جشنواره اینترنتی نوروز

مسابقه و جشن اینترنتی وبلاگنویسی نوروز 87

http://wordssword.persianblog.ir/post/11
ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ اینجا ایران است

سینمای نوروزی

تلویزیون ایران در نوروز امسال با فیلم های سینمایی داغ ساخت 2007 همه را غافلگیر کرده. خون به پا خواهد شد(There will be blood) با بازی عجیب و جادویی دنیل دی لوییسِ اسکار گرفته، دیاری برای پیرمردها نیست(No country for oldmen) ساختة برادران کوهن، 1408 با بازی جان کوزاک، در دره الاه (In the valley of Elah)با بازی تاثیر گذار تامی لی جونز کهنه کار و سوزان ساراندون محبوب، مایکل کلایتون(Michael Clayton) با بازی جرج کلونی، ترور جسی جیمز توسط رابرت فورد بزدل(The Assassination of Jesse James by coward Robert Ford) با بازی براد پیت، آلاتریس(Alatriste) محصول 2006اسپانیا با بازی چون همیشه دلنشین ویگو مورتنسن و چند فیلم دیگر. رویهمرفته این فیلم ها کلکسیونی از سیاهی، خشونت و ناامیدی مفرط هستند که زیر لایه دلخراش فاش گوییِ نهایت درجه حیوانیت یک انسان، سعی در جستجوی ذرات نور در عمق فلاکت نوع بشر دارند. زیاده خواهی، رذالت نفس، عدم اعتقاد به خداوند، جنگ و کشتار همنوع؛ از کدامیک گریزی خواهد بود؟ یاد فیلم های پایان هزاره دوم و شروع هزاره سوم بخیر. ارباب حلقه ها چه پیامی جز امید و شهامت و دوستی و عشق داشت؟ ماتریکس چیزی جز امید به وجود منجی و اصلاح نهایی جهان بود؟ بتمن، اسپایدرمن، زورو و حتی هری پاتر و دنیای جادوییش آیا دلگرمی و خوشی نبود؟ کمی عجیب نیست که اسکاری های امسال اینقدر غرق غم و اندوه بودند؟ وقتی بهترین فیلم اسکار هشتادم را تماشا می کردم، برایم طوری بود که گویی به جای قلب، حفره ای خالی در سینه داشتم؛ یعنی کسانی وجود دارند که ادامة زندگی انسانی را با شیر و خط انداختن، معین کنند! هیچوقت به ذهنم هم نمی رسید که ممکن است روزی پیرمردی را تحسین کنم که وقتی نحوه به قتل رسیدن فرزندش را می شنود، با قاتلین او همدردی کند؛ قاتلینی که چون گرسنه بودند برای صرفه جویی در زمان، به جای دفن کردن جسد، آن را قطعه قطعه و بعد سوزانده بودند! از نفت پیوسته مخلوط با خون که هنوز هم منشا جنگ است، دیگر چیزی نمی گویم.به هر حال آب و هوای سینمایی نوروز امسال، بیش از حد سرد و دلگیر بود. آیا واقعا در میان فیلم های سینمایی سال 2007 جهان، هیچ نمونة امیدوارکننده و بدون خشونتی وجود نداشته؟ چرا باید نوروز امسال، چنین سرشار از غم و تیرگی و سردی و ناامیدی باشد؟ دریغ از ذره ای لبخند و آرامش. دلم برای خنده های دلنشین استیو مک کویین تنگ شده. هنوز هم دلم برای خشونت نرم و متعهدانة بازی های مارلون براندو پر می زند. نگاه های همیشه مقاومت ناپذیر ال پاچینو کجاست؟ اقتدار آنتونی کویین؛ لبخندهای معصومانة پل نیومن؛ ژست های بی خیال همفری بوگارت؛ حرکات ظریف کلینت ایستوود؛ ... سینمای پر امید گذشته های دور هنوز هم درمان دردهای ماست. چه کسی می تواند اسپارتاکوس را فراموش کند؟ لوک خوشدست آیا براستی مرده است؟ چه کسی جز پاپیون می تواند نماد تلاش برای بدست آوردن آزادی باشد؟ اطمینان دارم هنوز هم مایکل کورلئونه لباس نظامی گریِ پیش از پدرخواندگیش را بر تن دارد و شاهین طلایی مالت زیر لایة سیاهرنگ ظاهریش می درخشد. اینها خاطرات بی زوال ما از سال های دور سینماست که گویی قرن ها از تولد و ظهورشان گذشته و سپری شده. دیگر دلم از انفجار و اقیانوس خون و آدم های ماشینی و هیولا و روبوت و سیل ماشین های پلیس و ترور و دروغ و نگاه های بیحس و حالت به هم می خورد. در این دیوانه بازار آدم بدها و آدم خوب های توخالی چقدر دلم هوای افسانه های پریان را کرده! کدو قلقله زن، دوری بزن، چرخی بزن، دلِ ماه پیشونی هوای جنگل سحرآمیز پشت کوه های پر برف رو کرده. می خواد سری به سرزمین اسب های بالدار و ساحران بی نقاب بزنه. خیلی وقته که گنجشکک اشی مشی رفته و برنگشته؛ شاید پا بند یه خانوم گنجشک پا حنایی و نوک طلایی شده که تو این مدت ماه پیشونی رو فراموش کرده. ماه بالا اومده. دیگه چیزی به نیمه شب نمونده. کدو قلقله زن، دوری بزن، چرخی بزن ...            


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز