جشنواره اینترنتی نوروز

مسابقه و جشن اینترنتی وبلاگنویسی نوروز 87

http://ey.persianblog.ir/post/179
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٧  

وبلاگ احسان یاسینی  

نوروزنامه87..

پنجشنبه اول فروردین ماه
من گیج خوابم ...
گویا صداهایی از بیرون می آید !
از اتاق بیرون می روم و با سفره هفت سینی که همشیره گسترانیده بر روی میز روبرو می شوم !
همه دور هم می نشینیم .. به تلویزیون خیره می شویم .. حرم امام رضا را پخش می نماید
و در ساعت 9 و 18 دقیقه آغاز سال جدید را اعلام می نماید..
و پدر بعد از مدت ها روی نشسته ی مرا می بوسد و 2عدد 5هزار تومان حواله ی دستم می کند !
در ادامه ی تکاپوی خانه تکانی هستیم ..
من برای ماهی هایمان تکنه نان پخش می کنم

جمعه دوم فروردین ماه
امروز به خانه دایی این ها رفتیم ..
بد نگذشت
دایی 2 عدد 2هزار تومانی عیدی داد..
آن یکی دایی هم 2عدد 5هزار تومانی بهمان داد ..
در پایان هنگام بازگشت از خانواده متوجه شدیم که کفش های من ، سروش و پدرش و آن یکی شوهر خالم رو جمعاَ به تعداد چهار جفت توسط یک آقای باشخصیت معتاد دزدینده شده است ! (حیف واکسی که به رویش کشیده بودم ! )
و من با پوشیدن کفش های کهنده پدر و آنها هم با غرض گرفتن دمپایی های دایی راهی میدان خراسون شدیم تا خریدن کفش ها را پیگیر شویم ..
و من یک جفت کفش خریدم ..
و ما فردا می رویم به اصفهان ..

شنبه سوم فروردین ماه
بارهای سفررا بستیم
راهی اصفهان شدیم ..

بین راه رفتیم سمت کاشان .. خیلی وقت بود کاشان رو ندیده بودم ، شهر تغییر زیادی نکرده بود
باغ فین رو دیدیم که چندتا حوض توش بود و حمام که خیلی شلوغ بود.. بنده خدا امیر کبیر ! حالا چرا توی حمام دخلشو آوردن خدا می دونه ! ناهار رو هم رفتیم همون رستورانه که یه آبشار توش داشت و کلی مگس ..
البته از اون مگس ها خبری نبود ...
و ما بعد از ظهر رسیدیم به اصفهان ، در یک مهمانسرا به سر می بریم که کامپیلیت در اختیار خودمونه ..
فردا و پس فردا هم اینجاییم.

یکشنبه چهارم فروردین ماه
ظهر کنار سی و سه پل رفتیم ..
پدر با باجناقش رفتن کنار وسایل ورزشی و کلی قر و قنبیل اومدن و منم سوژه برداری کردم ازشون !
برای ناهار هم نشستیم وسط خیابان میرفندرسکی ! و بریانی لومبوندیم !
..
بعد از ظهر رفتیم میدان نقش جهان ، اون ساختمان هم که نمای اونجا رو خراب کرده بود بالاش رو با آهن بریده بودن !
دور میدون زدیم ، مغازه ها رو دیدیم بازار رو دور زدیم .. بیشتر صنایع دستی داشت مثلا از این لباس های زنونه که شبیه لباس های شوالیه ها میمونه .. منم که نه سه تار گیرم اومد نه سنتور نه نی لبک ! پارسال انگار نی رو داشتن !؟
وسط میدون موفق شدم با دوربین یه خانومه عکس تکی بگیرم ! در واقع اومدم رد بشم که فلاش دوربینش حواله دماغم شد ! فکر کنم داشت از بنای مسجد جامع عکس تکی میگرفت ...
در پایان نشستیم دور حوض و فالوده بستنی خوردیم و کلی یخ زدیم ...

دوشنبه پنجم فروردین ماه
صبح رو به باغ پرندگان رفتیم و من کلی عکس های هنری حواله پرنده ها کردم...
در پایان یه پرنده روی پیرهنم شیرین کاری کرد که به قول اینا اومد داشت واسمون !؟ چون بعدش داییم زنگولید و گفت شماره پاهاتون رو بدین که یه کفش دزد در خانمون پیدا کردیم !
از باغ پرندگان به آتشگاه رفتیم ..
 آتشگاه که به گفته راهنما محلی برای عبادت بوده و به محلی برای دیدبانی تبدیل شده و شامل عمارتی بزرگ بوده الان دیگر چیز زیادی از اون باقی نمونده .. و ما در بالای آتشگاه با لباس های خاکی کلی حال می کنیم ...

سه شنبه ششم فروردین
هم اکنون در شیراز بسر می بریم..
شکوه و عظمت هنر ایران زمین را میتوان در مقبره کورش کبیر مشاهده کرد..
اینجا پاسارگاد .. تمدنی به وسعت 12 هکتار .. ستون هایی بلند قامت و حکاکی هایی سنگی اینجا همه چیز بوی تمدن بشری را به خود گرفته اند ...
سوغات اینجا هم مسقتیه یا (مسقتی ) از همین ها که وقتی می گذاری زیر دندان مثل دمبه له میشه !

----------- کلی نوشت -------
در شیراز به مقبره خواجوی کرمانی هم رفتیم .. کلی آدم باکلاس فشن (احتمالا تهرانی) هم اونجا حضور داشتن .. حافظیه و سعیده هم رفتیم .. حمام وکیل و بازار وکیل رو هم دیدیم ..
باغ عفیف آباد و کلی جای دیگه که مخ یاری نمیکنه هم رفتیم .

--- از شیراز به طرف یاسوج حرکت کردیم .
یک شب رو در یاسوج در یک مدرسه ( که توالتش آفتابه داشت ) گذروندیم.. من که توی ماشین خوابیدم . فرداش به طرف سی سخت حرکت کردیم و چه مناظری که ندیدم ! ارتفاعات ۵ هزار پایی دنا و زرد کوه ٬ آبشار مارگون ٬ خانه های روستایی ٬ چشمه هایی که از دل کوه می جوشیدن ! بالای چشمه میشی هم رفتیم.

جذابیت ها-----
راه رفتن توی آب و رفتن به بالای کوه و خفن ترینشون که آبشار مارگون و سمیرم بود خیلی حال داد .. ینی فکر کنم برای ملت جالب انگیز بود که من و پسر خاله و همشیره با دمپایی از صخره ها بالا می رفتیم ! سوروش که ۴چنگولی سنگ ها رو چسبیده بود !

۲) سنگ انداختن در آب و خیس کردن خانواده

۳) دیدن خانه های روستایی از اون کاه گلی ها و همزیستی مسالمت آمیز با خر و گاو و مرغ و خروس..

۴) رفتن به زیر آبشار به طور فجیع و پر کردن بطری آب !

۵) خوراک من : صخره نوردی با دمپایی !

۶) خوردن سالاد فصل و فالوده بستنی ..

۷) بزن و بکوب های زیر پل خواجو

۸) دیدن مناظر دست نخورده از جمله دشت ها و دره های وسیع ..

۹) مقبره سنگی کورش کبیر..

پی نویسی-------
سمیرم یکی از شهرهای استان اصفهان که به بام ایران شهرت داره و از سطح دریا ۴هزار متر ارتفاع داره ..


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: مسابقه اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره