جشنواره اینترنتی نوروز

مسابقه و جشن اینترنتی وبلاگنویسی نوروز 87

http://30phone.persianblog.ir/post/114
ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  
 وبلاگ ماری مهرمند

آن بالا

آن بالا، آسمان هم رنگ دیگری داشت.
برگ درختان بزرگتر و گیاهان هم سبزتر بودند. آن بالا خورشید از تابیدن خسته نمی شد، و گاه گداری از ابرها بارانی هم می چکید. زمین خیس می شد و خاک جوانه می زد. آن بالا، آسمان هم رنگ دیگری داشت، و در هیچ کتابی خوانده نمی شد که "هر کجا روی آسمان همین رنگ است"، چون هیچ کودکی این داستان کهنه را باور نمی کرد.
آن بالا، مردمان شاخه احساس را رنگ می کردند تا که شاید به بهانه رنگین بودنش به فروش رسد. صبحدم هر همسایه از پنجره به آفتاب سلام می داد و تکه نانی هدیه گنجشک می کرد. روی زمین امامزاده آنقدر دانه باران بود که هیچ کبوتری با دیگری به میدان جنگ نمی رفت.آدمها می رقصیدند زیر باران، خود را گم می کردند بر پهنای خیس خیابان، و آنقدر خیابان های گرم را راه می رفتند که خورشید هم به خواب می رفت و ماه جایگزین آن می شد.آن روزها، ماه کامل یک اسکناس سبز میان برگه های "گلستان" می نشاند، و نیمه باریک آن، ناخن پنجه های توانمند خداوند بود. آن بالا نان تازه می پختند در تنور، و می فروختند، ارزان، به نرخ چند اسکناس آجری رنگ که تصویر "فتح خرمشهر"بر آن نقش بسته بود. آن بالا گاهی به بهانه سخن، به جرم اعتقاد
۷ مردی را به زندان افکنده و زنی را دست می بستند. آن بالا، قانون برابر عدالت نبود، و هر کس پایه معرفت را روی خطوط ناجوانمردانه کتاب ها آموخته بود. آن بالا، گاهی خبر گم شدن همسایه ات، مرگ برادرت و توقیف انگشتانت آنقدر بی اهمیت بود که برای خالی نماندن عریضه، خبر جنگ دولت های همسایه کمک می شد. آن بالا مردمان به چهار قسمت نامساوی تقسیم می شدند. و شمال و جنوب میزان آدمیت را اندازه می گرفت.آن بالا، کودکان از دیوار می پریدند تا مرز ساختگی خیابان را بشکنند و پاهای کوچکشان را بکوبند به توپ چهل تکه خاکی. آن بالا، از همان لحظه نخستین توقیف قلم، کودکی آموخت تا هرگز حتی یک قدم هم به پشت سر بر ندارد. جاده طولانی است، و آن بالا بعضی وقتها روزها می شود که انگار جاده هرگز پایان ندارد.
آن بالا همه چیز عوض شده است، شنیده ام آن اسکناس سبز دیگر ارزشی ندارد، و کسی دیگر به اسکناس آجری رنگ نگاه هم نمی کند. ولی تصویر خیابان های پوشیده شده از برگهای سبز و زرد هنوز هم نقش حقیقی آن بالا را به یاد مردمان این پایین می اندازد.این پایین هوا گرفته است. این پایین همه با حسرت با آن بالا نگاه می کنند، به یاد روزهای بارانی و کودکان مرز شکن. به یاد نقش انگشتان سرخ روی دیوارهای شهر، و کاغذهای نیمه پاره روی خاک.
این پایین زندگی رنگ دیگری است. به بهانه سخن، به جرم اعتقاد...کسی حرف کسی را نمی شنود. این پایین جتده طولانی است، و بعضی روزها می شود که انگار جاده همیشه یک رنگ است.
‌                                                            **** برای تمام آنان که آن بالا، به این پایین می اندیشند، و مردمان این پایین، که قلبشان برای آن بالا می تپد. نوروز مبارک.  سیپنتمندگاهیسنا چهل و هفت
کسی که در پرتو پاک ترین اندیشه ها،
راه بهترین ها را می پوید،
و زبانش گویای اندیشه ای نیک است،
و دست هایش،
تنها یک اندیشه دارد:
مزدا اهورا، آفریننده، پروردگار و سرچشمه راستی است


کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز ،کلمات کلیدی: نوروز