جشنواره اینترنتی نوروز

مسابقه و جشن اینترنتی وبلاگنویسی نوروز 87

http://hashemipour.persianblog.ir/post/19
ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٧  
وبلاگ نوشته های ادبیروز بیست و پنجم فروردین ماه را در ایران روز «ملی عطار» نامیده اند. به همین بهانه همایشی با حضور اساتید و دوستداران عطار درمولد وی شهر نیشابور و همچنین در برخی کشورهای جهان برگزار می گردد. جا دارد که ما نیز در بزرگداشت این شاعر و عارف وارسته ایرانی سهمی داشته وحقی را هرچند اندک از گوینده نیشابوری با شناساندن وی به مردم کشورمان ادا نماییم. فریدالدین عطار نیشابوری عارف نام آور ایران در قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری مطابق با قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم میلادی می زیست. در اینجا سخن از پیر سخندان و عارف توانایی است که در دکان عطاری می نشست و به گفته خودش از بام تا شام به مداوای پانصد تن افراد ناتوان و بیمار می پرداخت. به داروخانه پانصد شخص بودند               که در هر روز نبضم می نمودندالبته اشتغال به داروفروشی او را از اشتغال به مطالعات و تحقیق در مباحث عارفانه و عالمانه باز نمی داشت. عطار در «کدکن» نیشابور به دنیا آمد. پدر وی شغل عطاری داشت و در حرفه خود عظیم القدر بود. وی در ابتدا به همراه پدر و در خدمت او در دکان عطاری بسر می برد. پس از درگذشت پدر به تنهایی داروخانه میراث مانده از پدر را اداره می کرد. عطار بدون شک طبیبی ماهر و آشنا با خواص گیاهان و داروهای مختلف و پزشکی دانا برای بیماران و دردمندان بوده و این مطالعات را علاوه بر آن که در کتابها آموخته با استفاده از تجربیات پدر تکمیل نموده است. اما شگفتا که با همه آگاهی عطار بر علوم پزشکی جز بعضی اشارات اثری مستقل از او در این زمینه باقی نیست. نکته گفتنی درباره عطار توجه به زندگی آرام اوست. به طوری که از کودکی پس از آشنایی با علوم و فنون مختلف به سوی طب و حکمت و کلام و علوم دینی و فلسفه و بخصوص به تصوف و عرفان و تفسیر روی آورد. پس با وقوف بر این مطلب افسانه معروفی را که عبدالرحمن جامی در باره انقلاب درونی وی نقل می کند کاملا بی اساس و ساختگی است.جامی آورده که علت توجه عطار و روی گردانی از دنیای مادی آن بود که روزی در دکان عطاری مشغول بود. درویشی آنجا رسید و چند بار درخواست چیزی در راه خدا کرد. عطار توجه نکرد . درویش گفت تو همچون من می توانی مرد؟ عطار گفت بلی. درویش کاسه چوبین خود را زیر سر نهاد و خدا را یاد کرد و مرد. عطار را حال متغیر شد و دکان را بست و به عرفان پیوست. عطار در عرفان از مریدان شیخ مجدالدین بغدادی معروف به خوارزمی بود که او نیز از شاگردان شیخ نجم الدین کبری محسوب می شود. او بنا به رسم مشایخ به سفر پرداخت و از مکه تا عراق افراد زیادی از عرفا را زیارت کرد. در همین ملاقاتها بود که به خدمت شیخ مجدالدین درآمد. سن سی سالگی آغاز بیداری و آشفتگی حال عطار در سیر و سلوک عرفانی و زمانی است که احساس مبهمی او را از گذشت عمر و بر باد دادن آن بر حذر می دارد و برای رسیدن به اسرار طریقت و حقیقت آماده می شود. از این رو پس از رسیدن به کمال معرفت و احاطه وی به دین و عرفان آثاری گرانبها از خود باقی گذاشت. سخن عطار با سوز و شوق و عشق همراه است و از این جهت کلام او را « تازیانه سلوک» نامیده اند. زیرا همواره سالکان راه حقیقت راچون تازیانه به جانب مقصود راهبری کرده است. برای بیان معانی عالی عرفانی سخنانی بی  پیرایه و روان را برگزیده که در عین حال به فصاحت و بلاغت و انسجام متصف است.  محققین عدد این آثار را به تعداد سوره های قرآن یکصد و چهارده اثر می دانند که شاید مبالغه آمیز باشد.اما عطار علت بجا گذاشتن آثار وتالیفات خود را به منظور ثواب آخرت توجیه کرده و در تذکره الاولیاء می گوید«تا از من یادگاری ماند تا هر که بر خواند گشایشی یابد ومرا به دعای خیر یاد دارد و بود که سبب گشایش او مرا در خاک گشایش دهند»                  به نظم در آوردن مثنویهای بسیار و دیوان غزلیات و قصاید و تالیف کتابهای پر ارزش تذکره الاولیاء و منطق الطیر از جمله آثار فکری و ادبی عطار است. تذکره الاولیاء مهمترین اثر عطار می باشد که به نثرتالیف  شده و در آن شرح حال نود و شش تن از مشایخ و بزرگان صوفیه آمده و مناقب و نصایح و سخنان حکمت آمیز آنان با بیانی ساده و دل انگیز ذکر شده است. اثر دیگر عطار «منطق الطیر» می باشد که بحق آنرا تاج مثنویهای او می دانند. منطق الطیر منظومه ایست رمزی و موضوع آن بحث پرندگان از یک پرنده داستانی است بنام «سیمرغ» . به این علت پرندگان اجتماع کردند که برای رسیدن به سیمرغ حرکت کنند. هدهد راهنمایی آنان را پذیرفت. بعد از طی راههای طولانی و دشوار و گذشتن  از هفت وادی که اشاره به هفت مرحله از مراحل سلوک یعنی: طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، فقر و فنا است سرانجام تنها «سی مرغ» بی پروبال و رنجور باقی ماندند و به حضرت سیمرغ (حق) رسیدند. سالها گذشت تا اینکه مورد پذیرش درگاه خداوندی قرار گرفتند. منطق الطیق از شاهکارهای زبان فارسی است که حاکی از قدرت ابتکار شاعر در به کار بردن اسرار و رموز عرفانی و بیان سیروسلوک و آموزش سالکان طریقت می باشد. دیگر آثار عطار عبارتند از: مصیبت نامه، اسرارنامه، خسرو نامه،الهی نامه، مختارنامه و دیوان اشعار است. می گویند:بهاء الدین پدر جلال الدین مولوی در دوران پیری عطار هنگامی که عازم عراق بود به خدمت وی درآمد و عطار نسخه ای از کتاب اسرارنامه را به مولوی که در آن هنگام کودکی خردسال بود هدیه کرد. بی دلیل نیست که مولوی با دارا بودن درجات متعالی بازخود را در برابر عطار اندرخم یک کوچه می داند و او را به منزله «روح» می داند که سنایی دو چشم اوست.عطار روح بودو سنایی دوچشم او                 ما از پی سنایی و عطار آمدیمگفته اند که وی بدست مغولی کافر کشته شده است . مقبره وی در نزدیکی شهر نیشابور باقی بوده و در زمان تیموریان چون رو به ویرانی می رفت به فرمان امیر علیشیر بنای آن مرمت گردید.قطعه زیر از اوست:یافت مرد گور کن عمری دراز               سائلی گفتش که چیزی گوی بازتا چو عمری گور گندی در مغاک           از عجایب هیچ دیدی زیر خاکگفت این دیدم عجایب حسب حال          کاین سگ نفسم همی هفتاد سالگور کندن دید و یکساعت نمرد                      یکدمم فرمان یک طاعت نبرد
کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: مسابقه اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره