جشنواره اینترنتی نوروز

مسابقه و جشن اینترنتی وبلاگنویسی نوروز 87

http://lyricpoem.persianblog.ir/post/13
ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ شعر و ترانه

سال نو شد.مثل همیشه کنار شادی ام -دلواپسی محتاطانه ام را هم داشتم.یادم هست که همیشه باید توی شادیها کمی نگران باشم.شاد شاد بودن من را می ترساند.دلواپسی کمکم میکند وقتی در عین خوشی چیزی را از دست میدهم خیلی شوکه نشوم.این تجربه قیمتیِ بیست و چند ساله من است.
سال نو شد.به اتفاق هایی فکر میکنم که امسال منتظر نشسته اند تا هر کدام سر نوبت برسندو غافلگیرم کنند.اما من پیشاپیش آماده ام.
کنار سفره هستم وبه صدای محزونی گوش میدهم که از کسانی میخواند که عید نیستند.و من تازه وقتی چشمان درشت متعجب روبرویم را می بینم می  فهمم که به وضوح در حال هق هق زدنم.به بیست و چند بار جای خالی کنار هفت سین فکر میکنم.به عیدی هایی که به من نداد به سالهایی که پیش خودم هم رو نداشتم دلتنگی کنم.به حفره قدیمی توی قلبم که حتا این دستهای گرم کوچکی که کنارم دارم هم نمیتوانند پرش کنند.من بعد از همه این سالها -به وضوح پدر میخواهم.
من از ...نمیدانم چه کسی-یک پدر طلب دارم.من دیگر واقعا واقعا دلم او را میخواهد.نه پدر بزرگ-نه عمو-نه دایی-فقط خود خود خودش را.
من کودک بیست و شش ساله ای هستم که بیش  از بیست و سه سال از عمرش را در ایستگاه  امیدهای پوچ جاگذاشته.که اینهمه سال را سپری نکرده و نمیداند با اینهمه کودکیِ دست نخورده چه کار کند.

سال نو شد. و من دارم به شادیهایی فکر میکنم که در توهمِ از دست دادنی تازه -گم شان کردم. 


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز