جشنواره اینترنتی نوروز

مسابقه و جشن اینترنتی وبلاگنویسی نوروز 87

http://dearfarzad.persianblog.ir/post/62
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٧  

 وبلاگ حکیم باشی

صبح با صدای هیاهوی گنجشکهای کوچکی که داشتند در پشت بام خانه لانه می ساختند از خواب بیدار شدم . همه شان در تکاپو و جنب و جوش بودند . یکی پرواز می کرد ، یکی پرهای خود را می آراست ، یکی آن طرف تر برای جفت خود دلربایی می کرد ، و دیگری با پر کاهی بر منقار در تجسم کاخی بود که تصمیم به ساخت آن در پشت بام خانه ی کوچک ما گرفته بود .
نگاهم را از پنجره پس گرفتم و به سقف خانه خیره شدم . این گنجشکها هیچ گاه بهار را فراموش نمی کنند انگار . اصلا انگار هیچ موجودی فصول را فراموش نمی کند . یاد روز گذشته ام افتادم که لباس به تن کرده بودم و با ظاهری آراسته قدم به صفحات وبلاگ دوستانم زده بودم . امروز همه ی نوشته ها برایم قابل پیش بینی بود . حتی در جایی پیش از آنکه مطلب نوشته شود من نظرم را نوشتم و از قضا چند لحظه بعد مطلب مرتبط با نظر من در وبلاگ نگاشته شد . این اولین باری نبود که آدمها را یکرنگ می دیدم .
روزگاری تصورم این بود که تغییر فصول سال خلاصه می شود در گردش زمین به دور خورشید ولی انگار اشتباه حدس زده بودم . این همه اتفاق مهم در رفتار ما آدمها رخ می دهد و ما هیچ کدام را منتسب به فصل خاصی نمی دانیم و همه ی گناهها را انداخته ایم گردن گردش زمین . فکرش را بکنید هنوز گردش زمین ما را به بهار نرسانده ولی همه ی ما به نحوی در جنب و جوشیم . نکند عامل ایجاد گردش فصل ها خودمان باشیم؟ نمی دانم خرید لباس های نوی مابهار را به زمین یادآوری می کند یا هدیه دادن لباسهای کهنه مان به فقرا ؟! نمی دانم سردی دلمان زمستان را می آورد یا دلسردی آواره ای که از یاری ما نا امید شده ؟!
امروز هر نوشته ای را می خوانی دارد حساب پس می دهد . شاید     می خواهیم روی افکارمان بنویسیم "بعلت تغییر فصل حساب دفتری نداریم ، تقاضای نسیه نکنید" همه ی ما یک هفته مانده به بهار به دیدار خفتگان در خاک می رویم انگار می خواهیم به آنها یادآوری کنیم فصل جوانه زدن نزدیک است ، بیدار شوید . نمی دانم شاید بهار شکوفا شدن آنها با بهار ما تفاوت دارد .
درست بخاطر می آورم روزی را که همه ی ما در نوشته هامان هندوانه نقاشی کردیم و بلندترین شب را برای خود ساختیم  . خاطرم هست روزی را در اواسط زمستان که همه از سردرگمی عشق فریاد می زندند .
آی آدمها تکان بخورید و به زمین یاد آوری کنید آمدن بهار را . چشمهایتان را باز کنید و نگاه های  خیره به دستانتان را در خیابان ببینید . شکوفه های بهاری را در دستان دخترک مو ژولیده برویانید .
سبزی بهار از خنده های کودک نشسته بر زمین سرد خیابان هاست .     بوسه هاتان کو؟مگر از گونه های پسرک آدامس فروش خیابان مستحق تر کسی را سراغ دارید ؟
یخهای دلتان را آب کنید . بهار را جاری کنید .
آهای اهالی سرزمین چهار فصل ، فصلی نو  برویانید .
انقدر به دید و بازدید دوستان بروید تا آسفالت سیاه خیابان زیر پایتان سبز شود .
انقدر لبخند بزنید تا برق دندانهاتان خورشید را بسوزاند
 
فصل تازه فرا رسید و یک دنیا آدم برای بهاری شدن در شکوفه خواهند زد .
از خواب زمستانی بیدار خواهیم شد اگر ...


کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: مسابقه اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره