جشنواره اینترنتی نوروز

مسابقه و جشن اینترنتی وبلاگنویسی نوروز 87

http://vurujak4iran.persianblog.ir/post/8
ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ فروردین ۱۳۸٧  

 وبلاگ رازهای تنهایی من

میگویند ننه سرما که رود ، بابا نوروز میاید و سبزه و گل و :یا مقلب القلوب و الابصار.......

پیرزن خسته ذهن من تار میبافد،پودهای سکوت را درهم میتند،انگار

میخواهد فاصله مان را با پرزهای قالی پر کند.من در میان اجتماع

سوگوار تجربه های سیاه پوش محاصره شده ام. انگار نه انگار که خالق

آنها هستم...محاکمه ای است از خواستن ها و باید ها...یادآور

 حزن انگیز لحطه ای شادی و دیگر هیچ...

نه تاریکی مهلت عبورم میدهد،نه وزش شرم آلود اشکهایم .چگونه

دستهایم به خون وصالت آغشته شد؟؟....

در میان قبرستان مخوف خاطره هایی که  محکوم ندیدنند،.من سر

سپرده آهنگ محزون کاش ها و شاید هایم..افسوس که نزدیکی نگاه

سبزت به چرت کوتاهی،در انتهای راه لغزنده لجاجت،مانند است.

و دور خواهد شد از این ذهن خسته، با لبخند فراموشکاری و یا چند

قطره  آب هشیاری و یا....

و این منم، در تکاپوی گریز و ناتوان  از دلبستگی های گنگ ناگزیر...مثل

همان روز که خواب دیده بودم :کودکی زخم خورده میان کوچه های

کاهگلی قلبم جست وخیز میکند.که بزرگ شد،که دستش به بلندای

جذابیت رسید،پله پله بالا رفت.آب شدن صورتکهای خندان دروغینر ا در

گرمای دلهره  ماسیده،روی دیوار تشویش، دید.و سکوتی مبهم خانه را

لرزاند.تنها صدای سوت سوتک غمگینی ماند،که انگار کودکی خفته در

عمق دلتنگی گور مینوازد.و صدای غمگین پیرزنی که قالی میبافد..

پیرزن خسته ذهن من تار میبافد، پود میبافد میخواهد پرزهای چاره ای

 را در تنگنای فاصله مان بپاشد.میخواهدبا بهار زنده شود. پر بکشد .تورا

از آنجا که نیستی در یابد: دورتر از صدای سوت سوتک غمگین

کودکی خفته د ردلتنگی گور...کافیست ،پیله غرورت را کمی بشکافی،

من برای تجربه هیجان بودنت محتاج 1روزنه ام...

بهار خواهد آمد و دردها در گذرند که من و تو در خنکای خوشبختی

غرق شویم.

بهار میا ید.عیدت مبارک   
 
 
کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز