جشنواره اینترنتی نوروز

مسابقه و جشن اینترنتی وبلاگنویسی نوروز 87

http://pitan.persianblog.ir/post/28
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ از هر دری سخنی

خاطره نوروزی من!

پریروز برای اولین بار تو سال جدید تنهایی رفتم بیرون.فکر نمیکردم شهر اینقدر شلوغ باشه.درست مثل روزای آخر سال که همه تو تکاپوی خریدن!

مسافرای نوروزی هم زیاد بودن و موندن تو ترافیک اعصابمو بهم ریخت.

اما چیزای جالبی هم بودن.از جمله اینکه 3تا خانم رو دیدم که مانتوشون مثل هم بود.تو دلم گفتم یعنی مدل دیگه ای نبوده که این 3نفر رفتن باهم متحدالشکل شدن!!!چند قدم که جلوتر رفتم 2تا پسر رو از پشت سر دیدم که سوشرت راه راه تنشون بود.گفتم اینا حتما دوقلو هستند اما دقت که کردم دیدم نه از پشت سر هم شبیه نیستن!

تو تاکسی نشسته بودم که دیدم تو ماشین جلویی 2تا دختر با روسری همرنگ و همطرح نشستن!! دیگه داشت خندم میگرفت!

نفهمیدم این متحدالشکل بودنها تاثیر عید و خریدهای سال جدید بود یا تو بقیه روزای سال هم همچیین آدماهایی هستند و من نمیبینم!!

یه پدیده ی جالبی هم که دیدم و ربطی به عید و تعطیلات نداشت این بود که که موقع برگشتن موبایل راننده تاکسی زنگ زد.راننده یه هو ترمز کرد و پیچید منتها الیه راست خیابون!!! بعد موبایلشو در اورد و جواب داد!!!! به زور جلو خندمو گرفتم.با اینکه واقعا از این حرکت فرهنگی خوشم اومد و حتی می خواستم آفرین احسنتی هم به راننده بگم!

ولی از اونجایی که راننده هایی مثل این راننده تاکسی نادر و کمیاب واقعا شوکه شده بودم!

نظر شما چیه؟
۱.آفرین به این راننده.باید بهش مدال داد!

۲.منم موقع رانندگی این کارو میکنم.شوکه شدن و خنده نداره که!

۳.راننده خیلی ترسو و سوسول بوده!

۴.داستان لباسای متحدالشکل بامزه تر بود!

۵.خیلی بی مزه بود کلا.ااینم شدن داستان و خاطره که تعریف کردی آخه!!؟؟


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز