جشنواره اینترنتی نوروز

مسابقه و جشن اینترنتی وبلاگنویسی نوروز 87

http://solmazkhanoom.persianblog.ir/post/4
ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧  

 وبلاگ سولماز حاجی خانی

بنام خدایی که همین نزدیکی است....

 خیابان پر بود از ماشین های جورواجور.دوباره باران گرفته بود، خوشحال بود که زمستان امسال لااقل از برف خبری نیست؛ تا عید دو روز بیشتر وقت نداشت. آرزو کرد امسال سین های سفره هفت سینشان واقعی باشد. سال گذشته از لا به لای صفحه های روزنامه باطله عکس سبزه و سیر و سمنو حتی ماهی قرمز کوچولوی توی تنگ را بریده بود و روی روسری یادگاری مادربزرگش _ روی طاقچه ی کنار پنجره_چیده بود، و چقدر سخت بود که بغضش را دربرابر تمنای نگاه خواهر کوچکش که تنگ خالی را با اشتیاق کودکانه اش پر آب کرده بود و منتظر ماهی قرمز بود و تا دستهای خالی برادر را دید زد زیر گریه و با او قهر کرد، نشکند. ولی امسال تمام سعی خودش را می کرد تا هرچه زودتر از شر این گلهای رنگارنگ که تنها همدمش در میان همهمه ناتمام خیابان های شلوغ بودند؛ خلاص شود و حتمآ امسال از شرمندگی خواهر کوچکش که بهانه ماهی قرمز را می گیرد، دربیاید.بلند شد...منتظر ماند چراغهای سبز قرمز شوند. وقتی بچه بود چراغ سبز را خیلی دوست داشت، اما حالا آرزو می کرد کاش همیشه چراغ چهار راهها قرمز بود.پرید وسط خیابان.تصمیم گرفت همه گلهایش را بفروشد. انگار روی زمین نبود.مادربزرگش را می دید، با همان روسریی که حالا سفره هفت سینشان بود. هنوزهم می خندید، مثل همیشه، خواهرش را دید که حالا بزرگترین تنگ ماهی قرمز دنیا را دارد، و خودش که همه گلهای سرخ را فروخته و بعد مدتهاست که می خندد.صدای آژیر ماشین های پلیس بلند شد. وسط خیابان جسد پسرکی که خنده ی شیرینی بر لب داشت افتاده بود و اطرافش را گلهای سرخ گرفته بودند...آن طرف ترتنگ ماهی قرمز دختر بچه ای شکسته بود و ماهی اش جان می داد.با این که نزدیک بهار بود، سوز می آمد و برف زمستانی شروع به باریدن کرده بود.
کلمات کلیدی: نوروز ،کلمات کلیدی: جشنواره اینترنتی نوروز