدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا می شد، بر ستونی گندم، برستونی جو و به ترتیب، برنج، باقلا، کاجیله ( گیاهی است از تیرهً مرکبان، که ساقه آن به 50 سانـتی متر است )، ارزن، ذرت، لوبـیا، نخود، کنجد، عدس و ماش میکاشتـند؛ و در ششمین روز فروردین، با سرود و ترنم و شادی، این سبزه ها را می کندند و برای فرخندگی به هر سو می پراکندند ". و ابوریحان نقـل می کند که : " این رسم در ایرانیان پایدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت اسطوانه بکارند و از رویـیدن این غلات، به خوبی و بدی زراعت و حاصل سالیانه حدس بزنند ."

امروز، در همهً خانه ها رسم است که ده روز یا دو هفته پیش از نوروز، در ظرف های کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هایی چون گندم، عدس، ماش و ... می کارند. موقع سال تحویل و روی سفره "هفت سین " بایستی سبزه بگذارند.این سبزه ها را در خانواده ها تا روز سیزده نگه داشته، و در این روز زمانی که برای " سیزده بدر " از خانه بـیرون می روند، در آب روان می اندازند.                
سفره هفت سین
رسم و باوری کهن است که همهً اعضای خانواده در موقع سال تحویل ( لحظهً ورود خورشید به برج حمل ) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سین گرد آیند. در سفره سفید رنگ هفت سین، از جمله، هفت رویـیدنی خوراکی است که با حرف " س " آغاز می شود، و نماد و شگونی بر فراوانی رویـیدنی ها و فراورده های کشاورزی است - چون سیب، سبزه، سنجد، سماق، سیر، سرکه، سمنو و مانند این ها- می گذارند. افزون بر آن آینه، شمع، ظرفی شیر، ظرفی آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغی روی آینه، ماهی قرمز، نان، سبزی، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب دینی ( مسلمانان قرآن و زردشتیان اوستا و ... ) نیز زینت بخش سفرهً هفت سین است. این سفره در بیشتر خانه ها تا روز سیزده گسترده است.پوشیدن لباس نو
پوشیدن لباس نو در آیـین های نوروزی، رسمی همگانی است. تهیه لباس، برای سال تحویل، فقیر و غنی را به خود مشغـول می دارد. در جامعه سنتی توجه به تهیدستان و زیردستان برای تهیه لباس نوروزی - به ویژه برای کودکان - رسمی در حد الزام بود. خلعـت دادن پادشاهان و امیران در جشن نوروز، برای نو پوشاندن کارگزاران و زیر دستان بود. ابوریحان بـیرونی می نویسد : " رسم ملوک خراسان این است که در این موسم به سپاهیان خود لباس بهاری و تابستانی می دهند ". مورخان و شاعران از خلعـت بخشیدن های نوروزی فراوان یاد کرده اند. و برای این باور است که در وقف نامهً حاجی شفیع ابریشمی زنجانی آمده است :هر سال شب های عید نوروز پنجاه دست لباس دخترانه و پنجاه دست لباس پسرانه، همراه کفش و جوراب از عواید موقوفه تهیه و به اطفال یتیم تحویل شود.دید و بازدید نوروزی، یا عید دیدنی
از جمله آیـین های نوروزی، دید و بازدید، یا " عید دیدنی " است. رسم است که روز نوروز، نخست به دیدن بزرگان فامیل، طایفه و شخصیت های علمی و اجتماعی و منزلتی می روند. در بسیاری از این عید دیدنی ها، همه کسان خانواده شرکت دارند

"
دیدن" های نوروزی که ناگزیر " بازدید " ها را دنبال دارد، و همراه با دست بوسی و روبوسی است، در روزهای نخست فروردین، که تعطیل رسمی است، و گاه تا سیزده فروردین ( و می گویند تا آخر فروردین ) بـین خویشاوندان و دوستان و آشنایان دور و نزدیک، ادامه دارد. رفت و آمد گروهی خانواده ها، در کوی و محله - به ویژه در شهرهای کوچک - هنوز از میان نرفته است. این دید و بازدیدها، تا پاسی از شب گذشته، به ویژه برای کسانی که نمی توانند کار روزانه را تعـطیل کنند، ادامه دارد.

تا زمانی که "مسافرت های نوروزی" رسم نشده بود، در شهرها و محله هایی که آشنایی های شغـلی و همسایگی و " روابط چهره به چهره " جایی داشت، دید و بازدید های نوروزی، وظیفه ای بـیش و کم الزامی به شمار می رفت. و چه بسا آشنایانی بودند - و هستـند - که فقط سالی یک بار، آن هم در دید و بازدید های نوروزی، به خانهً یکدیگر می روند.هدیه نوروزی، یا عیدی
هدیه و عیدی دادن به مناسبت نوروز رسمی کهن است، کتابهای تاریخی از پـیشکش ها و بخشش های نوروزی - پـیش از اسلام و بعد از اسلام - خبر می دهند، از رعـیت به پادشاهان حکمرانان، از پادشاهان و حکمرانان به وزیران، دبـیران، کارگزاران و شاعران، از بزرگتران خاندان به کوچکتران، به ویژه کودکان.

رسم هدیه دادن نوروزی را، ابوریحان بیرونی از گفته آذرباد، موبد بغـداد چنین آورده : نیشکر در ایران، روز نوروز یافت شد، پـیش از آن کسی آن را نمی شناخت. جمشید روزی نی ای دید که از آن کمی به بیرون تراوش کرده، چون دید شیرین است، امر کرد این نی را بـیرون آورند و از آن شکر ساختـند. و مردم از راه تبریک به یکدیگر شکر هدیه کردند، و در مهرگان نیز تکرار کردند، و هدیه دادن رسم شد.  سیزده بدر

در واقع آخرین روز از تعطیلات و مراسم نوروزی که در باور گذشتگان چون عدد سیزده خوش یمن نبوده است..در اولین سیزده سال مردم دست از کار کشیده و به دشت و صحرا میروند و در واقع نحسی سیزده را در بیرون از محیط زندگیشان از خود دور میکنند...مراسم گره زدن سبزه نیز با ذکر عبارت سال دیگه بچه بغل خونه شوهر ..توسط دختران دم بخت از دیگر مراسم این روز است
باورهای عامیانه
رفتارها و گفتارهای هنگام سال تحویل و روز نوروز، به باور عامیانه، می تواند اثری خوب یا بد برای تمام روزهای سال داشته باشد. برخی از این باورها را در کتابهای تاریخی نیز می یابـیم، و بسیاری دیگر باورهای شفاهی است، و در شمار فولکلور جامعـه است که در خانواده ها به ارث رسیده است :

-
کسی که در هنگام سال تحویل و روز نوروز لباس نو بـپوشد، تمام سال از کارش خرسند خواهد بود.

-
موقع سال تحویل از اندوه و غم فرار کنید، تا تمام سال غم و اندوه از شما دور باشد.

-
روز نوروز دوا نخورید بد یمن است.

-
هر کس در بامداد نوروز، پـیش از آنکه سخن گوید، شکر بچشد و با روغن زیتون تن خود را چرب کند، در همهً سال از بلاها سالم خواهد ماند.

-
هر کس بامداد نوروز، پـیش از آنکه سخن گوید، سه مرتبه عسل بچشد و سه پاره موم دود کند از هر دردی شفا یاید.

-
کسانی که مرده اند، سالی یکبار، هنگام نوروز، " فروهر " آنها به خانه بر می گردد. پس باید خانه را تمیز، چراغ را روشن و ( با سوزاندن کندر و عود ) بوی خوش کرد.
-
کسی که روز نوروز گریه کند، تا پایان سال اندوه او را رها نمی کند.

-
روز نوروز باید یک نفر " خوش قدم " اول وارد خانه شود. زنان خوش قدم نیستـند.

-
اگر قصد مسافرت دارید پـیش از سیزده سفر نکنید. روز چهاردهم سفر کردن خیر است.رفتم

-
روز سیزده کار کردن نحس است. پس همه بریم تفریح

لحظه ای که سال تحویل میشه ... تنها لحظه ایه که بی منت به من لبخند میزنی ... کاش هر ثانیه برای من سال تحویل باشه تا لبخند همیشه مهمون لبهای سرخت بمونه... نوروز بر تو شاد باد گلم


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://tanafosesobh.persianblog.ir/post/73
ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ تنفس صبححاجی فیروزحاجی فیروز گروهی بودند که از دوران ارباب نوکری . حرمسراداری و خواجه سرا نگه داری به وجود آمده بود ، به این خاطر که چون آزاد و یا رانده شده و یا تشکیلات اربابانشان بهم ریخته بی سر و سامان میشدند ، بناچار بخاطر بی موئی صورت و سیاهی چهره و نداشتن بعضی از مخرج های حروف مورد مسخره ی مردم قرار گرفته امر معاش میکردند ، تا لوطی دنبک زن های دوره گرد و مطرب های روحوضی به جذابیت و جلب قلوب و پول سازیشان پی برده ، اول لوطی ها و بعد مطرب ها که آموزششان داده به کار مسخرگیشان واداشتند و با از میان رفتن تدریجی شان خود ، با سیاه کردن چهره و پوشیدن لباس سرخ و برگرداندن زبان ، با نام سیاه و حاجی فیروز مقلدشان گشتند.لباس سرخ به خاطر نشاط بخشی و نام فیروز یکی از اسامی بعد از خریده شدنشان که صاحبانشان به خاطر شگون به رویشان میگذاشتند ، مانند: مبارک ، سعادت ، شربت ، بشیر ، زمرد  و الماس و یاقوت و امثال آن که یکی از آنها هم فیروز و حاجی فیروز بود . حاجی آن نیز که از همراهیشان با اربابانشان در سفر حج نصیبشان شده بود و بغیر آن و نرفتن مکه هم که در پیری به  پاداش خدمتگزاریشان تفویضشان شده بود.  حاجی فیروزها از روز دوم عید به گرد کوچه و بازار براه افتاده ، تا آخر روز سیزدهم نوروز نمایششان به آخر میرسید ، با اشعار زیر که همراه دنبک بصورت تک نفره جلوی افراد خوانده و رقصیده شاهی و صد دیناری میگرفتند:ارباب خودم سَرامُ بَریکم                      ارباب خودم سرتو بارا کنارباب خودم بزبز قندی                         ارباب خودم چرا نمیخندیارباب خودم سیا رو نیگا کن                  چسمات میبینه شکر خدا کنبالارو نبین چشی زیر پا کن                   خدا بهت داده یاد فقرا کنو به همچنین:ارباب خودم سرام و بریکم                   ارباب خودم سرتو بارا کن      نوروز اومده بوسی به لبیکم            وخت ماچ بوسه س ماچی به لپیکم   ارباب خودم بــــــــزبـــــــــز قندی               دنیا دو روزه چرا نمیخــــــــــــــــندیبگو چرا نمیرخصــــــــــــــــــــــــی                 بگو چرا نمیخنـــــــــــــــــــــدی؟

و با هر جمله ی شعر که با زدن به تنبک یا داریه (دایره) به سبکی نسیم و جنبش موج به جست و خیز و پیچ و خم و پس و پیش و دولا و راست شدن و کج و معوج نمودن اندام و چهره و عضلات خود برآمده حاضران را مسرور میساختند، تا کم کم نسل آنان نیز در عقب سیاه های واقعی رو به انقراض نهاده ، به تدریج که سیاه های بی مزه و بی مزه تر روی کار آمده ، همراه طول زمان عرض وجود که از پیش از عید وارد کار شده تا هفته بعد آن که به عوض کار اخاذی میکردند.


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://philter.persianblog.ir/post/12
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ فیلتر      New Year is a time for celebration of love, of life, of Friendship.
 It's the time to thank God for wonderful friends, and to bring to their lives as much magic as they bring to ours...So here's celebrating our Friendship and praying that its magic continues forever.
 Happy New Year


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://yademanbashad.persianblog.ir/post/62
ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ حرفی از حنس زمان به حول حالنای یا مقلب القلوبت که میرسم نفسی تازه میکنم... و به خاطر می آورم از نفس افتاد گانت را که در آرزوی بارشی مهربان بر کویر سینه هایشان به پنجره چشمها دخیل انتظار بسته اند.یا مقلب القلوب و الابصار آیا وقت آن نرسیده که به رویش جوانه های گندم بر چشمها و قلبهایمان جوانه هایی از نور برویانی؟؟؟یا مدبر اللیل والنهار آیا زمان آن فرا نرسیده که سیب سرخ عشقت را به کاسه آب زندگیمان بیفکنی؟؟؟یا محول الحول والاحوال دیر زمانی است که تنگ بلور صبرمان چشم انتظار ماهی قرمز وصل است.خدای برگهای سبز!!!

 حول حالنا الی احسن الحال!


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://dearfarzad.persianblog.ir/post/57
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ حکیم باشیسلام بر سال نو امروز هم یک نقطه سر خط دیگه ی زندگی ماست . نمی دونم وقتی که خدا روی دفتر زمان در آخر خط سال 86 نقطه می گذاره و برگ رو ورق می زنه شما کجائین . اما امیدوارم لحظه ای که توی صفحه ی جدید سال قلم رو روی کاغذ می بره با خوشحالی و شادکامی برای شما همراه باشه . امسال هم سر سفره ی هفت سین خواهم نشست و من اولین کلمات رو در ورق سفید سال نو اینگونه خواهم نوشت : پدر و مادر عزیزم سال نو مبارک  . می دانم که الان کنار من نشسته اید و با لبخند پاکتان برای من و خواهرم  بهترین ها را آرزو می کنید . من و خواهرم امروز باردیگر در زمان تحویل سال با خود عهد خواهیم بست که در زندگی به گونه ای رفتار کنیم که نام نیک تان تا همیشه جاودانه بماند . نمی دانید چقدر دلتنگ آغوشتان هستم .سالی که گذشت با همه ی خوبی ها و بدی ها ، با همه ی شادی ها و غمها و با همه ی تنهایی هایش گذشت و تجربه ی یک سال زندگی را برای من به همراه داشت .  خداوندا در این روز عزیز که مقارن با روز امامت ولی عصر (عج) است  مدد کن تا در روز پرواز ما نیز در جمع پرستوهای غافله ی عشق با شیم .به خاطر همه ی اون چیزایی سال قبل به ما مرحمت کردی از تو متشکریم ای داناتر از ما به ما ، همان کن که دانی و همان ده که خواهی حول حالنا الا احسن الحالبار خدایا دستانم را برای دستگیری از بیماران و حاجتمندان توانا ساز.  سلامتی جسم و جان را به همه خانواده و دوستانم ارزانی دار و در همه حال بزرگی و مهربانیت را از ما دریغ مکن . خدای بزرگم تو را به حرمت عشق قسمت می دهم تا ما را هر روز به خودت عاشق تر کنی و در این عشق بسوزانی . خدای بخشنده ی من آرزوهای ما هرگز رنگ سیری به خود نمی گیرد . قناعت را به ما ارزانی ده و خواسته های معقول همه ی ما را برآورده ساز. باشد که سال نو سالی پر از خیر و برکت برای همه ما باشد . آمین یا رب العالمین

 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجه


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://dnkh48.persianblog.ir/post/30
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتمآخرین روز از سال ...همه‌ی وسایلم دورم پخش‌ و پلاس، یه ور کتابای درسی ده قرن پیش(حتی کتاب فارسی کلاس اول دبستان)، یه ور دیگه رو پر کردم از دفترای بچگی، اون یکی جای خالی تو اتاق و پر کردم از مجله‌های بچگی، یه گوشه‌اما هنوز خالی(اگه چیزی پیدا کردم حتما میذارم اونجا)!مامان: جمع کن این وسایلتو،وسایلتو جمع میکنی یا بازدید خاطره...حرف مامان و قطع کردم و گفتم(امسالم گذشت و من یاد نگرفتم وسط حرف نپرم):خب دارم جمع می‌کنم دیگه...- فردا عید میشه اونوقت تو این وسط نشستی،انگار نه انگار عید!-خب چی کار کنم، مگه گناه؟ اصلا کی گفته عید حتما باید خونه تمیز باشه؟اگرم قراره کاری که موقع سال تحویل میکنم تا آخر سال همون کار و بکنم ترجیح میدم اینجا بشینم، هی خاطره‌ها رو مرورکنم!-انقد اینجا بشین،این دفتر کتابا رو نگاه کن که سیر شی!شاید سال بعد سیر شی از دیدنشون و واسه سال بعد جمعشون کنی؟-مامان...چی می‌گی...اصلا ولش کن،تو برو،فردا بیا ببین اینجا تمیزه،خوب شد؟-فردا؟فردا که عید؟اگرم نمیخوای الان جمعشون کنی بگو خودم بیام همه رو ...-مامان جون من،باشه،جمع میکنم،جمع میکنم، جمع میکنم،حالا منو ...-خب زود باش دیگه،بعدشم بیا کمک من کن... اونوسط نشستن، جایی که خیلی شلوغه، نمیدونم چرا، ولی بازم به من آرامش میداد...بازم نمیدونم چرا، ولی دوست دارم خودمو بزنم به کوچه‌ی علیچپ که انگار قرار نیست که اتفاقی بیفته...یه جورایی وقتی اونوسط بودم،فرصت داشتم دوباره نگاه کنم به امسال و این برام لذت بخش بود،با تمام تلخی‌ها و شیرینی هاش...با هر کدوم این دفترا،کتابا،اسباب بازی‌ها،نقاشی‌ها،کارت تبریکا، یاد خیلی چیزا می‌افتم و با تمام جزئیات اون صحنه‌ها رو مجسم میکنم...به کتابام که نگاه میکنم، میبینم هنوز خیلی‌ها رو نخوندم، تازه کلی کتاب دیگه هم هست...اما هنوز دارم به کتابایی فکر می‌کنم که از دوستم قرض گزفتم و الان یه سال تموم که ندیدمش که بهش بدم(هر چند اونم کلی از من کتاب گرفته،مخصوصا که از کتابا رو از کتابخونه‌ی بابام کش رفته بودم و بهش داده بودم)،الان که فکر میکنم چقدر روابط سخت شده...این روزا که امروز آخرین روزش، دوست دارم یه جا بشینم، زل بزنم به یه نقطه‌ و همش فکر کنم، چیزی که امسال خیلی بهتر از پارسال انجامش میدم...به نظر من این نگاه دوباره یعنی نوروز،از یه طرف دوباره به گذشته نگاه میکنی و از طرف دیگه دوباره نگاه میکنی، یه نگاه دوباره و جدید که قراره داشته باشی از این به بعد...

امسال نسبت به سال نو یه حس عجیب دارم،احساسی که هیچوقت نداشتم،یه چیزی بین اضطراب و شادی،چیزی تو همین وسطا که بیشتر شبیه به یه کماست...


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://majnoun110.persianblog.ir/post/169
ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ بهاردیباچه
انسان، از نخستین سال های زندگی اجتماعی، زمانی که از راه شکار و گردآوری خوراک های گیاهی روزگار می گذراند، متوجه بازگشت و تکرار برخی از رویدادهای طبـیعی، یعنی تکرار فصول شد.  زمان یخ بندان ها موسم شکوفه ها، هنگام جفت گیری پرندگان و چرندگان را از یکدیگر جدا کرد.  نیاز به محاسبه در دوران کشاورزی، یعنی نیاز به دانستن زمان کاشت و برداشت؛ فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را بوجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همهً جامعه ها، با گردش ماه که تغیـیـر آن آسانتر دیده می شد، صورت گرفت.  و بالاخره نارسایی ها و ناهماهنگی هایی که تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت.  سال در نزد ایرانیان همواره دارای فصل نبوده، زمانی شامل دو فصل : زمستان ده ماهه و تابستان دو ماهه بوده؛ و زمانی دیگر تابستان هفت ماه ( از فروردین تا آبان) و زمستان پنج ماه ( از آبان تا فروردین ) بوده، و سرانجام از زمانی نسبتاً کهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم گردیده است. گذشته از ایران: "سال و ماه سغدی ها، خوارزمی ها، سیستان ها در شرق و کاپادوکی ها و ارمنی ها در مغرب ایران، بدون کم و زیاد همان سال و ماه ایرانی است".
آغاز سال
مردم شناسان را عقیده بر این است که محاسبه آغاز سال، در میان قوم ها و گروه های کهن، از دوران کشاورزی، همراه با مرحله ای از کشت یا برداشت بوده و بدین جهت است که آغاز سال نو در بیشتر کشورها و آیـیـن ها در نخستین روزهای پائیز، یا زمستان و یا بهار می باشد.  آغاز سال ایرانیان، هر چند زمانی دستخوش تغیـیـر گردید ولی حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و الا نبـیـاء و ابوریحان بـیـرونی در آثار الباقیه گویند که آغاز سال ایرانی، از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم ) روز هرمز از ماه فروردین بود. وقتی که آفتاب در نصف النهار، در نقطهً اعتدال ربـیـعی بود، و طالع سرطان بود.  
پیدایش جشن نوروز
در ادبـیـات فارسی جشن نوروز را، مانند بسیاری دیگر از آیـیـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستین پادشاهان نسبت می دهند.  شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری، چون فردوسی ،منوچهری، عنصری، بـیـرونی، طبری، مسعـودی، مسکویه، گردیزی و بسیاری دیگر که منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبـیـات پـیـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاری جشن نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند، که تـنـها به چند نمونه و مورد اشاره می شود : 
جهان انجمن شد بر تخت اوی               از آن بر شده فره بخت اویبه جمشید بر گوهر افشاندند               مر آن روز را روز نو خواندندسر سال نو هرمز فرودین                     بر آسوده از رنج تن، دل ز کینبه نوروز نو شاه گیتی فروز                   بر آن تخت بنشست فیروزروزبزرگان به شادی بیاراستند                   می و رود و رامشگران خواستند محمد بن جریر طبری نوروز را سر آغاز دادگری جمشید دانسته :    جمشید علما را فرمود که آن روز که من بـنـشـسـتم به مظالم، شما نزد می باشید تا هر چه در او داد و عدل باشد بنمایـیـد، تا من آن کنم.  و آن روز که به مظالم نشـسـت روز هرمز بود از ماه فروردین. پس آن روز رسم کردند.     ابوریحان بـیـرونی پرواز کردن جمشید را آغاز جشن نوروز می داند : چون جمشید برای خود گردونه بساخت، در این روز بر آن سوار شد، و جن و شیاطین او را در هوا حمل کردند و به یک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم برای دیـدن این امر به شگفت شدند و این روز را عید گرفته و برای یادبود آن روز تاب می نـشـیـنـند و تاب می خورند.   به نوشته گردیزی، جمشید جشن نوروز را به شکرانهً این که خداوند " گرما و سرما و بیماری و مرگ را از مردمان گرفت و سیصد سال بر این جمله بود " برگزار کرد و هم در این روز بود که " جمشید بر گوساله ای نشست و به سوی جنوب رفت به حرب دیوان و سیاهان و با ایشان حرب کرد و همه را مقهور کرد. "  و سرانجام خیام می نویسد که جمشید به مناسبت باز آمدن خورشید به برج حمل، نوروز را جشن گرفت : سبب نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب را دو دور بود، یکی آنکه هر سیصد و شصت و پنج شبان روز به اول دقیقه حمل باز آمد و به همان روز که رفته بود بدین دقیقه نتواند از آمدن، چه هر سال از مدت همی کم شود؛ و چون جمشید، آن روز دریافت ( آن را ) نوروز نام نهاد و جشن و آیـیـن آورد و پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان بدو اقتدا کردند.    در خور یادآوری است که جشن نوروز پـیـش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز، با آنکه جشن را به جمشید منسوب می کند، یاد آور     می شود که، " آن روز را که روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پـیـش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود " .   گذشته از ایران، در آسیای صغیر و یونان، برگزاری جشن ها و آیـیـن هایی را در آغاز بهار سراغ داریم.  در منطقهً لیدی و فری ژی، براساس اسطوره های کهن، به افتخار سی بل، الههً باروری و معروف به مادر خدایان، و الههً آتیس جشنی در هنگام رسیدن خورشید به برج حمل و هنگام اعتدال بهاری، برگزار می شد. مورخان از برگزاری آن در زمان اگـُوست شاه در تمامی سرزمین فری ژی و یونان و لیدی  و آناتولی خبر می دهند. به ویژه از جشن و شادی بزرگ در سه روز 25 تا 28 مارس ( 4 تا 7 فروردین ) .  صدرالدین عینی دربارهً برگزاری جشن نوروز در تاجیکستان و بخارا ( ازبکستان ) می نویسد: ... به سبب اول بهار، در وقت به حرکت در آمدن تمام رستـنی ها، راست آمدن این عید، طبـیـعت انسان هم به حرکت می آید. از این جاست که تاجیکان می گویند : " حمل، همه چیز در عمل ". در حقیقت این عید به حرکت آمدن کشت های غله، دانه و سر شدن ( آغاز ) کشت و کار و دیگر حاصلات زمینی است که انسان را سیر کرده و سبب بقای حیات او می شود.  وی در جای دیگر می گوید :   در بخارا " نوروز " را عید ملی عموم فارسی زبانان است، بسیار حرمت می کردند. حتی ملای دینی به این عید که پیش از اسلامیت، عادت ملی بوده، بعد از مسلمان شدن هم مردم این عید را ترک نکرده بودند، رنگ دینی اسلامی داده، از وی فایده می بردند. از آیت های قرآن هفت سلام نوشته به " غولونگ آب " که خوردن وی در نوروز از عادت های ملی بیـش تره بوده، تر کرده می خوردند. ولی برگزاری شکوهمند و باورمند و همگانی این جشن در دستگاه های حکومتی و سازمان های دولتی و غیر دولتی و در بیـن همهً قشرها و گروه های اجتماعی، بی گمان، از ویژگی های ایران زمین است، که با وجود جنگ و ستیزها، شکست ها و دگرگونی های سیاسی، اجتماعی، اعتقادی، علمی و فنی، از روزگاران کهن پا بر جا مانده، و افزون بر آن به جامعه ها و فرهنگ های دیگر نیز راه یافته است؛ و در مقام مقایسه، امروز جامعـه و کشوری را با جشن و آیـیـن چندین روزه ای، که چنین همگانی و مورد احترام و باور خاص و عام، فقیر و غنی، کوچک و بزرگ و بالاخره شهری و روستایـی و عشایـری باشد، سراغ نداریم.    روزها یا ماه جشن نوروز
مدت برگزاری جشن هایی چون مهرگان، یلدا، سده و بسیاری دیگر، معـمولا یک روز ( یا یک شب ) بـیشتر نیست.  ولی جشن نوروز، که درباره اش اصطلاح " جشن ها و آیـیـن های نوروزی " گویاتر است، دست کم یک یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را، پس از جمشید یک ماه می نویسد :   
 چون جم درگذشت، پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند : 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف ،5 روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزیگران.   کمپفر در سفرنامهً خود آورده که، در زمان شاه سلیمان صفوی، مهمانی ها، تفریح و جشن های نوروز در میدان های عمومی تا سه هفته طول می کشید. "درو ویل" مدت تعطیلی جشن نوروز را در زمان فتحعلیشاه دو هفته می نویسد.  ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست کم از پنجه و " چهارشنبه آخر سال " آغاز و در " سیزده بدر " پایان می پذیرد.  رسم ها و آیـیـن های نوروزی که از روزگاران کهن برگزاری آن ها از نسلی به نسل بعد به ارث رسیده، به ناگزیر با دگرگونی شیوه های زندگی، تکنولوژی های صنعتی و ماشینی، سازمان های اداری، شغـل ها، قانون ها، وسایـل ارتباط جمعی جدیـد - چنان که خواهیم دید - بدون آنکه هویـت خود را از دست بدهد، تحول یافته است.   از آداب و رسم های کهن پـیـش از نوروز، بایستی از پنجه ( خمسه مسترقه )، چهارشنبه سوری و خانه تکانی یاد کرد.   پنجه ( خمسه مسترقه )
بنابر سال نمای کهن ایران، هر یک از دوازده ماه سال سی روز است و پنج روز باقی ماندهً سال را پنجه، پنجک، خمسه مسترقه، پیتک( در زبان و تقویم مازندرانی ) یا بهیزک ( در روز شمار زردشتیان ) گویند. ابوریحان دربارهً پنجه می نویسد :
  ... هر یک از ماه های فارسی سی روز است و از آن جا که سال حقیقی سیصد و شصت و پنج روز است، پارسیان پنج روز دیگر سال را " پنجی " و " اندرگاه " گویند. سپس این نام تعریب شده و " اندرجاه " گفته شد و نیز این پنج روز دیگر را روزهای مسترقه نامند، زیرا که در شمار هیچ یک از ماه ها حساب نمی شود ....   این پنج روز را که همزمان با یکی از شش " گهنبار " است، جشن می گرفـتـند. مراسم پنجه تا سال 1304، که تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یک روز قرار داد، برگزار می شد.   برگزاری جشن خمسه در بین همهً قشرهای اجتماعی رواج داشت. به طوری که در 1311 هجری قمری مردی نیک اندیش در هزینه کردن درآمد موقوفهً خود، در استرک کاشان، سفارش می کند که : " ... بقیه منافع وقف را هر ساله برنج ابتیاع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالی استرک وضیع و شریف ذکور و اناث، صغیر و کبـیر بالسویه برسانند ".   در گاهشماری تبری، که نوروز در مرداد ماه برگزار می شد، مراسم پنجه، در دورهً صفویه، همزمان با جشن و روز آب پاشان بود :   ... و حضرت اعلی شاهی ظل اللهی، به دستور ولایت بهشت آسای مازندران کامیاب دولت بودند، و چون فصل نشاط افزای بهاری سپری گشته، هوای آن دیار رو به گرمی نهاد، ارادهً تماشای جشن و سرور پنجه که معتاد مردم گیلان است از خاطر خطیر سر زد.  رسم مردم گیلان است که در ایام خمسه مسترقه هر سال که به حساب اهل تنجیم آن ملک، بعد از انقضای سه ماه بهار قرار داده اند، و در میانه اهل عجم روز آب پاشان است؛ بزرگ و کوچک و مذکر و موًنث به کنار دریا آمده، پنج روز به سور و سرور می پردازند و همگی از لباس تکلیف عریان گشته، هر جماعت با اهل خود به آب درآمده، با یکدیگر آب بازی کرده، و بدین طرب و خرمی می گذرانند و الحق تماشای غریبی است.    میر نوروزی
از جمله آیـیـن های این جشن پنج روزه، که در شمار روزهای سال  و ماه و کار نبود، برای شوخی و سرگرمی، حاکم و امیری انتخاب می کردند که رفتار و دستورهایش خنده آور بود، و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می کرد. ابوریحان از مردی کوسه یاد می کند که با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور، در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می کرد و چیزی می گرفت.  و هم اوست که حافظ به عنوان "میر نوروزی" دوران حکومتش را " بیش از پنج روز " نمی داند.  
مسعـودی در این باره می نویسد : ... پنج روز آخر آن فروردگان است، که روز اول آن در عراق و ایران کوسه ای بر استر خود سوار شود ( و این جز در عراق و دیار عجم رسم نیست و اهل شام و جزیره و مصر و یمن آن را ندانند )، و تا چند روز جوز و سیر و گوشت چاق و دیگر غذاهای گرم و نوشیدنی های گرمازا و سرمابر به او بخورانند و بنوشانند و چنان وانمود کند که سرما را بـیرون می کند و آب سرد بر او ریزد و احساس رنج نکند، و به فارسی بانگ زند: " گرما، گرما" و این هنگام عید عجمیان است که در اثـنای آن طرب کنند و شاد باشند.  از برگزاری رسم میرنوروزی، تا 73 سال پیش، آگاهی داریم؛ علامه محمد قزوینی در پژوهشی ارزشمند دربارهً میرنوروزی - که مانند همه پژوهش های آن علامهً فقید ادبی و فرهنگی می باشد - شرحی آورده است، که خود می تواند پژوهش مردم نگاری باشد و دریغم آمد که به اشاره بسنده شود.  .... یکی از دوستان موثـق نگارنده، از اطبای مشهور، که سابق در خراسان مقیم بوده اند، در جواب استفسار من از ایشان در این موضوع، مکتوب ذیل را به اینجانب مرقوم داشته اند که عیناً درج می شود : " در بهار 1302 هجری شمسی برای معـالجه بیماری به بجنورد رفته بودم. از اول فروردین تا چهاردهم فروردین در آنجا بودم، در دهم فروردین دیدم جماعت کثیری، سواره و پـیاده می گذرند، که یکی از آنها با لباس فاخر، بر اسب رشیدی نشسته، چتری بر سر افراشته بود.  جماعتی هم سواره در جلو و عقب او روان بودند. یکدسته هم پـیاده به عنوان شاطر و فراش که بعضی چوبی در دست داشتند، در رکاب او یعـنی پیشاپـیش و در جنبـین و در عقب او روان بودند، چند نفر هم چوب های بلند در دست داشتـند که بر سر هر چوبی سر حیوانی از قبـیل گاو یا گوسفند بود، یعـنی استخوان جمجمه حیوانی، و این رمز از آن بود که امیر از جنگی فاتحانه برگشته و سرهای دشمنان را با خود می آورد. دنبال این جماعت، انبوه کثیری از مردم متفرقه، بزرگ و خرد، روان بودند و هیاهوی بسیار داشتـند. تحقیق کردم، گفتند که در نوروز یک نفر امیر می شود، که تا سیزده عید، امیر و حکمفرمای شهر است، به اعیان و اعزه شهر حوالهً نقد و جنس می دهد، که همه کم یا زیاد تقدیم می کنند. به این طریق که مثلا حکمی می نویسد برای فلان متعـین : - که شما باید صد هزار تومان تسلیم صندوق خانه کنید، البته مفهوم این است که صد تومان باید بدهید. البته این صد تومان را کم و زیاد می کردند، ولی در هر حال چیزی گفته می شد، غالب اعیان به رغبت و رضا چیزی می دادند. زیرا، جزو عادات عید نوروز به فال نیک می گرفتـند. از جمله به ایلخانی هم مبلغی حواله می دادند که می پرداخت. بعد از تمام شدن سیزده عید دورهً امارت او به سر می آید، و گویا در یک خاندان این شغـل ارثی بود ".     بی گمان امروز، کسانی را که در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمزرنگ و صورت سیاه شده در کوچه و گذر و خیابان می بیـنیم که با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می کنند و پولی می گیرند، بازماندهً شوخی ها و سرگرمی های انتخاب " میر نوروزی " و " حاکم پنج روزه " است که تـنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند، نه در وقت و جشنی دیگر؛ و آنان خود در شعرهایی که می خوانند، می گویند : حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه .   روزهای مردگان و پنجشنبه آخر سال
یکی از آیـین های کهن پـیش از نوروز یاد کردن از مردگان است که به این مناسبت به گورستان می روند و خوراک می برند و به دیگران می دهند. زردشـتیان معـتـقدند که : " روان و فروهر مردگان، هیچ گاه کسی را که بوی تعلق داشت فراموش نمی کند و هر سال هنگام جشن فروردین به خانه و کاشانه خود برمی گردند ". 
در روزهای پنجه، از جمله رسم ها، تهیه کردن غذا، آیـینی مذهبی بوده، ابوریحان می نویسد:  ... و گبرکان در این پنج روز خورش و شراب نهند، روان های مردگان را و همی گویند، که جان مرده بیاید و آن غذا گیرد. غذا پختن و بر مزار مردگان بردن در قرن چهارم رسم بوده است؛ از خوارزم تا فارس : خوارزمیان پنج روز آخر اسفند و پنج روز دیگری که در پی آن است و ملحق به این ماه مانند اهالی فارس، در روزهای فروردگان برای ارواح مردگان در گورستان غذا می گذارند.  یکی از صورت های برجا ماندهً این رسم، در شهر و روستا، به گورستان رفتن " پنجشنبه آخر سال " است، به ویژه خانواده هایی که در طول سال عضوی را از دست داده اند. رفتن به زیارتگاه ها و " زیارت اهل قبور "، در پنجشنبه - و نیز، روز پـیش از نوروز و بامداد نخستین روز سال - رسمی عام است. در این روز، خانواده ها خوراک ( پلو خورش )، نان، حلوا و خرما بر مزار نزدیکان می گذارند و بر مزار تازه گذشتگان شمع، یا چراغ روشن می کنند.  در برخی از شهرهای ایران، روز پیش از عید، خانواده های عزادار، از خویشان و نزدیکان با غذا و حلوا پذیرایی می کنند و در سر مزار جمع می شوند. و نیز رسم است که ایرانیان شیعه، در موقع سال تحویل، به زیارت قبر امامان و امامزادگان میروند.   خانه تکانی
اصطلاح " خانه تکانی " را بیشتر در مورد شستن، تمیز کردن، نو خریدن، تعمیر کردن ابزارها، فرش ها، لباس ها، به مناسبت فرا رسیدن نوروز، به کار می برند. در این خانه تکانی، که سه تا چهار هفته طول می کشد، بایستی تمامی ابزارها و وسیله هایی که در خانه است، جا به جا، تمیز، تعـمیر و معاینه شده و دوباره به جای خود قرار گیرد. برخی از ابزارهای سنگین وزن، یا فرش ها، تابلو ها، پرده ها و وسیله های دیگر، فقط سالی یک بار، آن هم در خانه تکانی نوروزی، جا به جا و تمیز می شود.  در برخی از شهرهای آذربایجان نخستین چهارشنبهً ماه اسفند ( چهارشنبه موله) به شستن و تمیز کردن فرش های خانه اختصاص دارد. 
خانه تکانی امسال، در خانه تکانی شهر نیز سرایت کرد :  مسئـول خدمات شهری شهرداری تهران در مصاحبه ای گفت : از آن جا که ایرانی ها براساس یک سنت حسنه همه ساله در واپسین روزهای سال اقدام به نظافت و پاکیزه گی منازل خود می کنند، شهرداری تهران نیز برای دستیابی به شهری پاکیزه و تمیز همگام و همراه با مردم، نسبت به لکه گیری گذرگاه ها و جمع آوری نخاله ها و ضایعات شهری در مناطق بیست گانه شهرداری تهران اقدام می کند.   کاشتن سبزه
اسفند ماه، ماه پایانی زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن " سبزه عید " به صورت نمادین و شگون، از روزگاران کهن، در همهً     خانه ها و در بین همهً خانواده ها مرسوم است. 
در ایران کهن، " بـیست و پنج روز پیش از نوروز، در میدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا می شد، بر ستونی گندم، برستونی جو و به ترتیب، برنج، باقلا، کاجیله ( گیاهی است از تیرهً مرکبان، که ساقه آن به 50 سانـتی متر است )، ارزن، ذرت، لوبـیا، نخود، کنجد، عدس و ماش میکاشتـند؛ و در ششمین روز فروردین، با سرود و ترنم و شادی، این سبزه ها را می کندند و برای فرخندگی به هر سو می پراکندند ".  و ابوریحان نقـل می کند که : " این رسم در ایرانیان پایدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت اسطوانه بکارند و از رویـیدن این غلات، به خوبی و بدی زراعت و حاصل سالیانه حدس بزنند ".   امروز، در همهً خانه ها رسم است که ده روز یا دو هفته پیش از نوروز، در ظرف های کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هایی چون گندم، عدس، ماش و ... می کارند.  موقع سال تحویل و روی سفره "هفت سین " بایستی سبزه بگذارند. در برخی از شهرهای آذربایجان، سومین چهارشنبه به خیس کردن و کاشتن گندم و عدس برای سبزه های نوروزی اختصاص دارد.  این سبزه ها را در خانواده ها تا روز سیزده نگه داشته، و در این روز زمانی که برای " سیزده بدر " از خانه بـیرون می روند، در آب روان می اندازند.  سفره هفت سین
رسم و باوری کهن است که همهً اعضای خانواده در موقع سال تحویل ( لحظهً ورود خورشید به برج حمل ) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سین گرد آیند.  در سفره سفید رنگ هفت سین، از جمله، هفت رویـیدنی خوراکی است که با حرف " س " آغاز می شود، و نماد و شگونی بر فراوانی رویـیدنی ها و فراورده های کشاورزی است - چون سیب، سبزه، سنجد، سماق، سیر، سرکه، سمنو و مانند این ها- می گذارند. افزون بر آن آینه، شمع، ظرفی شیر، ظرفی آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغی روی آینه، ماهی قرمز، نان، سبزی، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب دینی ( مسلمانان قرآن و زردشتیان اوستا و ... ) نیز زینت بخش سفرهً هفت سین است. این سفره در بیشتر خانه ها تا روز سیزده گسترده است.  
در برخی از نوشته ها از سفره هفت شین (هفت رویـیدنی که با حرف شین آغاز می شود) سخن رفته و آن را رسمی کهن تر دانسته اند.  در ریشه یابی واژهً هفت سین نظرهای دیگری چون هفت چین ( هفت رویـیدنی از کشتزار چیده شده ) و هفت سینی از فراورده های کشاورزی نیز بیان شده است.  پراکندگی نظرها ممکن است به این سبب باشد که در کتاب های تاریخی و ادبی کهن اشاره ای به هفت سین نشده و از دورهً قاجاریه است که درباره باورها و رفتارها و رسم های عامیانهً مردم تحقیق و بحث و اظهار نظر آغاز شده است. نمی دانیم که آیا پیش از قاآنی هم شاعری هفت سین را در شعر خود آورده است؟        سین ساغر بس بود ما را در این نوروز روز             گو نباشد هفت سین رندان دُرد آشام رامیرزاده عشقی نیز در " نوروزی نامه " در اسلامبول در مسمطی برای آگاهی مردم آن دیار سروده :  همه ایرانیان نوروز را از یاد بود کی بپا سازند از مازندران تا شوش و ملک ریبساط هفت سین چینند و بنشینند دور ویپوشیدن لباس نو
پوشیدن لباس نو در آیـین های نوروزی، رسمی همگانی است. تهیه لباس، برای سال تحویل، فقیر و غنی را به خود مشغـول می دارد. در جامعه سنتی توجه به تهیدستان و زیردستان برای تهیه لباس نوروزی - به ویژه برای کودکان - رسمی در حد الزام بود. خلعـت دادن پادشاهان و امیران در جشن نوروز، برای نو پوشاندن کارگزاران و زیر دستان بود. ابوریحان بـیرونی می نویسد : " رسم ملوک خراسان این است که در این موسم به سپاهیان خود لباس بهاری و تابستانی می دهند ". مورخان و شاعران از خلعـت بخشیدن های نوروزی فراوان یاد کرده اند. و برای این باور است که در وقف نامهً حاجی شفیع ابریشمی زنجانی آمده است :هر سال شب های عید نوروز پنجاه دست لباس دخترانه و پنجاه دست لباس پسرانه، همراه کفش و جوراب از عواید موقوفه تهیه و به اطفال یتیم تحویل شود.  
سفرنامه نویسان دوره صفویه و قاجاریه، در شرح و وصف جشن های نوروزی، از لباس های فاخر مردم فراوان یاد کرده اند. خرید لباس نو و برخی وسیله های فرسوده ای که به مناسبت نوروز نیاز به " نو " ساختن دارد، رقم عمدهً هزینه های فصلی - و گاه سالانه - خانواده ها را تشکیل میدهد.  بسیاری از خانواده ها که در سوگ یکی از نزدیکان لباس سیاه پوشیده اند، به مناسبت نوروز، به ویژه هنگام سال تحویل، لباسی دیگر میـپوشند. کسانی که به هر علت لباس نو ندارند، می کوشند هر قدر هم اندک - جوراب، پیراهن - در هنگام سال تحویل، نو بـپوشند.  در گذشته که فروشگاه ها و بازارهای فروش لباس دوخته نبود و مردم دوختن لباس خود را به خیاط ها سفارش می دادند، نوبت های دوخت و کار شبانه روزی خیاطان یکی از دشواری های خانواده ها بود.  اگر در روزهای پیش از نوروز، در خانواده ها، محله ها، مدرسه ها و سازمان های نیکوکاری رسم است که برای کودکان نیازمند لباس تهیه کنند، این کار نیک پیش از آنکه برای کمک و همراهی باشد، برای لباس نو پوشاندن به کودکان در جشن نوروز است.   این باور کهن را در نوشته ها، توصیه ها و توصیف های نوروزی، همواره می بـینیم که : از طبـیعت پـیروی کنیم، از درختان یاد بگیریم و با آمدن بهار، لباس نو بـپوشیم، که شگون شادمانی و آرامش است.   خوراک های نوروزی
در کتاب ها و سند های تاریخی و ادبی کهن، به ندرت از خوراکی هایی که ویژه جشن نوروز (یا جشن های دیگر) باشد سخن رفته است. نویسندگان و مورخان بحث از " خوردنی " ها را، شاید، پـیش پا افتاده، نازیبا و یا بدیهی می دانستند. در کتاب های قرن چهارم به بعـد، شرح و وصف های دقیق، به شعر و نثر، دربارهً نوروز و مهرگان و جشن ها و آیـین های دیگر کم نیست، ولی از نوع و ویژگی خوراک های جشن ها، نه در دستگاه پادشاهان و امیران و نه در خانه های عامهً مردم، سخنی نرفته است. 
در مقاله ها و پژوهش هایی که در این هفتاد و پنج ساله اخیر درباره نوروز نوشته شده، افزون بر خوردنی های سفره هفت سین، گاه از غذاهای ویژه شب پیش از نوروز، و شب اول سال، در خانواده های سنتی شهرها و منطقه های مختلف یاد شده است. خوراکی هایی که با ویژگی های اقلیمی و نوع فراورده های هر منطقه هماهنگی داشت، و در عین حال بهترین و کمیاب ترین غذای منطقه بود؛ و همه قشرهای اجتماعی - فقیران نیز - میکوشند که در این روزها، برای فراهم آوردن غذای بهتر، گشاده دستی کنند و به گفتهً ابوریحان:"این عیدها، یکی از اسبابی است که تنگی روزی فقیران را به زندگی فراخ مبدل می سازد ".  امروز در تهران و برخی شهرهای مرکزی ایران، سبزی پلو ماهی خوردن در شب نوروز و رشته پلو در روز نوروز رسم است، و شاید بتوان گفت که غذای خاص نوروز در این منطقه است. " پلو " در شهرهای مرکزی و کویری ایران ( می توان گفت غیر از گیلان و مازندران در همهً شهرهای ایران ) تا چندی پـیش غذای جشن ها، غذای مهمانی و نشانه رفاه و ثروتمندی بود. و این " بهترین " غذا، خوراک خاص همهً مردم - فقیر و غنی - در شب نوروز بود. اگر نیک مردی در صد و پنج سال پـیش در استرک کاشان، ملکی را وقف می کند که از درآمد آن " همه ساله برنج ابتیاع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالی استرک، وضیع و شریف، ذکور و اناث، صغیر و کبـیر، بالسویه برسانند "، بی گمان به این نیت بوده، که در شب نوروز  سفرهً هیچ کس بی " پلو " نباشد.  با پـیدایش و گسترش رسانه های گروهی صنعتی امروز چون روزنامه ها، رادیو و تلویزیون، و وجود برنامه های گونه گون در معرفی جشن ها و آیـین های کهن، نوعی یکنواختی در فراهم آوردن وسیله ها و برگزاری مراسم، در همهً شهرها و استان ها به وجود آمده است. بی گمان تبلیغات مؤسسه های تولید کننده کالاها نیز عاملی  موثر در این یکنواختی هاست.   دید و بازدید نوروزی، یا عید دیدنی
از جمله آیـین های نوروزی، دید و بازدید، یا " عید دیدنی " است. رسم است که روز نوروز، نخست به دیدن بزرگان فامیل، طایفه و شخصیت های علمی و اجتماعی و منزلتی می روند. در بسیاری از این عید دیدنی ها، همه کسان خانواده شرکت دارند. کتاب های تاریخی و ادبی، تـنها از عید دیدنی های رسمی دربارها و امیران و رئـیسان خبر می دهند. رسمی که هنوز هم خبرگزاری ها و رسانه ها، به آن بسنده می کنند. " دیدن" های نوروزی که ناگزیر " بازدید " ها را دنبال دارد، و همراه با دست بوسی و روبوسی است، در روزهای نخست فروردین، که تعطیل رسمی است، و گاه تا سیزده فروردین ( و می گویند تا آخر فروردین ) بـین خویشاوندان و دوستان و آشنایان دور و نزدیک، ادامه دارد.  رفت و آمد گروهی خانواده ها، در کوی و محله - به ویژه در شهرهای کوچک - هنوز از میان نرفته است.  این دید و بازدیدها، تا پاسی از شب گذشته، به ویژه برای کسانی که نمی توانند کار روزانه را تعـطیل کنند، ادامه دارد. 
تا زمانی که "مسافرت های نوروزی" رسم نشده بود، در شهرها و محله هایی که آشنایی های شغـلی و همسایگی و " روابط چهره به چهره " جایی داشت، دید و بازدید های نوروزی، وظیفه ای بـیش و کم الزامی به شمار می رفت. و چه بسا آشنایانی بودند - و هستـند - که فقط سالی یک بار، آن هم در دید و بازدید های نوروزی، به خانهً یکدیگر می روند. به یاد دارم که در کرمان، در بـین زردشتیان، هنگامی که کسی از دوست و آشنایش گله می کرد که چرا بدیدنش نمی آید، این جمله می گفت : " اگر با هم قهر هم بودیم، دست کم سالی یک بار به خانهً هم می آمدیم " و چه بسیار کدورت ها و رنجشن های خانوادگی و خویشاوندی که به یـُمن دید و بازدید های نوروزی برطرف شده و می شود.  گسترش شهرها، ازدیاد جمعـیت، پراکندگی خانواده های سنتی، محدودیت های شغلی و نیز فرهنگ آپارتمان نشینی، از عامل هایی است که دید و بازدید های نوروزی را کاهش داد.  و بر اثر این دشواری ها و محدودیت های زمانی، بسیاری از خانواده هایی هم که به مسافرت نمی روند، برای دید و بازدیدهای نوروزی، از پـیش زمانی را معـین می کنند.  کتاب تذکره صفویه کرمان که گزارشی از رویدادهای سال های 1063 تا 1104 است، " شرح  وقایع " هر سال را، با این که محاسبهً ماه و سال بر اساس تقویم قمری است، از برگزاری جشن ها، رسم ها، و آیـین های نوروزی، در دستگاه حکومتی آغاز می کند، از جمله :   حاکم و وزیر و آصف حمیده سیر، در نوروز آن سال (1080 قمری) که مصادف با 15 شوال بود، در باغ نظر به عیش و خرمی گذرانده، علما و صلحا  وشعرا را به صلات گرانمایه خرسند گردانید (...) و دستار خواهان گسترده، اقسام طعام نزد خاص و عام کشید. روز دیگر به دیدن اعزه ولایت رفته، دو سه روز هم چنین دیدن مردم می نمودند، و بعد از آن هر روزه به ازاء ضیافت نوروزی، هنگامه تیر اندازی گرم بود.   تماشای " جنگ گاو و قوچ " نیز در این دوره از آیـین های نوروزی بود :     روز نوروز سال 1101 که در 7 جمادی الثانی واقع بود، طرف عصر وزیر به اتفاق ( ... ) در صحرای موًیدی     ( در  قسمت شمال شهر فعلی کرمان ) جنگ گاو و قوچ طرح انداخته، بعد از آن اسب دوانی  کرده، از حضور دوستان جنانی خرمی، و به مقـتـضای وقت کامرانی می نمودند.   نوروز اول
در دید و بازدیدهای نوروزی رسم است که نخست به خانهً کسانی بروند که " نوروز اول " در گذشت عضوی از آن خانواده است. خانواده های سوگوار افزون بر سومین، هفتمین و چهلمین روز، که بیشتر در مسجد برگزار می شود، نخستین نوروز که ممکن است بیش از یازده ماه از مرگ متوفا بگذرد، در خانه می نشـینند. و در این روز است که خانواده های خویشاوند لباس سیاه را از تن سوگواران در می آورند. جلسه های " نوروز اول " که جنبهً نمادین دارد، در عین حال از فضای دید و بازدیدهای نوروزی برخوردار است. و دیدارکنند گان، در نوروز اول، به خانواده سوگوار تسلیت نمی گویند، بلکه برای آنان " آرزوی شادمانی " می کنند، تا در آغاز سال نو فال بد نزنند. رسم نوروز اول بـیشتر در شهرهایی برگزار میشود که آخرین روز اسفند را به عنوان یاد بود درگذ شتگان سال سوگواری نکنند.   
هدیه نوروزی، یا عیدی
هدیه و عیدی دادن به مناسبت نوروز رسمی کهن است، کتابهای تاریخی از پـیشکش ها و بخشش های نوروزی - پـیش از اسلام و بعد از اسلام - خبر می دهند، از رعـیت به پادشاهان  حکمرانان، از پادشاهان و حکمرانان به وزیران، دبـیران، کارگزاران و شاعران، از بزرگتران خاندان به کوچکتران، به ویژه کودکان.   
رسم هدیه دادن نوروزی را، ابوریحان بیرونی از گفته آذرباد، موبد بغـداد چنین آورده :   نیشکر در ایران، روز نوروز یافت شد، پـیش از آن کسی آن را نمی شناخت. جمشید روزی نی ای دید که از آن کمی به بیرون تراوش کرده، چون دید شیرین است، امر کرد این نی را بـیرون آورند و از آن شکر ساختـند. و مردم از راه تبریک به یکدیگر شکر هدیه کردند، و در مهرگان نیز تکرار کردند، و هدیه دادن رسم شد.   پـیشکشی رعیت ( تاجر، صنعتگر، کشاورز) و حاکمان ولایت، به پادشاهان و خلفا، در واقع بخشی از باج و خراج و مالیات سالانه بود که - گفته یا نگفته - به آن متعـهد بودند. و " خزانه " کشور از آن آبادان بود. ابوریحان بـیرونی می نویسد :   پادشاهان ساسانی آنچه را که پنج روز عید ( به ترتیب؛ اعیان، دهقانان، سپاهیان، خاصان و خادمان ) هدیه آورده بودند، روز ششم امر به احضار می کرد و هر چه قابل خزانه بود نگه می داشت، و آنچه می خواست به اهل انس و اشخاص که سزاوار خلوتـند می بخشـید.   کمپر، سیاح دوره صفوی، از هدیه های حاکمان و ثروتمندان محلی، که برای شاه سلیمان می آوردند، به عنوان " سومین رقم بودجه دربار " یاد می کند. تاورنیه هدیهً یکی از حاکمان را به پادشاه " ده هزار اشرافی " ذکر کرده، و شاردن هدیه های به پادشاه را حدود 2 میلیون فرانک تخمین میزند.  " درو ویل " می نویسد :    این هدیه های نوروزی علاوه بر طلا، جواهر و سکه های زر، عبارت از اسب های اصیل، جنگ افزار، پارچه های گران بها و شال های کشمیر و پوست های ممتاز و قـند و قهوه و چای و مربا است.  در کتابهای تاریخی و ادبی، بـیش از همه از هدیه پادشاهان به شاعران سخن رفته، هدیه ای که، بنا بر رسم، برای سرودن قصیده ها و مدیحه های نوروزی داده می شد. هدیه به شاعران در جشن نوروز که انگیزه و وسیله ای برای سرودن شعر و مدیحه بود، در واقع نوعی حقوق ماهانه و سالانه شاعر به شمار می رفت. از جمله بیهقی می نویسد :   روز پنج شنبه هجدهم ماه جمادی الاخری، امیر ( سلطان مسعـود ) به جشن نوروز به نشست، و هدیه ها بسیار آورده بودند، و تکلیف بسیار رفت و شعر شنود از شاعران که شادکام بود، در این روزگار زمستان و فارغ دل، و فترتی نیفتاد و خلعت فرمود، و مطربان را نیز فرمود، و مسعـودی شاعر را شفاعت کردند، سیصد دینار فرمود.   این بخشش ها گاه به اندازه ای بود که می توانست شاعری را توانگر سازد :  گویند روز نوروزی، جهت خالدبن برمک وزیر، کاسه ها از زر و نقره هدیه آورده بودند. یکی از شاعران عرب در این باره شعری سرود و به این موضوع اشاره کرد. خالد هر چه در آن مجلس اوانی زر و نقره بود به آن شاعر بخشید. چون اعتبار کردند، مالی عظیم بود و شاعر از آن توانگر شد.  رسم و ضابطه پـیشکش های سنگین بها به پادشاهان و حاکمان تا دوره مشروطیت رایج بود. برقراری مالیات ها و الزام به پرداخت های منظم و حساب شده، پـیشکش های باج و خراج گونه را به مقدار زیادی از اعتبار انداخت. ولی دادن عیدی و هدیه به ویژه از طرف مقام بالا تر ( منزلتی، اقتصادی و سنی ) از رسم ها و آیـین های دیرین فرهنگ ماست. امروز رسم عیدی دادن به جوانان و کودکان در خانواده، به کسان کم درآمد و خدمتگزاران در محیط کار، به رفتگر، به نامه رسان و ... در عین حال نوعی جبران زحمت و انـتـظار خدمت است. عیدی های امروز بیشتر به صورت نقد و اسکناس نو است. بانک ها پـیش بـینی تهیهً " اسکناس نو " کرده، و در اختیار مشتریان می گذارند. در جامعـه کشاورزی، روستایی و عشایری، در گذشته ای نه چندان دور، پـیشکش های نوروزی فراورده های محلی بود و بخشش ها، کالا و فراورده غیر محلی.   هد یه دادن ها، ک به مناسبت هایی، چون عید، موفقیت، مسافرت، تولد، ازدواج، مرگ (در برخی شهرها، به ویژه جامعـهً عشیره ای رسم است که برای خانواده متوفا غذا، گوسفند، برنج و ... می برند) و .. است، به ویژه در خانواده های سنتی، دارای اهمیت و مفهومی در خور توجه است (که خود پژوهش  و گفتاری جداگانه می طلبد).  هر چند که چند سالی است واژهً فرانسوی " کادو " برای هدیه هایی چون ره آورد ( سوغات )، چشم روشنی، مبارک باد، جای خالی پا و ... به کار می رود، ولی اهمیت، کیفـیت و کمیت هر یک متمایز است.  البته این باور وجود دارد که گرفتن عیدی از دست کسان مورد احترام ( از نظر سنی، منزلتی، خویشاوندی، علمی، نسبی و ...) تبرک، دارای  شگون و " دست لا ف " است.  کارت تبریک عید
تبریک گفتن عید و جشن نوروز، در نامه هایی که از شهری به شهر دیگر فرستاده می شد، رسمی کهن است. در برخی از منشآت و کتابهای ترسل و نامه نگاری نمونه هایی آمده است، ولی با رواج چاپ، فرستادن " کارت تبریک عید " که با مضمون ها و رنگهای گونه گون تهیه و در دسترس قرار گرفته، وارد فرهنگ ما شده است.  با کم شدن دید و بازدیدها - به علت هایی که در پـیش یاد شد - فرستادن کارت تبریک رونق بـیشتری یافته است.  
چهاردهم فروردین
در واقع آغاز کار و فعالیت های " سال نو " از چهاردهم فروردین است. دبستان ها، دبـیرستان ها و دانشگاه ها از این روز آغاز می شود. مسافرت رفتن پـیش از سیزده را باور عامیانه نحس می داند. کوچ بسیاری از عشایر از چهاردهم فروردین است. تـقسیم آب کشاورزی، در برخی از روستاها و بسیاری از فعـالیت های دیگر، از چهاردهم فروردین شکل می گیرد.   
باورهای عامیانه
رفتارها و گفتارهای هنگام سال تحویل و روز نوروز، به باور عامیانه، می تواند اثری خوب یا بد برای تمام روزهای سال داشته باشد. برخی از این باورها را در کتابهای تاریخی نیز می یابـیم، و بسیاری دیگر باورهای شفاهی است، و در شمار فولکلور جامعـه است که در خانواده ها به ارث رسیده است : 
- کسی که در هنگام سال تحویل و روز نوروز لباس نو بـپوشد، تمام سال از کارش خرسند خواهد بود.   - موقع سال تحویل از اندوه و غم فرار کنید، تا تمام سال غم و اندوه از شما دور باشد.  - روز نوروز دوا نخورید بد یمن است.  - هر کس در بامداد نوروز، پـیش از آنکه سخن گوید، شکر بچشد و با روغن زیتون تن خود را چرب کند، در همهً سال از بلاها سالم خواهد ماند.- هر کس بامداد نوروز، پـیش از آنکه سخن گوید، سه مرتبه عسل بچشد و سه پاره موم دود کند از هر دردی شفا یاید.  - کسانی که مرده اند، سالی یکبار، هنگام نوروز، " فروهر " آنها به خانه بر می گردد. پس باید خانه را تمیز، چراغ را روشن و ( با سوزاندن کندر و عود ) بوی خوش کرد.- کسی که روز نوروز گریه کند، تا پایان سال اندوه او را رها نمی کند.- روز نوروز باید یک نفر " خوش قدم " اول وارد خانه شود. زنان خوش قدم نیستـند.- اگر قصد مسافرت دارید پـیش از سیزده سفر نکنید. روز چهاردهم سفر کردن خیر است.- روز سیزده کار کردن نحس است.

دکتر محمود روح الامینی


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://nia.persianblog.ir/post/154
ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ گفتگوی تنهایی       روز نو                                                       درونی نو                                                                             

جهانی نو    

 آرزوی سعادت برای همگان  


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://saeed11015.persianblog.ir/post/50
ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ  گوهر انسانیت 

فرا رسیدن سال نو و عید نوروز را به مقام معظم رهبری، ریاست محترم جمهوری، خانواده های محترم شهیدان، جانبازان و تمامی کسانی که نوروز را گرامی می دارند، بویژه ملت سرافراز ایران، تبریک می گویم*******
در آستانه سال نو، خانه تکانی کردیم و غبار وسایل و اثاث زندگی را زدودیم. سر و وضع ظاهری خودمان را نیز مرتب نمودیم، اما
آیا خانه دل و فکرمان را نیز خانه تکانی کردیم؟ غبار کینه را از دل و افکار ناصواب را از فکرمان زدودیم؟
صورت خود را آراسته نمودیم، اما
آیا سیرت خود را نیز آراسته ساختیم؟
خدا کند که چنین کرده باشیم.


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://30phone.persianblog.ir/post/114
ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
 وبلاگ ماری مهرمند

آن بالا

آن بالا، آسمان هم رنگ دیگری داشت.
برگ درختان بزرگتر و گیاهان هم سبزتر بودند. آن بالا خورشید از تابیدن خسته نمی شد، و گاه گداری از ابرها بارانی هم می چکید. زمین خیس می شد و خاک جوانه می زد. آن بالا، آسمان هم رنگ دیگری داشت، و در هیچ کتابی خوانده نمی شد که "هر کجا روی آسمان همین رنگ است"، چون هیچ کودکی این داستان کهنه را باور نمی کرد.
آن بالا، مردمان شاخه احساس را رنگ می کردند تا که شاید به بهانه رنگین بودنش به فروش رسد. صبحدم هر همسایه از پنجره به آفتاب سلام می داد و تکه نانی هدیه گنجشک می کرد. روی زمین امامزاده آنقدر دانه باران بود که هیچ کبوتری با دیگری به میدان جنگ نمی رفت.آدمها می رقصیدند زیر باران، خود را گم می کردند بر پهنای خیس خیابان، و آنقدر خیابان های گرم را راه می رفتند که خورشید هم به خواب می رفت و ماه جایگزین آن می شد.آن روزها، ماه کامل یک اسکناس سبز میان برگه های "گلستان" می نشاند، و نیمه باریک آن، ناخن پنجه های توانمند خداوند بود. آن بالا نان تازه می پختند در تنور، و می فروختند، ارزان، به نرخ چند اسکناس آجری رنگ که تصویر "فتح خرمشهر"بر آن نقش بسته بود. آن بالا گاهی به بهانه سخن، به جرم اعتقاد
۷ مردی را به زندان افکنده و زنی را دست می بستند. آن بالا، قانون برابر عدالت نبود، و هر کس پایه معرفت را روی خطوط ناجوانمردانه کتاب ها آموخته بود. آن بالا، گاهی خبر گم شدن همسایه ات، مرگ برادرت و توقیف انگشتانت آنقدر بی اهمیت بود که برای خالی نماندن عریضه، خبر جنگ دولت های همسایه کمک می شد. آن بالا مردمان به چهار قسمت نامساوی تقسیم می شدند. و شمال و جنوب میزان آدمیت را اندازه می گرفت.آن بالا، کودکان از دیوار می پریدند تا مرز ساختگی خیابان را بشکنند و پاهای کوچکشان را بکوبند به توپ چهل تکه خاکی. آن بالا، از همان لحظه نخستین توقیف قلم، کودکی آموخت تا هرگز حتی یک قدم هم به پشت سر بر ندارد. جاده طولانی است، و آن بالا بعضی وقتها روزها می شود که انگار جاده هرگز پایان ندارد.
آن بالا همه چیز عوض شده است، شنیده ام آن اسکناس سبز دیگر ارزشی ندارد، و کسی دیگر به اسکناس آجری رنگ نگاه هم نمی کند. ولی تصویر خیابان های پوشیده شده از برگهای سبز و زرد هنوز هم نقش حقیقی آن بالا را به یاد مردمان این پایین می اندازد.این پایین هوا گرفته است. این پایین همه با حسرت با آن بالا نگاه می کنند، به یاد روزهای بارانی و کودکان مرز شکن. به یاد نقش انگشتان سرخ روی دیوارهای شهر، و کاغذهای نیمه پاره روی خاک.
این پایین زندگی رنگ دیگری است. به بهانه سخن، به جرم اعتقاد...کسی حرف کسی را نمی شنود. این پایین جتده طولانی است، و بعضی روزها می شود که انگار جاده همیشه یک رنگ است.
‌                                                            **** برای تمام آنان که آن بالا، به این پایین می اندیشند، و مردمان این پایین، که قلبشان برای آن بالا می تپد. نوروز مبارک.  سیپنتمندگاهیسنا چهل و هفت
کسی که در پرتو پاک ترین اندیشه ها،
راه بهترین ها را می پوید،
و زبانش گویای اندیشه ای نیک است،
و دست هایش،
تنها یک اندیشه دارد:
مزدا اهورا، آفریننده، پروردگار و سرچشمه راستی است


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://minaminamina.persianblog.ir/post/36
ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ  دست ها می فهمند  به اسفند سوگند
اگردر تمام دقیقه هایم
اسپندی
بر روی آتش باشم
زمستانت را به هیچ
بهارینمی فروشم  .

کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://akharinpanah.persianblog.ir/post/23
ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  

 وبلاگ  آخرین پناه 

نوروز در فرهنگ ما ایرانیان، نماد شادی و پاکی و طراوت و نشاط و پیوند و امید و از نو رستن و تازگی وخرمی است.همه این ها نشان آمدن بهاری خجسته است که از پس خزانی دیر پا از راه می رسد. آفرین به سلیقه مردمی که به بهار می اندیشند و ...
بهاری می زیند و در انتظار بهار ، دلهای بهاری شان از امید و نشاط مالامال است.
نوروز یعنی روزی نو در سرنوشت انسانی که با بهار پیوندی ناگسستنی دارد و در یلداهای خزان لحظه ای از یاد آن بهار نشاط بخش غافل نبوده است.
نوروز تجلی استقامت مردمی است که دیرپائی خزان ها ، باورشان (به آمدن آن روز نو که بهار زندگی شان است ) را مخدوش نمی کند!
همچون همه انسان ها که روزی نو را به برکت "بهار آفرین زمان و زمین "چشم به راهند، نوروز را پاس می داریم و به بهار جویان ایران و جهان این نوروز پیروز را تبریک و شادباش می گوئیم .

گو به یلدا که سحر نزدیک است
به خزان گو که بهاری شاداب
مشک افشان و غزل خوان وجمیل
سوی این پنجره ها در راه است

چو بیاید دلدار ،آن بهار پر بار
غنچه ها می خندند،روز ها نو گردند
بشکفد صدگل لبخند به روی لبها
دشت دل ها شود از عشق و محبت سرشار


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://erekhshe.persianblog.ir/post/24
ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ ارخشه هر روزتان نوروز ،  نورزتان پیروز ای ایرانیان ، فرا رسیدن نوروز باستان ، تابش بهار بر ایران همیشه جاودان ، و یادگار شش هزار سال تاریخ و تمدن و فرهنگ بر شما هموطنانم شاد باش باد !
شاد زی مهرتان افرزون باد‌، ای مردم کهن ترین سرزمین جاوید !  برای شما ، سالی خوش ، زیبا ، همراه با سلامتی روز افزون را در زیر سایه لطف و رحمت ایزدی را  آرزومندم.  در این لحظات پایانی سال از ایزد پاک می خواهم که همه هموطنانی که اکنون در بستر بیماری هستند را مورد لطف افزون تر خود قرار داده و سلامتی را به آنها بازگرداند... از یزدان پاک خواستار برآورده شدن تمام آرزوهای هموطنانم هستم... از یگانه آفریدگار عالم می خواهم ، تا همه عاشقان را به یکدیگر برساند... هر آنکه دلتنگ یار است آن را به وصال معبودش برساند... از خدا می خواهم تا دیگر روزی را نبینم که هموطنم دست خالی به خانه رفته ، شب را با گرسنگی و بیماری سپری کند... از خدا می خواهم تا هیچ پدری ، در مقابل هیچ کسی به خصوص فرزندانش شرمنده نشود... از خدا می خواهم تا همه هموطنانم را به سر منزل مقصود که لطف و رضایت الهی است روز به روز نزدیک تر کند... آمین ( همچنین باد) !  همانند سال قبل ، در آغاز سال جدید بار دیگر به فریاد می گویم که خداوندا ، راضی ام به رضای تو! با من آن کن که شایسته آن باشم ! هرگز بر من خشم نگیر ، چون که این بنده کوچک و خوار، تحمل آن ندارد که گوشه ای از ناراحتی تو را ببیند . تنها از تو ، برای خود ، آرزوی بخشش گناهانم را دارم و سربلندی و سرافرازی هموطنانم را. به همه مقدسات عالم سوگند که :  ؛؛؛ خدایا ، عاشقانه دوستت دارم . ؛؛؛  

کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://aliaksh.persianblog.ir/post/559
ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ  حوض خونه  اینجا شبه عیده
اینجا فردا سال نو میاد
اونجارو نمیدونم
اینجا از فردا همه لباس زمستونیاشونو جمع می کنن، بهاره
شایدم مثله من تا حالا کرده باشن
اونجارو نمی دونم
اینجا،الان همه سبزی پلو با ماهی می خورن، بعضیا فردا می خورن، بعضیام اصلن نمیخورن
مثله من ، شاید ماهی دوست نداشته باشن
اونجارو نمی دونم
اینجا همه واسه هم اس ام اس می فرستن
به روش های مختلف اون جمله ی کلیشه ای رو تکرار می کنن
واسه هم آرزو میکنن
نمی دونم...این آرزوها میره تو لیست انتظار و
کووو تا برآورده شه
اونجارو نمی دونم
اینجا همه به فردا هنوز امید دارن
مثله من
میدونم که اونجام اینجوریه
اینو میدونم... امید ....

کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://skyboy612.persianblog.ir/post/228
ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ  کافه کلاسیک  توی خانه مادرجان یکبار در سال عید می آید . .  تو می آیی ؛ خاله  با دیوان حافظ اش می آید ؛ دایی جان بد اخلاق هم می آید؛ خسرو می آید ؛ پدر جان با تسبیح اش می آید  ؛ شادی می آید ؛ بهار می آید؛ شکوفه می آید ؛سبزه سمنو سماق سرکه سیب سکه ؛ لعنتی شد شش تا ، یکی دیگرش همیشه کم می آید ؛  دکتر علفی خانواده هم از آنطرف قطب شمال می آید ؛ خنده می آید ؛ عیدی هم می آید  ؛ من هم می آیم . تا آمدنها چند ساعتی بیشتر نمانده ؛ همه اما سبز و شیرین می آیند ؛ عید ، نوروز ، بهار می آید . سالی یکبار می آید کف نوشت : خان داداش میفرمایند آنطرف قطب شمال روزی هزار بار با هزار چیز جور و واجور از فرهنگ ایرانی ، به آن فرنگی های چشم آبی فخر میشود فروخت. البته بستگی به آدمش هم دارد من میگویم . یکی اش همین عید مان است که اساساٌ با صدو خورده ای ملت فرق میکند .
 
http://montazer-1100.persianblog.ir/post/12
ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ مهدویت غیبت با عرض تبریک سال نو ؛ شعر زیر از آقای محمد نوروزی فرسنگی است که از بلاگ یکی از دوستانشان غارت (!) شد. از هر حرف و نکته و یادی هم زیباتر است.برای ظهور حضرتش پیش و بیش از تمام آمال و آرزوهایمان دعا کنیم...::اللهم عجل لولیک الفرج::.. عشق از من و نگاه تو تشکیل می شود
گاهی تمام من به تو تبدیل می شود
وقتی به داستان نگاه تو می رسم
یکباره شعر وارد تمثیل می شود
ای عابر بزرگ که با گامهای تو
از انتظار پنجره تجلیل می شود
تا کی سکوت و خلوت این کوچه های سرد
بر چشمهای پنجره تحمیل می شود
آیا دوباره مثل همان سالهای پیش
امسال هم بدون تو تحویل می شود
بی شک شبی به پاس غزلهای چشم تو
بازار وزن و قافیه تعطیل می شود
آن روز هفت سین اهورایی بهار
ای سبز با سلام تو تکمیل می شودالتماس دعا


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://isedor.persianblog.ir/post/227
ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  

به مناسبت فرا رسیدن فصل بهار وعید نوروزِ؛قطعه شعری را که به این مناسبت سروده ام؛

تقدیم عزیزان می نمایم.

پیشاپیش فرا رسیدن نوروز باستانی را تبریک عرض نموده؛امیدوارم همواره همچون گل ؛تازه وبا

طراوت باشید ولی عمرتان به کوتاهی گل نباشد.

پیراهن پشمینه زتن ها به درآرید                         آغوش سوی موسم گلها بگشایید

 با غمزه ی بسیار بهار آمده ازره                         باشوق به تماشای بهاران بشتابید

ازلطف چمن سبزشده دشت ودمنها                  جزدامن گل دست به جایی مگمارید

مست رخ صحرا شده بلبل به ترانه                     گوش دل وجان را به نوایش بسپارید

گردیده مزین به شکوفه تن اشجار                     یک لحظه تعلل زسیاحت  ننمایید

یک سال دگر عمر گرامی سپری شد                   این عمر عزیز را گرامی بشمارید

از لطف خدا گشته پدید این همه نعمت                  پس می سزد اورا  بسی شکر گزارید

در معرکه ی عشق گل وبلبل شیدا                       دست همه یاران به گرمی بفشارید

زاهد  ببرد  لذت  سرشار  و فراوان                       گر نغمه ی پرشور وصفایی بسرایید

                    با آرزوی موفقیت شما                                          

سیدمحمدرضا موسوی زاهد                         


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://yekasemandeltangi.persianblog.ir/post/155
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ روشنی من گل آب بیست و پنجمین بهار
بیست و پنجمین پنجره
انتظار
بیست و پنجمین تولد امید های بر باد
بیست و پنجمین فرار
فریاد
لیکن
اعتبار
نه به اعداد
که به دلهاست
و این شاید درست
هزار و یکمین
گاهی ست
که می خواهم
دیگر گونه
به خدا
به تو
و به طبیعت
بیندیشم


 
http://kimianamazi.persianblog.ir/post/88
ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ  آدمای معمولی 

از کوی یار می آید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل بر افروزی
سال
۸۶ هم مثل سالای پیش تموم شد. یادته پارسال همین موقع تو وبلاگم گفته بودم که می خوام سال ۸۶ خودم درستش کنم؟ خب درست کردم خیلی خوب!!
خیلی چیزا فهمیدم. خیلی چیزا یاد گرفتم. با خیلی ها آشنا شدم و خلاصه خیلی اتفاقا افتاد.
سال خوبی بود. البته خوب و بد دست خودمونه. به قول آندره ژید: عظمت در نگاه توست!
نگاه ما به زندگیه که زندگیمونو می سازه.
ای خدا می خوام که سال
۸۷ هم واسه همه خوب باشه.
خدایا شکرت.
عیدتون مبارک.
سال خوبی داشته باشید.  


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://najmeh619.persianblog.ir/post/13
ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
  Happy Norooz!In harmony with rebirth of nature, the Persian New Year Celebration, or Norooz, always begins on the first day of spring, March 20th of each year. Norooz ceremonies are symbolic representations of two ancient concepts - the End and Rebirth. About 3000 years ago Persian's major religion was Zoroastrianism, named in honor of its founder Zoroaster, and arguably the world's first monotheistic religion. Zoroastrians had a festival called "Farvardgan" which lasted ten days, and took place at the end of the solar year. It appears that this was a festival of sorrow and mourning , signifying the end of life while the festival of Norooz, at the beginning of spring signified rebirth, and was a time of great joy and celebration. Norooz was officially acknowledged and named "Norooz" by mythical Persian emperor, Shah Jamshid, from Achaemenid Dynasty (500 BC). Ashaemenied created the first major empire in the region and built Persepolis complex (Takhte Jamshid) in the city of Shiraz. Norooz in Persian means "New Day" and brings hope, peace and prosperity to the world and has been celebrated among people regardless of ethnic background, political views or religion in many countries around the globe such as Iran, Afghanistan, Azerbaijan, Turkey, Uzbekistan, Pakistan, Georgia, Iraq, Tajikistan, Syria ,Armenia and India. Some of the activities during Norooz are Spring cleaning, buying new cloths, painting eggs, family reunion, giving presents, visiting neighbors and friends and celebrating by having a picnic on the 13th day of Spring
کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://talabeh3.persianblog.ir/post/77
ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ  طلبه ای از نسل سوم  ای عید! بیا!

وقتی پنجاه و دوبار بشماری، اما او نیاید چه احساسی به تو دست می‌دهد؟ رسیدن بهار، بدون رسیدن تو، عید نیست، فقط عوض شدن یک سال است، فقط  عوض شدن تقویم‌هاست، فقط «شش» ی است که «هفت» شده است،  فقط ... ای عید! بیا!این نامه را حسین فرستاده است

«نتوانستم خود را راضی کنم که سال نو را آغاز کنیم و در این لحظات با شما سخن نگویم ناچار برای اولین بار قلم به دست گرفتم و با شما حرف می‌زنم.
شاندل، متفکر بزرگ اروپا در قرن بیستم، در مورد چگونگی زندگی انسان در قرن بیستم می‌گوید: «انسان این عصر، زندگی را وقف تهیه وسایل زندگی می‌کند.» تلویزیون را روشن می‌کنید، بعد از دو ساعت خاموش می‌کنید، به خودتان نگاه می‌کنید می‌بینید هفت، هشت احتیاج خرید تازه به وجود آمده که قبلاً لازم نداشتید. همه نیروهایمان صرف فدا کردن آسایش زندگی شده است برای تهیه وسایل آسایش زندگی! قربانی شدن آسایش زندگی برای چه؟ برای تکامل؟ برای تعالی؟ برای رفتن به حقیقت؟ نه! بلکه برای بدست آوردن وسایل آسایش زندگی. زیستن برای مصرف، مصرف برای زیستن. یک دور باطل، دور حماقت: کار- استراحت- خوردن- خوابیدن، همین و بس!
به جای اندیشیدن به اینکه چگونه باید زندگی کنیم و چرا، تمام تلاشمان و ناراحتی‌هامان در این است که بهتر زندگی کنیم. زندگی یعنی چه؟ تلاش برای چه؟ اصلاً چرا زندگی کنیم؟ به اینها توجه نداریم، درست مثل کسی که پله‌ای گذاشته تا خود را به پشت‌بام برساند اما همین که پا روی پلکان اول گذاشت آنقدر راجع به خود پله فکر کند، سوراخ های آن، رنگ آن و... که لحظه‌ای خواهد رسید و گریبان مرگ او را فرا گرفت و هنوز در فکر این است که پله چوبی را تبدیل به فلزی یا فلزی را تبدیل به کائوچو یا طلا و یا ... کند و در نتیجه عمر تمام می‌شود و او خود را به پشت‌بام نرسانده است ... .
منتظر پاسخ شما
برادرتان، حسین علم الهدی»
 
او  هنوز منتظر پاسخ ماست ... . ساعت 9 و 18 دقیقه و 50 ثانیه رسم است که در ابتدای هر سال مسئولان پیام نوروزی صادر می‌کنند. ما هم گفتیم بیاییم و پیام نوروزی صادر کنیم! بسم الله الرحمن الرحیمیا مقلب القلوب ... قلب ما رو هم درست کن دیگه، یه کاریش بکن که فقط تو رو بخواد، تو رو، تا ما هم بشیم جزو احسن الحال‌ها.الف. خونه خاله کدوم وره؟موقع دیدنی رفتن، فامیل‌ها بر غیرفامیل‌ها مقدمند و سر زدن و احوال‌پرسی از خویشاوندان و صله رحم یکی از جدی‌ترین سفارش‌های معصومان ـ علیهم السلام ـ  بوده. بین فامیل‌ها هم «خاله» بر بقیه مقدمه. (رک. کافی ج
۳ ص ۲۴۹)ـ حالا اگه کسی خاله نداشته باشه باید چی کار کنه؟ـ یه ایمیل به خدا بزنه و مشکلشو در میون بذاره، اش ا  خدا براش دعا می‌کنه! و مشکلش حل میشه.ب.  آدمخواری ممنوع!موقع دیدنی، بازار صحبت که داغ میشه، آدم‌های غافل شروع می‌کنند به غیبت کردن و بردن آبرو و حیثیت دیگران و به تعبیر قرآن شروع می‌کنند به خوردن گوشت بدن برادرانشون.دین ما اونقدر برای آبروی آدم‌ها ارزش و اهمیت قائله که غیر از اینکه غیبت رو گناهی کبیره با عذابی دردناک معرفی کرده، گفته: «شنونده غیبت همانند گوینده آن گناهکار است.» ـ چرا آخه؟ اون شنونده بیچاره که کاری نکرده لطفا.ـ اگه شنونده‌ای نباشه غیبت‌کننده برا کی حرف بزنه؟ـ اگه یه دفعه کسی غیبت کرد ما شه ژوری نهی از منکرش کنیم؟(۱) بحثو عوض کنیم و دوستانه از دوستانمون بخوایم که درباره خودمون حرف بزنیم و پشت سر بقیه غیبت نکنیم. (۲) اگه نشد باید به هر نحو ممکن کار اون کسی رو که داره ازش غیبت می‌شه توجیه کنیم و از آبروش دفاع کنیم. (خداییش عجب دینی داریما)(۳) اگه اینم نشد باید پاشیم بریم بیرون.ـ خب نمی‌شه که، تو هم یه چی میگی‌ها، ضایعس اینجوری آخه.ـ کی می‌گفت خدا رو دوست داره؟ج.   ... بقیه پیام نوروزی باشه برا ماه بعد که دوباره جشن نوروز می‌گیریم! فعلا و السلام تا سلام بعدی.راستی ماهی‌ها رو هر روز ناز نکنین لطفا، خیلی هم آب تو حلقشون نریزین، خفه میشنا!  


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://derazgisoo.persianblog.ir/post/15
ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  

  وبلاگ عابر

 معجزه بار خدایا ! اکنون در این کرۀ خاکی  به پاس 365 روز گردش  بی وقفه بر گرد خورشید عشق ، معجزه کرده ای و مماتش را حیات ،زمستانش را بهار ودرختانش را پر برگ و بار فرمودی ! کویر دل های زمینی ما به باران اشک تر شده ، دل هایی که مهر تو را طواف می کنند ، چشمانی که نشان تو را می جویند، بار خدایای دل های خاکی ما را نیز به نور ایمان زنده گردان، قلب های بی قرارمان را با عنایاتت آرامش بخش و جسم نا توان ما را با سلامتی نیرو ده و ما را مشمول رحمت ، حکمت و نعمات بی کرانت قرار ده ودر تمام لحظات یاور مان  باش !  سال نو مبارک     
کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://poorangzahra.persianblog.ir/post/305
ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  

ویلاگ  زهرا ناظمی 

بوی گل و سبزه رسیدصدای پای غنچه ها سلام سلام آی بچه ها                                         رسیده این بهار ما لباس هاشو جمع می کنه                                      زمستون سرد زمین می ره می گه می آم بازم                                     بهار می گه تو خواب ببین بهار می آد با غنچه ها                                          شکوفه های رنگارنگ می آد می شه مهمونمون                                     با سبزه و گل قشنگ بهار می آد شعر بخونه                                          از دوستی و مهربونی می آد پیام صلح بده                                              به بچه های ایرونیسال 1386 هم تمام شد.. با تمام خاطرات خوب و بدی که ازش دارم..با تمام شادی ها ... با گریه ها و غم ها...با حرفای قشنگ... و با همه چیزهایی که بود و رفت......... سال 86 برای من خاطرات خیلی قشنگی ساخت.. خاطراتی که تا همیشه توی ذهن من می مونه.. اما حالا قراره سال جدید شروع بشه......... کاش سال 1387 هم پر از روزهای قشنگ و خوب باشه....آسمان خوشحال و شاد شاخه ها سبز و سفید                                                           با پرستوهای شاد می رسد از راهی بار دیگر باغچه مهربان تر سبزتر                                                                                باز هم بر روی گل می زند پروانه پرخانه ها را آفتاب می زند رنگ نشاط                                                        فرش ها را مادرم می تکاند در حیاط باز با دست پدر اخم ها وا می شود                                                        شیشه ها آیینه ها پاک و زیبا می شوددور گلدان را چه خوب رنگ کرده خواهرم                                                       یک گل زیبای سرخ من برایش می برم ماهی من توی حوض آب بازی می کند                                                       باد هم با شاخه ها تاب بازی می کند باد نم نم می زند شانه بر موهای بید                                                      دست هایش می دهد بوی سبزه بوی عید خدای خوب و مهربونم ! در سال 87 همه ی بچه های جهان رو به آرزوهای قشنگشون برسون..  یا مقلب القلوب و الابصار  و شعری که در 8 سالگی سرودم: بهار اومد دوباره                                بهار سبزه داره برگای سبزی داره                             گلهای رنگی داره کلاغا تو سبزه زارند                          همش قار قارمی کنن پرستوها کوچ می کنن                       بلبلا پرواز می کنن بهار اومد                                          عزیز اومد  گلهای رنگی داره                             آلبالو و آب انگوره عید همه در اونه                               شادی همه در اونه عیدی رو می دی                              عیدی می گیری آسمون آبی رو ببین                           شرشر رودها رو ببین خلاصه این فصل ماه                          خیلی قشنگ ونازه زیباست این بهار ما                           این فصل پرتلاش ما  می خواستم امسال برای تحویل سال یاد کنم از دوست گلی که خیلی وقته ازش خبر ندارم و دلم براش تنگ شده... خاله عسل عزیز که مدت زیادی هست به من سر نمی زنه...امیدوارم من باعث ناراحتیشون نشده باشم.اما من همیشه به یادشون هستم..                                                        زمان تبریک می رسه: دوستای گل و مهربونم عید شما مبارک و یک تبریک ویژه هم به معلم عزیزم می گم که همیشه دوستش دارم و همیشه در قلب من جای دارد. سال 1386 من هیچ وقت لحظات زیبایی که برایم وجود آوردی را فراموش نمی کنم.با تو خداحافظی می کنم و سال جدیدی آغاز می شود... کاش در سال جدید بتوانم موفق تر از همیشه باشم و به تمام آرزوهای کوچک و بزرگم دست یابم. و سلام به سال 1387. تو هم به من کمک کن در این سال موفق باشم...به جمع ما خوش اومدی فصل بهار!!!! زمستون که بره بازم بهاره                                             بهار می آد و باز شادی می آره  4 فصل خدا همش قشنگه                                            هر کدوم یه رنگ و بویی داره   


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://shahishahi.persianblog.ir/post/82
ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
وبلاگ  خاطرات و نوشته ها سال نو مبارک خاک نفس می کشد؟ بیندیشیمزمین به ما آموخت
ز پیش حادثه باید که پای پس نکشیم
مگر کم از خاکیم؟ زمین نفس کشید
چرا ما نفس نکشیم؟سالی سرشار از شادی , سرور , موفقیت برای تک تک دوستان آرزومندم.
Happy Norooz , Persian New Year 1387New Year is the time to bid farewell to the old year and welcome the coming year. It is the time to forget and get past memories that are no longer useful or worth pondering upon. It is the time for new beginnings and new starts in life. New Year has a message for each one of us. One should let go of the past that has bad memories and accept what has happened, has happened for some reason. Instead of clinging onto your past and things that have gone, it is better to let go.
There is an old saying that goes, "Don't cry because it is over, smile because it happened". This essentially means that there is no use crying over spilt milk. You cannot turn back time and do things that would benefit you. Accept that some days you are the pigeon and some days you are the statue. New year is the time of new beginnings. It is time to start afresh and do things that would make someone else smile. Make a pledge to make at least one person happy. You will see the difference it can make in both your lives. The essential message of New Year is let go off the past and embrace life as it comes to you. You will be happier and merrier that way.
HAPPY NEW YEAR!It's Nowruz! The time to make new beginnings, realize dreams and reach new goals. Celebrate the Persian New Year with near and dear ones.I wish you Health...
So you may enjoy each day in comfort.
I wish you the Love of friends and family...
And Peace within your heart.
I wish you the Beauty of nature...
That you may enjoy the work of God.
I wish you Wisdom to choose priorities...
For those things that really matter in life.
I wish you Generosity so you may share...
All good things that come to you.
I wish you Happiness and Joy...
And Blessings for the New Year.
I wish you the best of everything...
That you so well deserve.
HAPPY NEW YEAR FRIENDAs the new year blossoms, may the journey of your life be fragrant with new opportunities, your days be bright with new hopes and your heart be happy with love!In harmony with rebirth of nature, the Persian New Year Celebration, or Norooz, always begins on the first day of spring, March 20th of each year. Norooz ceremonies are symbolic representations of two ancient concepts - the End and Rebirth. About 3000 years ago Persian's major religion was Zoroastrianism, named in honor of its founder Zoroaster, and arguably the world's first monotheistic religion. Zoroastrians had a festival called "Farvardgan" which lasted ten days, and took place at the end of the solar year. It appears that this was a festival of sorrow and mourning , signifying the end of life while the festival of Norooz, at the beginning of spring signified rebirth, and was a time of great joy and celebration. Norooz was officially acknowledged and named "Norooz" by mythical Persian emperor, Shah Jamshid, from Achaemenid Dynasty (500 BC). Ashaemenied created the first major empire in the region and built Persepolis complex (Takhte Jamshid) in the city of Shiraz. Norooz in Persian means "New Day" and brings hope, peace and prosperity to the world and has been celebrated among people regardless of ethnic background, political views or religion in many countries around the globe such as Iran, Afghanistan, Azerbaijan, Turkey, Uzbekistan, Pakistan, Georgia, Iraq, Tajikistan, Syria ,Armenia and India. Some of the activities during Norooz are Spring cleaning, buying new cloths, painting eggs, family reunion, giving presents, visiting neighbors and friends and celebrating by having a picnic on the 13th day of Spring.  Happy Norooz!A few weeks before the New Year, Iranians clean and rearrange their homes. They make new clothes, bake pastries and germinate seeds as sign of renewal. The ceremonial cloth Sofreh-e Haft sin is set up in each household. Troubadours, referred to as Haji Firuz, disguise themselves with makeup and wear brightly colored outfits of satin. These Haji Firuz, singing and dancing, parade as a carnival through the streets with tambourines, kettle drums, and trumpets to spread good cheer and the news of the coming new year.Haji Firooz is the black faced character who is the traditional herald of the Nowrooz season and begins to wander the streets and alleyways in his red costume weeks before the end of the year. The sound of his songs and the sight of his dance is often analogous to hearing Christmas music in a shopping mall, telling all that Nowrooz is in the air. Although the blackness of his skin has been the source of some racial controversy in Iranian intellectual circles, Haji's intentions and spirit have always been well received and loved by the people.Haji FiRuz History:
Hadji Firouz was a man in red clothes who went from street to street singing and beating a tambourine on New Year's eve (which is also the eve of spring). He was usually accompanied by one or two other persons. It is said that he and his companions were symbols of an old custom in Azarbaijan, called "Chisdon Chikhdim," according to which Haji Firouz sang from the streets to inform people that spring had come and that winter has gone. In return, people gave him gifts or money for the good news that he brought.The Persian New Year holiday, alternately spelled Norouz, Nowruz, Nevruz, Newruz, or Navruz, coincides with the rebirth of nature on the first day of spring. It is celebrated by some communities on March 21st, or on the exact day of the vernal equinox, which occurs on March 20th, 21st or 22nd. Traditions include spring cleaning, family visits and celebration, picnics and the "haft sin" table."Norooz" is a Persian word that means "New Day." It is celebrated in Azerbaijan, Afganistan, Albania, Georgia, as Turkmenistan, Tajikistan, Uzbekistan, Kyrgyzstan, and Kazakhstan, and among the Persian people in Iraq, Pakistan, Turkey, and everywhere else. In Iran it is referred to as an Eid festival, although it is not an Islamic feast.Many people begin their Norooz celebrations with a major spring-cleaning of their houses. They buy new clothes to wear for the New Year, and flowers such as hyacinths or tulips. On the New Year's Day, families dress in their new clothes and visit the elders of their family, then the rest of their family, and finally their friends. As there are many people to visits, the visits are typically kept short, but there is always a supply of pastries, cookies, fresh and dried fruits, nuts, tea or sherbet. Many Iranians now host large Norouz parties in a central location as a way of dealing with the long distances between groups of friends and family.The Haft Sin Table:Another important Norooz tradition is the 'haft sin', an elaborate thanksgiving table, traditionally laid with seven items that begin with the letter 'S' in the Persian alphabet, which originally corresponded to seven creations and immortals that protect them. These seven traditional items are wheat or barley sprouts (rebirth), a wheat germ pudding (affluence), dried oleaster fruit (love), garlic (medicine), apples (beauty and health), sumac berries (the color of the sunrise), and vinegar (age and patience). Other items with additional connotations of prosperity and happiness may be added to further decorate the table, such as candles, mirrors, painted eggs (similar to Easter Eggs), rose water, a live goldfish, or a holy book. Families try to arrange this table to be as beautiful as possible, since it is a reflection of their good taste during the Norooz visits.On New Year's Day, families dress in their best new clothes gather around this table and await the announcement of the exact time of the vernal equinox on the radio or television. Once that time is announced, each family members kiss and wish each other a "Happy Norooz." Gifts are exchanged, with children typically receiving money from their parents. Traditional New Year dishes include "Sabzi Polo Mahi," rice with green herbs served with fish, "Reshteh Polo," rice cooked with noodles, which bring success in life, and "Kookoo sabzi," an herb and vegetable soufflé.Sizdah Bedar:The thirteenth day of the new year festival is "Sizdah Bedar," which means "thirteen in the outdoors" – the thirteenth day of the New Year, the day in which you go outdoors and celebrate with music, dancing and big family picnics. The ancient Persians believed that the twelve constellations of the Zodiac each ruled the earth for a thousand years, at the end of which the sky and earth collabsed into chaos. So on Sizdah Bedar, you go outside to avoid the bad luck associated with the number 13! One tradition associated with this day, which often falls on or about April 1, is to play tricks on friends and acquaintances, similar to April Fools Day traditions.Origins of Norooz:Norooz has ancient traditions, dating as far back as 15,000 years ago, when the mythical Persian King Jamshid is said to have introduced the Norooz celebrations. Jamshid symbolizes the transition of Indo-Iranians from animal hunting to animal husbandry. As humans transitioned to a more settled life, the four seasons played a vital role in their existence and culture. The beginning of spring was a great occasion, to be celebrated as the dawn of abundance.Around 1200 BC, the Prophet Zoroaster introduced a pre-Islamic Persian calendar that included many feasts, festivals and rituals. The seven most important ones are known as "Gahambars"– the last and the most elaborate is Norooz, celebrating Ahura Mazda, the creator, and the Holy Fire at the spring equinox.For many centuries, Norooz was celebrated as the most important day of the year by successive royal dynasties, involving traditions that survived the introduction of Islam in 650 AD and endured into modern times, such as public audiences, cash gifts, and the pardoning of prisoners. Today, the festival is celebrated in many countries that were territories of the Persion Empire, and by Iranian immigrants throughout the world.Happy New Year In Different LanguagesA list of how to wish 'Happy New Year' in more than twenty-five major languages of the world. Most cultures wish each other happiness, good luck, prosperity and peace in household while wishing each other. Being the beginning of an entire new year, it is seen as an opportunity to rebuild our lives, do away with old sorrowful memories and invite joy in our homes and wish that all are loved ones will also do well in the coming year       
کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://hamishe-mohajer.persianblog.ir/post/61
ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ  روزگار غریبی است نازنین

دختر کنار پنجره تنها نشست و گفت  ای دختر بهار حسد می برم به تو عطر و گل و ترانه و سرمستی تو را با هر چه طالبی به خدا می خرم زتو برشاخ لخت و عور درختی شکوفه ای  با ناز می گشود دو چشمان بسته را مرغی میان سبزه ز هم باز می نمود آن بالهای کوچک زیبای خسته را خورشید خنده کرد و ز انوار خنده اش  بر چهر روز روشنی دلکشی دوید موجی سبک خزید و نسیمی به گوش او رازی سرود و موج به نرمی رمید از او خندید باغبان که سر انجام شد بهار  دیگر شکوفه کرده درختی که کاشتم  


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://hate-or-love.persianblog.ir/post/243
ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ  عشق آری عشق نه

  کاش ما هم با طبیعت نو شویم ... جلوه ای از جلوه های تو شویمبرآمد باد صبح و بوی نوروزبه کام دوستان و بخت پیروزمبارک بادت این سال و همه سالهمایون بادت این روز و همه روز اندر دل من مها دل‌افروز تویییاران هستند و لیک دلسوز توییشادند جهانیان به نوروز و به عیدعید من و نوروز من امروز تویی  با تابش زلف و رخت ای ماه دلفروزاز شام تو قدر آید وز صبح تو نوروزاز جنبش موی تو برآید دو گل از مشکوز تابش روی تو برآید دو شب از روز خیمة نوروز بر صحرا زدندچارطاق لعل بر خضرا زدندلاله را بنگر که گویی عرشیانکرسی از یاقوت برمینا زدند رسید موکب نوروز و چشم فتنه غنوددرود باد بر این موکب خجسته، درودبه هرکه درنگری، شادیی پزد در دلبه هرچه برگذری، اندُهی کند بدرود عید آمد و مرغان رة گلزار گرفتندوز شاخة گل داد دل زار گرفتندنوروز همایون شد و روز می گلگونپیمانه‌کشان ساغر سرشار گرفتند نوروز، روزگار نشاطست و ایمنیپوشیده ابر، دشت به دیبای ارمنیاز بامداد تا به شبانگاه می خوریوز شامگاه تا به سحرگاه گل چینی چو صبح رایت خورشید آشکار کندز مهر قبلة افلاک زرنگار کندرسید موسم نوروز و گاه آن آمدکه دل هوای گلستان و لاله‌زار کند بهاری داری از وی بر خور امروزکه هر فصلی نخواهد بود نوروزگلی کو را نبوید آدمی زادچو هنگام خزان آید برد باد


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://rooham.persianblog.ir/post/111
ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ  کربلائی رهام 

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه های شسته ، باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار ...--------------------------------باد نوروز وزیده است به کوه و صحرا
جامه عید بپوشند، چه شاه و چه گدا
بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست
نازم آن مطرب مجلس که بود قبله نما
صوفى و عارف از این بادیه دور افتادند
جام مى گیر ز مطرب، که روى سوى صفا
همه در عید به صحرا و گلستان بروند
من سرمست زمیخانه کنم رو به خدا
عید نوروز مبارک به غنى و درویش
یار دلدار! زبتخانه درى رابگشا
گرمرا ره به در پیر خرابات دهى
به سروجان به سویش راه نوردم نه به پا
سالها در صف ارباب عمائم بودم
تا به دلدار رسیدم، نکنم باز خطا  


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://shabe-niloofary.persianblog.ir/post/51
ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ  شب نیلوفری  

باز هم زمستانی دیگر به سر آمد و ظهور شکوفه ها وغنچه کردن گلهای بهاری،نوید بخش آمدن نو بهار شد.
و باز هم سالی گذشت...با همه ی خوبی ها و بدی هایش،با همه ی غم ها و شادی هایش، وبهار نو ، آمدن سالی جدید را مژده می دهد.
روز ها می گذرند...فصل ها رنگ به رنگ می شوند....و فقط خاطره هاست که چه تلخ و چه شیرین دست نخورده به جا می ماند...
خوشا به حال دل هایی که با رسیدن بهار همه ی سیاهی ها و کینه ها را بر زمستانی که گذشت باقی گذاشتند و با قلبی صاف و زلال به استقبال روز های تازه می روند.
ای کاش غم دل ها هم مثل کینه هایی که با یک لبخند و گذشت ، پاک میشه از این خانه ی کوچک و بی ریا پر بکشه...
در این پست نوروزی می خوام جمله ای رو که برام به یادگار مانده رو برای شما نیز به یادگار بگذارم و بگم :یادمان باشد  هیچ گاه لبخند را فراموش نکنیم...حتی زمانی که غمگینیم...شاید کسی باشد که عاشق یک لبخند ماست...
و به یاد اولین نوروزی که شب نیلوفری آمدنش رو جشن گرفته بود، شما دوستان گرامی رو مهمان فالی از دیوان خواجه حافظ شیرازی کنم...
پس به نیابت از دل های شما، دل خودم، دل تو،...،فاتحه ای نثار روح لسان الغیب می کنم وبا ذکر باشکوه صلوات...(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم) دیوان حافظ رو باز کرده و این غزل رو به شما هدیه می کنم:
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع     شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
روز و شب خوابم نمی آید به چشم غم پرست   بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع
رشته ی صبرم بمقراض غمت ببریده شد           همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع
گر کمیت اشک گلگونم نبودی گرم رو         کی شدی روشن به گیتی راز پنهانم چو شمع
در میان آب و آتش همچنان سرگرم توست        این دل زار و نزار اشک بارانم چو شمع
در شب هجران مرا پروانه ی وصلی فرست       ور نه از دردت جهانی را بسوزانم چو شمع
بی جمال عالم آرای تو رزم چون شبست        با کمال عشق تو در عین نقصانم چو شمع
کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت     تا در آب و آتش عشقت کدازانم چو شمع
همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدار تو      چهره بنما دلبرا تا جان بر افشانم چو شمع
سر فرازم کن شبی از وصل خود ای نازنین       تا منور گردد از دیدارت ایوانم چو شمع
                                   آتش مهر تو را حافظ عجب در سر گرفت
                                   آتش دل کی بآب دیده بنشانم چو شمعفرا رسیدن نوروز و سال جدید رو بر شما دوستان گرامی مبارک باد. بیاید در لحظات عرفانی تحویل سال ، برای ظهور امام زمانمون دست به دعا بر داریم...
دل هایی شاد و لب هایی خندان را برایتان آرزومندم


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://molamahale.persianblog.ir/post/47
ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ شهر عشق

یادش بخیر
وقتی سال نو رو کنار شهدا جنوب جشن گرفتیم
بهترین سالی بود که داشتم
همیشه وقتی سال نو می یاد می گم احمد یه سال پیر شدی ولی اون موقع یه سال به خدا نزدیک شده بودم
جاشون خالیه بین ما
یا جای ما خالی بین اونا(که البته من لایقش نیستم)شادی روح همه اونایی که جاشون بین ما خالی صلواتهمیشه این شعر و دوست داشتم و دم عید می خوندمامیدوارم شما هم خوشتون بیادبوی عیدی بوی توپ بوی کاغذ رنگی بوی تند ماهی دودی وسط سفره نوبوی یاس جا نماز ترمه مادربزرگبا اینا زمستونو سر میکنم با اینا خستگیمو در میکنمشادی شکستن قلک پول وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد بوی اسکناس تا نخورده لای یه کتاب با اینا زمستونو سر میکنم با اینا خستگیمو در میکنمفکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاهشوق یک خیز بلند از روی بو ته های نوربرق کفش جفت شده تو گنجه هابا اینا زمستونو سر میکنم با اینا خستگیمو در میکنمعشق یک ستاره ساختن با دلک ترسنا تموم گذاشتن جریمه های عید مدرسهبوی گل محمدی که خشک شده لای کتاببا اینا زمستونو سر میکنم با اینا خستگیمو در میکنمبوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذریشب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدنتوی جوی لاجوردی هوس یه آبتنیبا اینا زمستونو سر میکنم با اینا خستگیمو در میکنم..........امیدوارم سال نو سال خوبی واستون باشهخوش بگذره


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز
 
http://dalawy.persianblog.ir/post/13
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
 سکانس اول

 FADE IN 

تیک  

تیک  تیک،

تیک سکوت سرد کنار سفره سین ها را

 میشکند

 شمعها روشن 

 تا زندگی، ماهی سرخ را بسراید 

تنها 

بی شور و اشتیاق

 غرق در انزوا 

و غزلسرای آه

 ZOOM IN 

چشمهای پر از حسرت 

سرد

پر از اشکهای...

سکانس دوم  

پر از اشکهای مسموم غم

 خیره 

خیره به فراسوی دور

 شکسته 

هم وزن چین و چروک 

خستگی 

انتظار

 انتظار

 انتظار

 ZOOM OUT :

 یا مقلب القلوب والـ

 FADE OUT

سکانس سوم

  دیگر نا ندارد 

آهنگ تیک تیکها را تکرار کند

 شمعها روشنایی را تا آخر سوزانداند 

تنها سین سکه،

 سینهای دیگر سین سلامت ندارند 

آخرین غزل ماهی  

بی وزن،

 با ردیف یک جنازه روی آب 

جیغ به پهلو شکستن در 

سکوت را  

می بلعد 

وتنها حنجره یک واژه را فریادوار قی میکند

 :نه؟!!!


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://sevenlo0ove.persianblog.ir/post/46
ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ  هفت روز تنهایی 

خدایا مهربانم کن ...تو چشمان مرا با نور خود بگشا...تو لبخند رضایت را عطایم کن

بفهمان زندگی زیباست ...خداوندا تو راه سبز ایمان را نشانم ده
 
رفیقا...مهربانا... عاشقم فرما ...مرا در شط پر مهر گذشتت شست و شویم ده ...
 
تو پاکم کن....قرارم ده....
 
کریما.... دست های گرم ولبخندی عطایم کن....
 
تو ای نزدیک تر از من به من...اینک مرا دریاب...پناهم ده
 
تو ذکرت را عطایم کن...که به یادت دلم آرامشی یابد
 
حبیبا قدر دان خوبی ام فرما...تو ای تدبیر بر هر روز هر شامم
 
تو چرخاننده ی احوال این دنیا....بگردان حال من را سوی آن حالی که می دانی
 
تو آرامش عطایم کن...تو ای آموزگار پاک خوبی ها...بگیر این دست تنهای مرا در دست پر مهرت
 
طبیبا... ای که نامت مرهم دردم...شفایی مرحمت فرما ...تو را می خوانمت اینک اجابت کن مرا
 
ای منتهای راه رهجویان...تو بر مبنای هستی... رضا بودن عطایم کن...
 
که من همراه هر سختی بجویم گوهر پنهان و زیبای گشایش را
 
خدایا مزه ی پاک عطش را بر لبان تشنه ام بنشان...
 
بنوشان جرعه ای از آن ظهور ناب روحانی
 
مرا مست می جام حضورت کن و با تدبیر پر مهرت سحر گاهان سروش سبز سیمای سعادت ساز
 
ساقی هدیه ام فرما...
 
خداوندا ... نمیدانم چه تقدیری مرا فرموده ای اما... عطا فرما....
 
هزار امید........... هزار و سیصد آگاهی.........هزار و سیصد وهشتاد بهروزی.......
 
                          هزار و سیصد وهشتاد وهفت لبخند زیبا را                                         سال نو مبارک


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز
 
http://fisch.persianblog.ir/post/37
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ  المپیاد پنجم

آغاز سال
مردم شناسان را عقیده بر این است که محاسبه آغاز سال، در میان قوم ها و گروه های کهن، از دوران کشاورزی، همراه با مرحله ای از کشت یا برداشت بوده و بدین جهت است که آغاز سال نو در بیشتر کشورها و آیـیـن ها در نخستین روزهای پائیز، یا زمستان و یا بهار می باشد.  آغاز سال ایرانیان، هر چند زمانی دستخوش تغیـیـر گردید ولی حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و الا نبـیـاء و ابوریحان بـیـرونی در آثار الباقیه گویند که آغاز سال ایرانی، از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم ) روز هرمز از ماه فروردین بود. وقتی که آفتاب در نصف النهار، در نقطهً اعتدال ربـیـعی بود، و طالع سرطان بود.   پیدایش جشن نوروز
در ادبـیـات فارسی جشن نوروز را، مانند بسیاری دیگر از آیـیـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستین پادشاهان نسبت می دهند.  شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری، چون فردوسی ،منوچهری، عنصری، بـیـرونی، طبری، مسعـودی، مسکویه، گردیزی و بسیاری دیگر که منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبـیـات پـیـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاری جشن نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند، که تـنـها به چند نمونه و مورد اشاره می شود :  جهان انجمن شد بر تخت اوی               از آن بر شده فره بخت اویبه جمشید بر گوهر افشاندند               مر آن روز را روز نو خواندندسر سال نو هرمز فرودین                     بر آسوده از رنج تن، دل ز کینبه نوروز نو شاه گیتی فروز                   بر آن تخت بنشست فیروزروزبزرگان به شادی بیاراستند                   می و رود و رامشگران خواستند محمد بن جریر طبری نوروز را سر آغاز دادگری جمشید دانسته :    جمشید علما را فرمود که آن روز که من بـنـشـسـتم به مظالم، شما نزد می باشید تا هر چه در او داد و عدل باشد بنمایـیـد، تا من آن کنم.  و آن روز که به مظالم نشـسـت روز هرمز بود از ماه فروردین. پس آن روز رسم کردند.     ابوریحان بـیـرونی پرواز کردن جمشید را آغاز جشن نوروز می داند : چون جمشید برای خود گردونه بساخت، در این روز بر آن سوار شد، و جن و شیاطین او را در هوا حمل کردند و به یک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم برای دیـدن این امر به شگفت شدند و این روز را عید گرفته و برای یادبود آن روز تاب می نـشـیـنـند و تاب می خورند.   به نوشته گردیزی، جمشید جشن نوروز را به شکرانهً این که خداوند " گرما و سرما و بیماری و مرگ را از مردمان گرفت و سیصد سال بر این جمله بود " برگزار کرد و هم در این روز بود که " جمشید بر گوساله ای نشست و به سوی جنوب رفت به حرب دیوان و سیاهان و با ایشان حرب کرد و همه را مقهور کرد. "  و سرانجام خیام می نویسد که جمشید به مناسبت باز آمدن خورشید به برج حمل، نوروز را