جشنواره اینترنتی نوروز

مسابقه و جشن اینترنتی وبلاگنویسی نوروز 87

http://roham524.persianblog.ir/post/44
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ ایران بهار

غروب کیش

 در غرب جزیره زیبای کیش و در نزدیکی مجتمع غروب کیش، کشتی عظیم الجثه ای در سواحل نیلگون آن آرمیده که به کشتی یونانی معروف شده است. کشتی یونانی از نظر تاریخی قدمت و اهمیت چندانی ندارد. در تاریخ چهارم مرداد ماه 1345 این کشتی که از بندر امام خمینی عازم یونان بوده به گل نشست و هشتاد روز تلاش اورینوکو، یدک‌کش هلندی برای بیرون کشیدن این کشتی به ثمری نرسید. اطلاعات بدست آمده از شرکت بیمه لویدز لندن نشان دهنده این است که این کشتی در زمان به گل نشست متعلق به کشور یونان و بنام کولااف بوده است. این کشتی در سالهای بین 1338 تا یکسال قبل از این حادثه، در مالکیت خطوط کشتیرانی ایران در تردد بوده. امپراطور و نچرایست از نامهای دیگری است که برای این کشتی ذکر شده است.
آنچه که به این کشتی فرسوده غول پیکر اهمیت می دهد، موقعیت آن در غرب جزیره و در هنگام غروب خورشید است. غروب خورشید در سواحل کیش از مناظر بسیار جذاب و تماشایی است. درخشش آخرین شعاع های نور خورشید بر پهنه آسمان، طیف رنگ های زرد و قرمز و نارنجی و سایه روشن های لکه های ریز و درشت ابر، تابلویی چنان زیبا و خیال انگیز را در پشت
کشتی یونانی پدید می آورد که نظیر آن را کمتر می توان یافت....و اینک حکایت من از این غروب
  غروب کیشبیا تا  جهان را تماشا کنیمبهار و خزان را تماشا کنیمفروزان شویم در میان شفقشب آسمان را تماشا کنیماگر باد زد شاخه ای را شکستغم باغبان را تماشا کنیمدخترم از من می خواهد که غروب خورشید را برایش تعریف کنم بویژه اکنون که در هنگامه غروب در برابر کشتی یونانی در ساحل جزیره کیش ایستاده ایم و غروبی  تماشایی را در کنار ساحل شاهدیم . سریع در ذهنم این تعریف ایجاد می شود که ببین دخترم! فرو رفتگی خورشید در افق را غروب می گویند به همین ساده گی !واو می پرسد ؟ راستی افق کجاست و من می گویم چشم انداز چشم من و تو هم افق است و می بینی چون که  غروب آید خورشید در انتها از چشم انداز چشم من و تو دور می گردد یعنی که به تعبیری در افق فرو می رود........           در اینجا..... دراین ساحل ......در کنار این کشتی که غریبانه زیر نوازش ابرو باد و باران و موج تحقیر می شود تا روزی که چون لاشه ای در چرخه حیات از دامنه طبیعت رخت بربنددواین خود دگردیسی بی رحم طبیعت است که نقش امروز و هرروز را یا به تعبیر شاملوهنوز را! پیوسته  در چنبره خود داردنگاه کن در سمت چپ کشتی غروب ساحل دیدنی تر است و این کشتی  چون  یک نقطه کانونی میان  خورشید و جزیره عمل می کندو زاویه نگاه را به غروب و تنهاییش و این جزیره رویایی می برد به مانند لنزی قوی که روی نقطه ای  زوم  کرده است . مردم زیادی در کنار این ساحل با صخره های مرجانیش که دست تطاول امواج را پیوسته بر پیکرشان احساس می کنند به نظاره نشسته اندو با دوربین ها و موبایل هاشان که کم هم نیست چون چکاچاک شمشیر های سرداران اسکندر یونانی عکس و فیلم تهیه می کنند و آن سوتر درگودی نمایش که تماشاخانه ای است روباز گروه آوازه خوانان گویی برای باد و آخرین تکه های آفتاب می خوانند زیر همه مسافران نوروزی خود را دارند هرچه سریعتر به کنار ساحل می رسانند تا لذت این منظره را برای آنی در ضمیر و ذهن خود حک کنند.در آخرین لحظات  آفتاب می گریزد تا برای همیشه از دست ودل ودیدگان مشتاقان  پنهان گرددو به آسایشی امن رسد  . وما که گویی در زمان بی تکرار این واقعه ایستاده ایم....به دخترم می گویم:ببین چه زودآفتاب می رود-وروزهموباز شب با سکوتوبا ستاره های بی شمار .........................و می بینی  شب که بیاید صدای باد و امواج بلندتر شنیده می شود وخوفی ترا فرا می گیرد گویی به انتهای جها ن رسیده ای .اندکی دل شکسته می شوی دوست داری مفری بیابی چون پرنده ای دریایی که در ماْمن امن این کشتی پناه می برد. پرنده ای که باید اهلی همین جزیره باشد همو که بر بلندترین نقطه کشتی که برجک دیده بانی ست درحال آخرین بال بازی خویش است تا در آشیانه ای که در کشتی ساخته واز دید من و تو پنهان است فرود آید ....کشتی غول پیکر ینشسته بر ساحلیپیچیده در زنگار بی رحم روزگاردر انبار هایش هم حتما ماهیان بی شماری درلابلای آهن پاره ها جست و خیز کنان به این سو آن سو می دوند تا جایی لای این آهن پاره ها بیتوته کنند.--- وحالا که  شب رسیده است   جزیره در آرامشی رویایی ترا با همه ستاره های بی شمار آسمانش به خود وا می گذاردهمه رفته اند بجز ما که ناچار و بی میل از رفتن سوار بر خودرو ازجاده ای که به نام جاده غروب خورشید است مسیرآمده را برمیگردیم.......بهار است و نوروزوبوی خوش گل و گیاه و دریا وراستی که  فضای دل انگیز کمکم می کند تادر  فراغ بالی هستی غرق شوم  دخترم در انتها می پرسد خوب حالاا طلوع خورشید را تعریف کنید می گویم برامدگی خورشید از افق را می گویند هردو بلند بلند می خندیم ! نوروز87 ماهشهر علی بهار


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: مسابقه اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره