http://khalkhan.persianblog.ir/post/158

وبلاگ پامیر بدخشان 

نوروز در بدخشان تاجیکستان
مردممشرق زمین عید فرخپی نوروز را از زمان‌های قدیم با شادمانی بی‌نهایت تجلیلمی‌کردند. نوروز فرخنده‌پی، عید بهار و رمز زیبایی و سرسبزی طبیعت با حسن و شکوهخاص در وجود انسان نشاط و شادمانی را تجدید می‌کند. زیرا بهار به انسان احساس خرمیدر دل، تازگی در دماغ و سبکی در روح عطا می‌نماید. طبیعت از خواب طولانی برخاسته وسرسبز و گل افشان می‌گردد و همة حسن‌های دلربایش را به جلوه می‌آورد. چنان که سعدیشیرین کلام فرموده است:

آدمی نیست که عاشق نشود فصل بهار

هر گیاهیکه به نوروز نجنبد حطب است

برای نیاکان ما نوروز معنای پیروزمندی عدالت وآغاز زندگی جدید را داشت. آن‌ها اول بهار را که ایام برابری شب و روز و هنگام احیایطبیعت و موسم کشت و کار بود جشن می‌گرفتند. از نظر آن‌ها جشن نوروز نسبت به دیگرجشن‌ها اعتبار بیش‌تری داشت. مسلّم است که نوروز یکی از جشن‌های ایرانیان بوده ورسم و سنت‌های خوبی را تجسم می‌کند. در بدخشان هم که یکی از بخش‌های ایران بوده عیدنوروز را به شکل گسترده‌ای برگزار می‌کنند. عید نوروز که برای بدخشانیان عید ملیاجدادی است به عنوان رمز دوستی و زنده شدن کل موجودات به شمار می‌رود و به اسم «خیدیر ایام» یعنی عید بزرگ معروف است.

معمولاً بدخشانیان به ویژه در محلات «روشان» و «شغنان» عید را «ایام» می‌خوانند و هر یک از آن‌ها سنت‌های خاصیدارند،‌از جمله این که در بعضی از مناطق نوروز را در نیمة دوم ماه فوریه یا همزمانبا مراسم «خفت براران» (یعنی براوردن برزگاوان (گاو نر) برای شدگار (شخم زدن) جشنمی‌گیرند. اما معمولاً‌ جشن عید نوروز هنگام برابری شب و روز به وقوع می‌پیوندد. چنان که از پیشینیان میراث مانده است هر خانواده چند روز قبل از نوروز برای برگزاریعید آماده می‌شود. خانه را پاک کرده، تمام ظرف‌های خانه را تمیز می‌کند تا گردی ازسال کهن باقی نماند. روز نوزدهم را خلیفة ده (خادم مذهبی) معین نموده به همة مردماعلام می‌دارد. برابر رسم، دو روز قبل از نوروز کدبانوی خانه وقتی که خورشید بهاندازة یک قد نیزه بالا آمد دو جارو را بسته آن را جایی راست می‌گذارد. می‌گویند کهاین جارو از جاروهای معمولی نیست رنگش سرخ است و آن را در فصل پاییز از کوه و پشتهبرای نوروز جمع کرده و تا جشن نوروز نگاه می‌دارند. این به آن خاطر است که رنگ سرخبرای بدخشانیان رمز نیکی و پیروزی است و جارو را هم در سر چوبی که ارتفاع آن بهاندازة یک نیزه است با پارچة سرخ می‌بندند. کودکان،‌جوانان و کهنسالان با بی‌قراریمنتظر فرا رسیدن نوروز هستند. با دمیدن صبح کاذب همه از خواب بلند می‌شوند که ایننیز رمز خاصی دارد. یعنی تا پایان سال جسم و روح انسان پاک، سالم و نیرومند خواهندماند.

این جا باید یادآور شد که نهار عید نوروز نیز با روزهای دیگر تفاوتدارد. در روز عید نوروز از خوردنی‌های شیری مثل حلوا با شیر، شیربرنج، غوز حماچ (غذایی است مرکب از جوز (گردو) ) و غیره صبحانه می‌خورند که این نشانة بخت نیکو وپرفیضی سال است. پس از خوردن صبحانه، اثاث منزل را بیرون می‌آورند. هر خانواده کوششمی‌کند تا سریع‌تر از دیگران پارچة قرمزی را بالای در ورودی خانه بیاویزد که این همرمز نیکی و خوش‌روزی است. چون تمام اشیای خانه را بیرون آوردند و آفتاب طلوع نمود،کدبانو شروع به چیدن اثاث منزل یا به گفتة مردم «چدمیرزنی» می‌نماید. در این هنگامهیچ کسی غیر از کدبانو وارد خانه نمی‌شود. کدبانو در خانه را محکم بسته و پنجره وروزنه را باز می‌گذارد تا باد،‌ هوای نوروزی را وارد خانه کند. چون روبوچین راانجام داد گرد و غبار نه از راه در، بلکه از راه پنجره و روزنه بیرون رفته و در جایدور از خانه می‌ریزد. با این کار، خانه از غبار سال پیش پاک و جاروها به بام خانهپرتاب می‌شوند. سپس کدبانو خود استحمام می‌کند. مردان خانه بالای خانه را به امیدفراوانی در سال جدید با آرد گلبندی (زینت و آرایش) می‌کنند. کدبانو لباس تازه به برکرده، با دست پر از آرد بر سر تنور می‌ایستد و در این وقت کودکان در حالی که گلغنچه‌ای در دست دارند با ندای «شاگون بهار مبارک!» وارد خانه می‌شوند. مادر بهبچه‌ها مبارک می‌گوید، و به پیشواز آن‌ها می‌رود و گل غنچه‌ها را از دستشان گرفتهبه کتفشان آرد می‌پاشد. گل غنچه‌ها را جمع کرده و در جایی می‌گذارند.

رسم‌هاو بازی‌های نوروزی مختلفند ولی آن چیزی که در کل نقاط بدخشان رایج است این‌هاهستند: چون تمیز و پاک کردن خانه انجام می‌یابد همه در و دروازه را باز می‌گذارند وشادی و سرور آغاز می‌شود. همسایه‌ها در حالی که چیزی از انواع خوردنی در دست دارندبه خانه‌های هم آمده، عید را مبارک می‌گویند. دختران در باغ گردآمده ارغنچک (تاب‌بازی) می‌کنند. جوانان در میدانی تخم جنگ (تخم‌مرغ‌بازی)، کبک جنگ، خروس جنگ وبزکشی کرده و مشغول کشتی می‌شوند. همة این بازی‌ها تا پاسی از شب ادامه می‌یابند. روز دوم هم از صبح زود شادی و سرور در گذرگاه ده و کوچه‌ها آغاز شده تا آخر روزدوام می کند. مراسم مردم بدخشان چنین است که در شب دوم سال نو از کله و پاچة گوسفندبا گندم خوراک مخصوصی تهیه می‌کنند که آن را باج می‌گویند. در شب دوم نوروز با فرارسیدن وقت شام، بچه‌ها بام به بام گشته از روزنة درون خانه، رومالی (روسری) را برایدریافت تحفة نوروزی دراز می‌کنند و آمدن نوروز را با سرودخوانی جشن گرفته ومی‌گویند:

نوروز شد و لالة خوشرنگ برآمد

بلبل به تماشای دف و چنگبرآمد

مرغان هوا جمله بکردند پرواز

مرغ دل من از قفس تنگبرآمد

این عادت را «کلاغوز غوز» می‌نمایند. صاحب‌خانه هدیه‌ها را بیرونمی‌آورد و شرط صاحب رومال (روسری) را می‌پرسد. وی شرطش را می‌گوید و صاحب‌خانهحتماً باید آن را اجرا کند. در این روز رد کردن خواستگاری دوشیزگان نیز ممنوع است وصاحب‌ خانه مجبور است برخلاف میل خود برای ازدواج دخترش راضی گردد. صبح زود روز سومنوروز، سلام نوروزی یا «ایام سلام» شروع می‌شود. اگر طی سال گذشته به این خانه عروسآورده باشند او در این روز به دیدار والدین خود می‌رود. عموماً تجلیل نوروز دربدخشان سه روز ادامه دارد و کل رسم و آیین و اقداماتی که طی این روزها برگزارمی‌شوند برای بیرون کردن کینه و کدورت از دل، آشتی دادن همة آن‌هایی که رنجیده‌اندو امید بستن به آیندة نیک و درخشان و فراوانی در سال نو هستند. 

/ 0 نظر / 18 بازدید